در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اکنون در پس تمام تبلیغات منفی، سازمان مدیریت و برنامهریزی با تمام وظایف و اختیارات، مسئولیتها و دارایی، تعهدات، اعتبارات، امکانات و نیروی انسانی و با عنوان دو معاونت به نامهای معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیسجمهور و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور فعالیت میکند؛ فعالیتی که قرار است دوباره به حال سابق خودبازگردد.
اصلیترین هدف شورای عالی اداری از این انحلال یا تغییر نام، اصلاح نظام اداری، افزایش تحرک و کارایی و بهرهوری، کوچکسازی، روانسازی، سرعت، دقت، کارآمدی و جلوگیری از بروکراسی عنوان شد. به این ترتیب سازمانی که هشت سال پیش از تغییر نام، از ادغام دو سازمان امور اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه بهوجود آمده بود، در نهاد ریاستجمهوری ادغام شد و به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهوری تغییر نام داد؛ پایان سازمان شصتساله، سابقه تشکیل سازمان مدیریت و برنامهریزی به حدود 60 سال پیش باز میگردد؛ زمانی که دولت تصمیم گرفت برای هماهنگ کردن برنامههای عمرانی، هیاتی به نام هیات عالی برنامه تشکیل دهد. بعدها در وظایف و تشکیلات اداری این هیات، تغییراتی ایجاد شد و به سازمان برنامه و بودجه تغییر نام یافت. در سالهای اول بعد از انقلاب، نقش سازمان برنامه و بودجه در تصمیمگیریهای اقتصادی بشدت کاهش یافت و بعد از آن نیز در دوران جنگ هشت ساله با عراق، مدتی کار تدوین بودجه به نخستوزیری سپرده شد. در سال 78 با هدف یکپارچگی در برنامههای توسعه و فراهم کردن زمینه اجرای آنها، سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداری و استخدامیکشور با هم ادغام شدند و سازمان مدیریت و برنامهریزی تشکیل شد. اما شاید نخستین جرقه انحلال سازمان مدیریت در دولت نهم با دستور الحاق سازمان مدیریت و برنامهریزی استانها به استانداریهای سراسر کشور صورت گرفت. هدف از این اقدام تمرکززدایی، تسریع در امور استانها و پیشرفت در امر سازندگی و عمران آنها بود. در همین خصوص از آبان 85 هیات هفت نفرهای در دولت تشکیل شد که وظیفه اصلی آن بررسی ادغام سازمان مدیریت در استانداریها بود. دو ماه بعد و در جریان بررسیهای لایحه بودجه سال 86، دولت وظیفه پرداخت حقوق کارکنان دولت را که پیش از این به عهده سازمان مدیریت بود، به وزارت اقتصاد محول کرد. تا پیش از این، روند پرداخت حقوق کارکنان دولت اینگونه بود که پس از تصویب میزان حقوق پرداختی در بودجه سالانه، دستگاهها رقم مورد نظر را در اختیار سازمان مدیریت قرار میدادند و سازمان مدیریت، حقوق کارکنان دولت را مجدد به دستگاههای دولتی اختصاص میداد. مقامات دولتی وقت معتقد بودند با این تصمیم و متمرکزشدن وظیفه پرداخت حقوق در وزارت اقتصاد، حدود 1500میلیارد تومان صرفهجویی انجام خواهد شد. سرانجام در تیرماه86 با تصویب شورای عالی اداری، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور با ادغام در نهاد ریاستجمهوری به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهوری تغییر نام یافت. رئیسجمهور سابق در جلسه شورای عالی اداری درباره هدف تغییر عنوان و کارکرد این سازمان گفت با توجه به تغییر ماموریتهای سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور باید ساختار این نهاد نیز دچار تحول شود که هدف از آن تقویت و ارتقای نظام برنامهریزی و نظارت در کشور است. احمدینژاد یادآوری کرده بود سازمانهای تحت پوشش سازمان مدیریت و برنامهریزی، زیر نظر دستگاههای اجرایی مرتبط به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
تغییر وضع سازمان مدیریت و برنامهریزی به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاستجمهوری با واکنشهای متفاوتی مواجه شد. موافقان این تصمیم معتقد بودند بلاتکلیفی سازمانهای مدیریت و برنامهریزی استانها در آستانه آمادهسازی بودجه سال 87 و تنظیم پیششرطهای برنامه پنجم توسعه، میطلبید رئیسجمهور سابق هرچه سریعتر چنین تصمیمی اتخاذ کند تا نظام برنامهریزی و بودجه از حیث ساختار، استراتژی و رویکردها از نو تعریف شود. به اعتقاد موافقان این تصمیم، بعد از ادغام واحدهای استانی سازمان مدیریت، تکلیف ستاد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور باید تعیین میشد، چراکه با حذف واحدهای استانی، شرایطی بهوجود آمده بود که ستاد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در یک بلاتکلیفی و سردرگمی محصور شده بود که با تصمیم شورای عالی اداری از این وضع خارج شد. موافقان انحلال سازمان مدیریت، سرعت عمل در تعیین تکلیف ستاد سازمان مدیریت و برنامهریزی را از سوی شورای عالی اداری قدم مثبتی میدانستند و اعتقاد داشتند و شاید الان هم دارند که سازمان مدیریت و برنامهریزی، دچار بلاتکلیفی مزمنی شده بود که موجب بازماندن وظایف عادی و جاری این سازمان میشد. با این حال ، مخالفان این اقدام رئیسجمهور، انحلال سازمان برنامه را پس از گذشت 60 سال از عمر آن، فاقد توجیه کارشناسی میدانستند و معتقد بودند این اقدام با علم مدیریت تناقض دارد، چراکه سپردن وظیفه برنامهریزی و تخصیص بودجه به واحدهای گوناگون در اقتصاد وابسته به نفت ایران، نتیجهای جز روزمرگی، بیثباتی و اختلاف بین دستگاهها نخواهد داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: