شیرینی ها طعم مرگ داشت

پخش شیرینی در یک پارکینگ در جنوب شهر به مرگ کارگر نقاش منجر شد.22 آذر امسال ، ماموران پلیس 110 از طریق تماس تلفنی از قتل جوانی به نام روح الله - ج در محوطه گاراژ مقدم در جاده ساوه اطلاع پیدا کردند.
کد خبر: ۶۰۵۱۳

با حضور ماموران در محل جنایت مشخص شد ، پس از آنکه پدر مقتول که نقاش خودروست با یکی از تعمیرکاران در داخل گاراژ درگیر شده ، برادر جوان تعمیرکار به پشتیبانی از برادر خود ، با مقتول درگیر شده و وی را با وارد آوردن ضربه چاقو به گردنش به قتل رسانده است . با گزارش موضوع به بازپرس ویژه قتل ، تحقیقات برای شناسایی متهم به قتل آغاز شد و سرانجام پس از گذشت مدت کوتاهی وی دستگیر شد.با دستگیری وی پرونده جهت صدور رای نهایی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

قتل به خاطر شیرینی

روز گذشته در جلسه دادگاه این پرونده که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد ، پس از قرائت کیفر خواست توسط نماینده دادستان ، قاضی یاور زاده از پدر مقتول که در زمان وقوع جنایت در صحنه حضور داشته است خواست تا به توضیح ماجرا بپردازد .پدر مقتول گفت : بعد از ظهر روز حادثه ، برادر متهم به قتل که مغازه کناری ما متعلق به اوست در گاراژ شیرینی پخش می کرد، از او خواستم تا یک شیرینی هم به من بدهد ، اما او نداد و منهم با لگد به زیر جعبه شیرینی او زدم و بر سر این موضوع با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردیم ، اما به خاطر رفاقت زیادی که داشتیم خیلی زود از هم جدا شدیم ، اما برادر وحید با او تماس گرفت و به او گفته بود که مرا کتک زده اند ، خودت را برسان که او هم دو ساعت بعد با خودرواش به گاراژ آمد و پس از آنکه با من جروبحث کرد ، پسرم روح الله را با ضربه چاقو به قتل رساند ولی هنگامی که قصد فرار داشت من او را تعقیب کردم که او چندین ضربه هم با چاقو به سینه من زد.پس از آن پدر مقتول و سایر اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند.

شیرینی تلخ

پس از درخواست اولیای دم ، متهم به دفاع از خود پرداخت. وی گفت : همه چیز به خاطر این شیرینی های لعنتی رخ داد ، خودم هم نمی دانم چطور این اتفاق افتاد وقتی به گاراژ رفتم از این که دیدم به خاطر یک شیرینی برادرم و خانواده مقتول که با هم دوست هستند درگیر شده اند ، ناراحت شدم . قصد داشتم آنها را باهم آشتی بدهم ، اما برادرم و خانواده مقتول باهم درگیر شدند که هنگام درگیری فکر می کنم مقتول به زمین افتاد و گردنش به میله های آهنی روی زمین خورد؛ اما من ضربه ای به او نزدم .قاضی یاورزاده از او پرسید: اگر شما ضربه ای نزدید ، پس چرا تنها شما فرار کردید که وی گفت : در آن لحظه همه فریاد می زدند مرد ، وحید را بگیرید که من هم به خاطر ترس فرار کردم ، اما من او را نکشته ام.با اظهارات متهم و خانواده مقتول ، دادگاه در مهلت قانونی رای خود را صادر خواهد کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها