به گزارش ایسنا، مجید قیصری در نشست عصر تجربه که در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد و با پرسش و پاسخ همراه بود، درباره تأثیر جایزههای ادبی بر نویسندهها گفت: نفس جشنواره و گرفتن جوایز نشان میدهد که کار شما دیده شده، اما اگر این اتفاق در کارهای اول و دوم شما رخ دهد، باعث میشود کار را جدی بگیرید.
او افزود: من نمیگویم برای من اینطور نبود، اما زمانی این جشنوارهها به کار من پرداخت که خیلی در لاک خود فرو رفته بودم؛ با این حال بیتاثیر هم نبود. این جوایز فقط میتواند مشوق باشد؛ نه این که آدم بنویسد تا جایزه بگیرد. وظیفه جشنوارهها کشف استعداد است؛ وگرنه اینطور نیست که اگر کتابی جایزه بگیرد، تیراژش بالا برود. این نشان میدهد که جامعه ما چندان به جوایز اعتقاد ندارد.
این نویسنده گفت: یک نویسنده در درجه اول محقق است. دیگر اینکه نویسنده مدام باید بخواند، مثل موشی که اگر چند لحظه نجود، دندانهایش آنقدر بزرگ میشود تا خفه شود. نویسنده باید مدام در حال نشخوار کردن باشد و ذهنش را پر کند؛ آنوقت خودش راهش را پیدا میکند. نویسنده باید حکیم باشد و از هر چیزی شناخت داشته باشد.
او در پاسخ به یکی از حاضران که پرسید کدام کتابتان را بیشتر دوست دارید، گفت: قاعدتا آدم بچه آخرش را که نوپاست، بیشتر از بچههای بزرگ و لندهورش دوست دارد. من هم فعلا بیشتر به «سه کاهن» میرسم. اما کار بعدی که بیاید، این کتاب دنبال زندگی خود میرود.
قیصری در ادامه عنوان کرد: یک نویسنده غربی باید عهد قدیم و جدید را بخواند و عاشق اسطورههای یونان باشد. نویسنده ایرانی هم امکان ندارد عاشق قرآن و اسطورههای ایرانی نباشد. اگر من یک نویسنده غربی بودم، همانطور که الان عاشق قرآن هستم، عاشق عهد قدیم و جدید بودم. گذشته را نمیتوان قطع کرد. میتوان به آنطور دیگری نگاه کرد، اما نمیتوان به آن پشت کرد.
قیصری افزود: من بسیاری اوقات میخواهم وارد فضاهایی شوم، اما شرایط اجازه نمیدهد. منتظرم حال خودم و اجتماع خوب شود. نمیدانم در جامعهای با 75 میلیون جمعیت کتاب با تیراژ یکهزار یا 2000 نسخه چه نیازی را میتواند برطرف کند. الان آگهی لولهبازکنی و تخلیه چاه با تیراژ 5000 نسخه چاپ و هر ماه تجدید چاپ میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم