کاش کمی فرصت داشتم

بای بسم الله: صفای دانشگاهی دکتر احمد مجد برای همکار همراه ما جلوه گری بسیار مثبتی داشت و برای من دق الباب پی در پی دانشجویان در آستانه دکتری و غیره.
کد خبر: ۶۰۲۸۴
روی صفحه ای سفید ، با اجازه این چهره ماندگار زیست شناسی ، نوشتیم: «مصاحبه است ؛ لطفا در نزنید وگرنه از شما نمره کم می شود!» و روی در چسباندیم. اما باز هم صدای در... و غیره.

گل؛

نمودی از زیبایی طبیعت و خلاقیت خداوند.

گلهای این دفتر؛

دانشجویانی که لطف کرده اند ، مرحمت همکاران و نتیجه محبت هایی که دوستان دارند.

این گلهای زیبای قدرتمند؛

گلها آنقدر قدرتمندند که حتی انسان ها را به خدمت می گیرند.

مثلا؛

باغبانی که گل را پرورش می دهد و...

و این عطر و زیبایی؛

تا انسان نگه دار بقای نسلش باشد.

شعری که روی دسته ای گل تقدیم خانمتان می کنید؛

باید حتما شعر باشد؛

اگر باغبان بودین؛

برمی گشتم به کار فعلی خودم ، چون الان هم «گل» پرورش می دهم.

نگاه به عمری که گذشت؛

محصولش مثبت و مفیده بود.

چه وقت می گین «وجدانم راحته»؛

شب و روزی که گذشت ، بیهوده نگذشت.

آدم بیهوده؛

باید از خودش بپرسین. تجربه ای در آن زمینه ندارم.

در چه زمینه ای راحت می گین نمی دونم؛

قضاوتش واقعا مشکله. انسان ها بر مبنای موقعیت و منافعشان قضاوت می کنن.

تمایل شما؛

به کیفیت ها بیشتر توجه بشه تا کمیت ها.

یکی از کیفیت های شخص شما؛

یکی که...[چه عرض کنم] می خواهید به صورت مجموعه خدمت شما بدهم؛!

این شعر: مرا کیفیت چشم تو کافی است؛

فکر می کنم که طرز نگریستن و شکل و حالت رفتاری نگاه خیلی از مسائل را می تواند مشخص کند.

پس نگاه بیانگر خیلی مسائل است ، مثل؛

محبت ، دوستی ، آشنایی ، خدای نکرده خشم ، نارضایتی و امثال این ها.

در این باره گوشه چشمی به ادبیات؛

شعر زیبایی داریم ، بسیار بامعناست: نه هر چشمی نظر دارد / نه هر بحری گهر دارد/ازمولانا.

اهمیت نگاه؛

منعکس کننده خیلی از مسائل درون است.

مساله مهم درباره تالیف هایتان؛

اینه که تا چه حدی مورد استفاده قرار گرفته. و...

امیدوارید به چه عنوان مورد استفاده باشند؛

به عنوان یک کلید و راهنما.

آرزویی برای تاثیر کیفی آثارتان؛

در موفقیت دانشجویان و رفع مشکلاتشان اثرگذار باشد و اثری باشد که در زمان خودش مفید باشد.

آیا در زمان خودتان ، متولد شدین؛

تولد به اصطلاح پا به دنیا گذاشتن در اختیار خود من نبوده حتما مشیت الهی بر این بوده و در زمان خودش بوده از آن حیث که ما معتقدیم.

از حیث علمی؛

چرا، فکر می کنم که در زمان خودش بوده.

خواسته دور؛

طکاش فرصت داشتم آینده علم زیست شناسی سلولی و مولکولی (دنیای نانو که علم در آستانه ورودش هست) را بیشتر لمس می کردم.

کجای زیست شناسی قشنگه؛

زیست شناسی همه جا قشنگ و زیبا و رهگشاست و می تواند برای ما الگو قرار بگیرد، در کل زندگی فردی و اجتماعی مون.

ازجمله؛

از حیث تشکیلاتی ، عمل و رفتاری ؛ یعنی آنجایی که پدیده های حیاتی شکل می گیرند.

پدیده های زیستی؛

هر آنچه در یک موجود زنده می توانید جستجو کنید و ببینید.

پدیده زیستن در اینجا ، در این اتاق؛

همین صحبت من با شما.

چه وقت اصلا صحبت نمی کنین؛

یک سکوت دایم داریم که بعد از مرگه.

جایگاه مرگ در زندگی شما؛ اصلا به مرگ فکر کردین؛

مگه ممکنه یک انسان و بویژه یک زیست شناس ، به مرگ فکر نکنه؛

اگر به پدیده مرگ چند بعدی بنگریم؛

یک مرگ در حد سلولی ، بافتی یا مرگ به اصطلاح ناشی از مجموعه تصادف ها، سموم و... یا مرگ برنامه ریزی شده و فیزیولوژیک و هدفدار یعنی عده ای از سلول ها مرگ را برای بقای سایر سلول انتخاب می کنند.

یک نمونه زنده ، واقعی و ملموس انسانی؛

در جامعه ما هست ؛ ایثار در نهایت خودش ؛ یک فرد برای بقای ایدئولوژی ، همه هستی خودش را می گذاره.

انتخاب یک مثال ساده؛

تشکیل لوله های آوندی در گیاه برای انتقال شیره خام گیاهی که لوله ، خودش از بین می رود و محتویاتش را از دست می دهد یک مرگ انتخابی برای این که شیره خام را برساند به بخشهای فعال گیاه.

از خود گفتن؛

روحیه ام را خسته می کند.

چه چیزی را وظیفه خود می دانید؛ در حد توان و امکانات خودم وظیفه می دانم که برای پرداختن دین ام به آب و خاک و اعتقادات ، تلاش کنم.

چرا مرگ ، واقعیت زندگی شماست؛

مرگ را به صورت یک واقعیت پذیرفتم. چون به دنبالش حسابرسی وجود دارد.

عاملی بسیار خوب برای انسان ها در سعی انسانی بودنشان؛

اعتقاد به نوعی ادامه زندگی پس از مرگ و حسابرسی.

ازجمله سعی می کند که؛

رعایت حقوق دیگران را تا حد امکان فراموش نکنه.

و این تجاوزها؛

تصور می شه همه چی با مرگ تمام می شه.

نکته مهم دیگر از اعتقاد شما؛

به طور طبیعی به دنبال پیری ، مرگ پیش می آد. اگر به این مشکل نگاه کنم ، به پیری هم از دید زیست شناسی نگاه می کنم توان های جوانی را نخواهم داشت.

پس تا جایی که توانی هست؛

...چه کار مفیدی را می توانم به نفع جوان های مملکتم انجام بدم و چه بکنم که در پیری فریادرس هایی هم داشته باشم و به خاطر اعمالم مورد قهر قرار نگیرم؛ به نظر شما مهم نیست این مسائل و تعدیل کننده رفتار ما نمی تونه باشه؛

از عبرت های زندگی؛

هر روزش ، هر لحظه اش عبرته. مخصوصا وقتی با نگاه کلی «چرایی» نگاه می کنید.

وقتی «چرایی» به معنای پرخاشگری نیست؛

به معنی جستجوگری است ؛ یعنی فرهنگ پژوهش از همین جا منشائ می گیرد. یعنی به جامعه بی تفاوت نباشم.

عبرتی در همین لحظه گفتگو؛

همین که مصاحبه می کنم ، خدمت شما هستم ، برای من یک عبرته ، اگر مجموعه کار خیری نداشتم ، چطور سراغ من می آمدید؛

یکی از پاداش های این نیت خیر؛

پاداش های زیادی داشتم خوشبختانه. به حمدالله از سلامت نسبی در سن خودم برخوردار هستم. در زندگی خانوادگی ام که جای شکر زیادی داره ، مشکل مادی ندارم.

همسرتان خانم دکتر صدیقه محرابیان ، دانشیار دانشگاه در رشته میکرب شناسی؛

در کارهای پژوهشی یاور بسیار خوب.

از حیث مادی روی چه مساله هایی تمرین داشتید و موفق شدین؛

یک: به ساده زیستی خودم را عادت دادم ، دو: در سایه اعتقاد ، تلاش هم کرده ام.

سختگیری سختکوشانه؛

حتی از کمک هزینه 150 تومانی ماهانه دانشگاه هم پس انداز می کردم.

از پس اندازهای معنوی برای آخرت؛

چیز زیادی ندارم ، ولی فکر می کنم هرچه که داشته ام ، در خدمت جوان ها بوده ، اگر خدا قبول کنه...

سپرده کوتاه مدت؛

صرف تامین مسکن خانواده ، چون آرامش ایجاد می کند و بر آرامش بچه ها اثر می گذارد.

یک اعتقاد بلندمدت؛

تلاش مشروع برای معاش ، جهاد است ، [البته] مشروط به این است که شما حقی از دیگران تضییع نکنید.

ظاهر شما چه چیزی را نشان می دهد؛

این را باید از شما بپرسم ، شما چه قضاوتی می کنین؛ همکارم گفت دکتر تایید کرد دانشجویانش هم عقیده دارند: در برخورد اول ، مقداری ظاهر جدی توام با آرامش.

همین لحظه ، خواهش شما از ما؛

شما با افرادی مصاحبه می کنید ؛ یا محصولات [نیروی] انسانی و کار جامعه [آنها نیز] مصاحبه کنید.

اعتقاد و توکل به خدا داشتن؛اگر موفقیتی بوده عواملش همان بوده؛ آیا همیشه رعایت حدود را دارید؛

هر کار هر جمع و مجلسی حدود و ایجاب های خودش را دارد. رعایت این محدوده ها مهمه.

چه وقت کار نمی کنید؛

هیچ گاه بدون عشق ، کارم را انجام نداده ام.

کار برای رفع تکلیف؛

به هیچ جا نمی رسم.

کار بدون علاقه؛

فرسایش دهنده روح و جسم فرد و بعد بازدهی ندارد.

شده از روی اجبار بدون عشق به کلاس بروید یا کار پژوهشی بکنید؛

هیچ گاه.

کار با عشق و از سر علاقه؛

هم آدم را جوان نگه می داره ، هم کار خسته اش نمی کنه. آدم بهتر می تواند کارش را ساماندهی کند.

نکته خیلی مهم حرفه ای؛

ما با کسانی کار داریم که صاحب درک و شعور و ادراک بالا هستند.

تلاش مهم؛

با ادعای صرف و خودمحوری نتیجه معکوس می گیرید. با دانشجوها نمی شه بازی کرد ؛ دروغ و امثالش...

اعتقاد درونی به این که؛

توی این مملکت بزرگ شدم. از مالیات های قشر زحمت کش بخشی از پوست و استخوانم درست شده و درس خوانده ام... خود را مدیون مملکتم می شمارم.

دانشجوها نماینده چی هستند؛

نماینده قشر متفکر جامعه.

در هر کلاس موج می زند؛

انبوهی فکر اندیشه احساس و ادراک آنجاست.

به اضافه؛

دیدگاه ها و شخصیت های متفاوت.

فکر می کنید چه برای دانشجو محسوسه؛

کجا تظاهر می کنه ، کجا آنچه را که داشته در طبق اخلاص می گذاره؛

از زندگی در ایران خوشحالین؛

از خیلی جنبه هاش بله.

یک باید و اگر و اما درباره زندگی ایرانی؛

  • زیست شناسی همه جا قشنگ و زیبا و رهگشاست و برای ما درکل زندگی فردی و اجتماعی مان می تواند الگو قرار بگیرد

  • این مهمه که کلا خیلی بهتر از این می تونست باشه از هر جهت دوست داشتم که موندم وگرنه امکان خارج رفتن راحت مهیا بود.

    تاثیر نگاه محبت آمیز به افراد جامع؛

    تاثیرش اینه که وقتی با محبت نگاه کنین ، پس پاسدار حقوق آنها هستید و خودتان را در هر برنامه ای اصل و محور قرار نمی دهید.

    به چه چیز باید همه مان معتقد باشیم؛

    من وقتی خوشبختم که در یک جامعه خوشبخت قرار بگیرم ، زندگی کنم.

    شده وقتی که از خیابان رد می شوید دانشجوها، مردم صداتان بزنند؛

    خیلی زیاد.

    دانشجویی که در خیابان از شما تشکر کنه؛

    بارها.

    گلایه چی؛

    گاهی داشتم چرا.

    به خاطر نمره؛

    گاهی به خاطر نمره ، که پس از بررسی دیده بهش ارفاق هم شده.

    سبک کاری؛

    بعد از ورود به کلاس دانشجو را نمی پذیرم. [البته] جلسه اول مطرح می کنم و دلیلش را می گویم.

    این نوعی خودخواهی نیست؛

    به خاطر رعایت حقوق دانشجوهایی است که در کلاس هستند. کار ما جدی است و کار ما تشتت فکری نمی پذیرد.

    تصادف رانندگی با طرفی که نه گذشت داره ، نه...؛

    تا جایی که در ذهنم هست به ماجرا ختم نشد.

    همسایه بد؛

    متاسفانه داشتیم. الان چندین ساله که خوشبختانه همسایه خوب داریم. از خویش و قوم هم نزدیک تریم به لحاظ عاطفی.

    معیار رفت و آمدهای قوم و خویش؛

    1. همکاران 2. فامیلهای صمیمی 3. که بیش از همه (لازم نیست خانگی باشه) دانشجویان ام.

    سوال همکارم: به عنوان زیست شناس کلکسیون حشرات هم دارین؛

    چون رشته من نیست ، ندارم.

    چی جمع می کنید؛

    آنچه جمع می کنیم در حقیقت دوستان خوب است ؛ دانشجویانی که همکارانمان می شوند.

    همکاری با اعتقاد وجدان کاری؛

    همه لذت می برند.

    معیار دوستی به معنی واقعی؛

    سنخیت کاری ، فکری و ایدئولوژی

    و بعد هم؛

    صداقت داشته باشند.

    دروغگو؛

    آن که راست نمی گه.

    به عبارتی دیگر؛

    نفع خودش را ملاک قضاوت هاش قرار می ده.

    کسی که نمک بخورد و نمکدان بشکند؛

    محصول دو مساله است ؛ یکی مشکلات شخصی آن فرد، یکی هم آنچه جامعه روی او اعمال کرده و موجب شده رفتارش اینجوری شکل بگیره.

    شیوه شما در نصیحت؛

    ترجیح می دهم می پرسیدین چقدر وقت داری که با بچه ها گفتگو کنی (اسم نصیحت را گفتگو بگذارید.) که متاسفانه شاید فرصت کافی برای این که به خانواده خودم برسم ، نداشتم.

    پس همه تان جور شما را می کشند؛

    ایشان هم مثل من.

    پس این امر باعث شده بچه ها مستقل بار بیان؛

    با نظارت خانواده بوده ، ولی طبیعتا مستقل بار آمدن.

    به جای این که از نزدیک وقت بگذارین چی کردین؛

    فراهم کردن امکانات زیستن بهتر.

    حالات غیرعادی؛

    همه جا هست.

    از بحران ها؛

    آلودگی محیط و عواملی نامناسب محیطی.

    وقتی یک دانشجو ببیند که شما خالصانه ، به شکل محبت آمیزوبا راستی آنچه را داشته اید، گذاشته اید؛

    نتیجه و پاسخ مثبت می گیرد.

    نتیجه فقط شعار ، تضاد گفتار و کردار؛

    جامعه به سمت ناهنجار می ره.

    عدم آگاهی های لازم و بموقع؛

    نوشداروی بعد از مرگ سهراب فایده نداره. هر سنی ایجاب خودش را داره.

    کسی که سالهاست با عشق و نه برای کار به کلاس می رود؛

    صاحب نوعی روانشناسی (تجربی) عملی می شود.

    پژوهش کجاست؛

    فرهنگش را به اندازه کافی تمرین نکرده ایم.

    حد یک تئوریسین زیست شناسی؛

    مگه زیست شناس می تونه از فیزیک ، شیمی ، ریاضی بی اطلاع باشد و حتی از ادبیات جامعه خودش ادبیات جهانی و مسائل ارتباطات [نمی تونه فارغ بمونه].

    وقت شما؛

    وقت من تنگه.

    قدر وقت شناختن به سبک حافظ؛

    سعی کردم بیشتر با جمعیت دانشجویی باشم.

    چیزی که تظاهر نیست؛

    همان که گفتم.

    شهودی از «برهم کنشهای ملکولی»؛

    چه مجموعه اتفاقاتی در ظرف یک جلسه کلاس درسی در من رخ می ده ؛ چند میلیارد سلول در بدن من می میرن که.... از شروع مصاحبه میلیاردها ریبوزم را از دست داده ایم و ساخته ایم و بی خبریم!

    چه چیزی اگر در زندگیتان وجود نداشت ، شما وجود نداشتید؛

    از بعد مادی ، اگر پدر و مادر... اگر مشیت الهی نبود.

    از نظر شخصیتی وجود رفتاری؛

    فکر می کنم بازهم تربیت خانوادگی ام بسیار مهم بوده و بعد به طور قطع و مسلم عده ای از استادانم و مقداری مطالعاتم طبیعتا.

    زحمتی که هدر رفت؛

    تقریبا نمی تونم بگم ، زحمتی که با برنامه ریزی کشیده شده هدر رفته باشه.

    کسی که برای زندگی اش هدف مشخصی نداره؛

    اصلا نمی شه تجسم کرد که کسی بی هدف باشه.

    هدفی که شما برای یک بی هدف می تراشین؛

    هدف ادامه زندگیش را داره.بدون هدف از نظر زیستی ، کسی زنده نمی مونه.

    سعی کردین چی نداشته باشین؛

    سعی کردم از وقتی تشخیص دادم مردم آزاری بده ، مردم آزاری نداشته باشم.

    مرهمی بر زخمی ، کمکی؛

    بدون منت و طلبکاری از جامعه یا این و آن سعی کرده ام ، خدمت کنم.

    آرزوهایی که بهش نرسیدین؛

    آخه کوچیک هاش زیاده و بزرگ هاش هم وقتی از حیث عقل و منطق بهش نمی رسید ، عاقلانه اش اینه که از لیست خارج بشه.

    چنانچه امکانات پژوهشی بیشتری داشتید؛

    خیلی دوست می داشتم بیشتر از این پژوهش و آموزش را باهم گره بزنم.

    این امر چقدر در ایجاد و اعتلا و پیشرفت تمدن انسانی سهم داشته؛

    بر بنای آموزش ها و پژوهش های صحیح تمدن انسانی شکل گرفته.

    فرق شما با دیگران؛

    آخه کدام دیگران؛

    خیلی راحت به چی رسیدین؛

    خیلی راحت تونستم هم موافقت و هم به طور نسبی نتیجه خوب در موفقیت های تحصیلی خارج از کشور را به دست آورم.

    چه جوری تاثیر مثبت می گذارین ، یکی از شگردها؛

    صداقت و یکی هم گذشت و تواضع.

    فرق تواضع و کوچک کردن خود؛

    تواضع: توان داری برای این که رفتار متواضعانه نداشته باشی ، اما به خاطر دستیابی راحت تر به اهداف و تاثیر مثبت بر دیگران.

    تواضع؛

    عبارت است از فروتنی که همراه با آگاهی به حقوق و توانایی های خود انجام می شه. حالا به نفع پیشرفت کارها و سیستم چه مقداری از حقوق خود را نادیده می گیرید.

    شما خودتان را تشبیه کنید به...؛

    به یه آدم که آگاهانه تواضع می ورزد.

    اگر مثال بخواهیم؛

    درخت هر چی پربارتر می شه ، سرش پایین تر می آد.

    یه مثال قشنگ دیگه که شاید کمتر دیده باشیم؛

    سعدی شیرین سخن: آنجا که گل است خار است ، خار برای پاسداری از گل ، سر خم می کنه. دیدید که بیشتر خارها کج اند... با تواضع سعی می کنه که گل را نیازارد.

    دنیای شخصی شما بعد از کار؛

    علاقه مند به ادبیات هستم و در ادبیات مخصوصا ادبیات فارسی خودمان ، حکمت ، فلسفه و آموزش و پرورش می بینم.

    شعری که الساعه بگویید؛

    درخت تو گر بار دانش برآردبه زیر آورد چرخ نیلوفری را

    همه توانایی های ما؛

    در سایه علم و آگاهیه.

    اگر بخواهیم روی پای خودمان باشیم؛

    باید استقلالمان را بیش از این به پیش ببریم ، در سایه علم و دانش که به لطف پژوهش به دست می آد.

    مردمی / کشوری که صاحب قدرت باشه؛

    می تونی خودت برنامه ریز خودت باشی ، نه که برات برنامه ریزی کنن.

    درددلتان با ما؛

    جایی که می خواهید نقش محیط را القاء کنید و تاثیرش را نقش وراثت را که در اختیار خود ما نبوده و سرنوشت از قبل ساخته شده ماست.

    چه محیطی در اختیار بروز این ژنها بوده؛

    حتما پرتوهای خورشید در بروز ژن اثر دارد. ببینید در ادبیات ما چقدر تاثیر دارد.

    چه وقت دگرگون می شوید؛

    اصولا آدمی عاطفی هستم.

    این که اصلا ما آن نیستیم که بوده ایم؛

    به طور کلی اعتقاد علم براینه که هر نسل برای نسل خودش حدود 30 درصد تغییرات داره.

    هنگام مواجهه با قلم به ناحق به کسی و شما توانایی برگرداندنش را ندارید؛

    خیلی بهم فشار می آید.

    با آن عواطفی که گفتید پس ازدواجتان عاشقانه بود؛

    به طور کلی تا آن حالات محبت عاطفی ، همفکری و بینش نسبت به حل مشترک مسائل نباشه ، اسمش ازدواج نیست.

    چی اگه بیاد ، کارهاتون را کنار می گذارین؛

    فکر می کنم که مسائل عمده عاطفی که می تواند بحران ایجاد کند/ بحران نه به معنی بدش.

  • زیست شناسی خانوادگی


    ایمان: فرزند بزرگم پزشک است ، مشغول تحصیل تخصص طب سوزنی در امریکا.
    احسان: مهندس صنایع ، تازه یک هفته است که خدمتش تمام شده و بلافاصله مشغول کار شده ، به دلیل شکل رفتاری که داشت ، البته لطف خاص خداوند است که پاداشم اینجوری است.
    الهام: دانشجوی ترم سوم ریاضی کاربردی است.
    از یادآورد همیشه من به بچه هاست:یادتان باشه که خالقی هست همه مسائل را خود ما شکل نمی دهیم ، بلکه در سایه توکل و تلاش ، موفق می شویم. هر کدام از اینها را که بردارین ، مساله ، مشکل پیدا می کنه.
    سعی کنید از حلال تغذیه کنید ، یعنی پا روی حق این و آن نگذارید.
    سعی کنید در هر شرایطی طغیان نکنید ، طغیانگر نشوید.
    در تاریخ ، اخبار و احادیث می بینم فرد یا جامعه یا حکومت ها وقتی طاغی شدند، فرو ریختند.
    بعثت حضرت موسی بر فرعون ؛ نص صریح قرآن است که: «فرعون طغی» (طغیانگر شده) دیگه فکر می کنه ، همه چی خودشه.


  • علی اکبر مظاهری
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها