نگاهی به نقاط اوج و فرود سریال جدید مهدی صباغ‌زاده

«اولین انتخاب»، اولین سریال صد در‌صد کمدی است

پخش سریال کمدی «اولین انتخاب» به تهیه‌کنندگی مسعود ردایی و کارگردانی مهدی صباغ‌زاده، که هر هفته روزهای یکشنبه، سه‌شنبه و پنجشنبه ساعت 23 و تکرار آن روزهای بعد ساعت 19 از شبکه تهران به پخش می‌رسد، از 27 مرداد 92 آغاز شده است.
کد خبر: ۶۰۱۴۱۶

این سریال داستان دختری را روایت می‌کند که دانشجوی پزشکی است و طبق قرار و مدارهای خانوادگی قرار است پسر عمه‌اش که خارج از ایران زندگی می‌کند، به خواستگاری او بیاید. دختر که همچون مادرش و به واسطه نهیب‌های او از این وصلت دل‌خوشی ندارد، مسئول زیراکس دانشگاه را که پسری اهل شهرستان و علاقه‌مند به وی است، به خواستگاری خود تشویق می‌کند تا از این طریق برای پسرعمه خواستگارش مانع ایجاد کند.

در نهایت این پسر وارد خانه آنها می‌شود تا با خانواده دختر آشنا شود. دختر او را به‌عنوان دانشجوی پزشکی به خانواده‌اش معرفی می‌کند، اما پسر که در بدو ورود به این خانه مصدوم شده است، برای مداوا مدتی مهمان خانه‌شان می‌شود، اما دستپاچگی او مدام کار دستش می‌دهد و افتضاح بار می‌آورد.

در این سریال اکبر عبدی نقش پدر داماد، مجید مظفری نقش پدر عروس، شهره لرستانی نقش مادر عروس و لاله اسکندری و سحر آربین نقش دختران خانواده را بازی می‌کنند. مریم امیرجلالی در نقش عمه عروس و رامتین خداپناهی در نقش یکی دیگر ازخواستگاران وی حضور دارند. افشین هاشمی و زهیر یاری هم به ترتیب نقش دامادهای بزرگ و کوچک خانواده را ایفا می‌کنند. یکی از امتیازهای این سریال را باید حضور بازیگران حرفه‌ای در کار دانست. در این سریال هم بازیگرانی که با نقش‌های طنز شناخته می‌شوند، حضور دارند و هم بازیگرانی که پیش از این بیشتر به واسطه ایفای نقش‌هایی جدی شناخته شده‌اند و این بر جذابیت مجموعه می‌افزاید.

اگرچه انتخاب بعضی از این بازیگران با وجود توانایی‌شان مناسب به نظر نمی‌آید؛ به‌عنوان مثال لاله اسکندری با توجه به شرایط سنی برای ایفای نقش دختری بیست و چند ساله انتخاب مناسبی نیست و درباره سحر آربین که این سریال، اولین تجربه بازیگری اوست هم همین مساله صدق می‌کند. همچنین نمی‌توان از بازی زیبا و دلنشین اکبر عبدی، افشین هاشمی و رامتین خداپناهی گذشت و همین امر باعث می‌شود که یکدستی لازم در بازی بازیگران نباشد و همواره بار کمیک کار به عهده دو یا سه نفر بیفتد.

فیلمنامه این مجموعه توسط حمید طاهری و عباس نعمتی نگاشته شده است. پیش از این سریال‌های مختلفی به قلم یا سرپرستی عباس نعمتی از تلویزیون پخش شده که از میان آنها می‌توان سریال‌های «نون و ریحون»، «تکیه بر باد» و «سری اول» شاید برای شما هم اتفاق بیفتد را نام برد. اولین انتخاب همچنین اولین سریال طنز این نویسنده پس از چند اثر نام برده است که همگی در ژانر ملودرام و درام‌های اجتماعی قرار می‌گیرند.

ویژگی منحصر به فرد سریال

در فیلمنامه این سریال گذشته از اندک ایراداتی که در چفت و بست داستانی وجود دارد یا در کارگردانی از بین رفته است، چند ویژگی بارز و قابل بحث وجود دارد.

ویژگی اول که تا به حال در معدودی از تولیدات کمیک سینما و تلویزیون مورد توجه قرار گرفته است، به نگارش یک اثر صد درصد کمیک برمی‌گردد. بیشتر کمدی‌هایی که تا‌کنون تولید، پخش یا اکران شده‌اند، پر از لحظات ملودرام و احساسی هستند، گویا که یک اثر کمیک به تنهایی یک اثر کامل، قابل قبول یا ارزشمند نیست و باید لحظاتی داشته باشد که احساسات و عواطف مخاطب را درگیر خود کند، اما در سریال اولین انتخاب این‌بار با گونه دیگری از کمدی روبه‌رو هستیم. کمدی نابی که قصد دارد تا انتها کمیک باقی بماند و لحظاتی که می‌تواند و قابلیت ملودرام شدن را دارد نیز با وضعی کمیک برگزار می‌شود. در این مجموعه هیچ لحظه‌ای به چشم نمی‌خورد که نویسنده برای تاثیرگذار بودن و تحت‌الشعاع قرار دادن عواطف بیننده از ژانر مورد نظر خود عقب بکشد، چراکه همه این تحولات باید در بدنه اصلی ژانر برای مخاطب اتفاق بیفتد، نه لحظات الصاقی از ژانرهای دیگر. یکی از نمونه‌های کمیاب این کمدی فیلم سینمایی «مومیایی3» است.

همراه با تیپ‌های اصلی و مشخص

ویژگی دوم این سریال شخصیت‌پردازی آن است. در اولین انتخاب همه نقش‌ها تیپ‌های اصلی و مشخصی دارند. به‌عنوان مثال افشین هاشمی تیپ یک جوان شهرستانی ساده‌دل و دستپاچه است. سحر آربین تیپ دختری نادان و زودباور، عمه تیپ یک زن مهربان اما ترسناک و زهیر یاری تیپ فردی حقه‌باز را دارد. این تیپ‌های اجتماعی که کارکرد آنها در یک اثر کمیک به نوعی نقد تیپ‌های هم نوع و هم طبقه است، در تمامی لحظات فیلم همچون لحظات شاد، غمگین، برد و باخت و... باز هم نماینده همین تیپ آدم‌ها هستند که اکنون در موقعیت متفاوت قرار دارند، یعنی همان کنش یا واکنشی را انجام می‌دهند که آدم‌های هم تیپ آنها در موقعیت‌های مشابه انجام خواهند داد.

ویژگی سوم این فیلمنامه که آن هم از قواعد ژانر است، کنش‌های مستمر، ریتم تند اتفاقات و حوادثی است که کاراکترها رقم می‌زنند یا با آن دست به گریبانند. در فیلمنامه اولین انتخاب کمتر لحظه‌ای پیش می‌آید که ریتم کند شود و آرامش و سکون داستانی وجود داشته باشد، اگرچه بخشی از ریتم در کارگردانی و میزانسن‌های ایستا از بین رفته است.

اولین انتخاب چهارمین سریال صباغ‌زاده پس از مجموعه‌هایی چون دزدان مادربزرگ، دلبر آهنی و دیوار شیشه‌ای است. در این میان مجموعه طنز دزدان مادربزرگ که در سال 74 با نقش آفرینی هنرمندانی همچون نیکو خردمند، حسین پناهی، افسر اسدی، بهروز بقایی، فرهاد جم، اسماعیل داورفر و جمشید گرگین از شبکه یک سیما پخش شد، با استقبال فراوانی همراه بود.

این کارگردان نام‌آشنای تلویزیون که که با سریال «دزدان مادربزرگ» خود را در خاطر بینندگان ایرانی ثبت کرد، شاید بتوان گفت که نتوانسته است در این سریال اخیر خود به اندازه‌ای که از او انتظار می‌رود، موفق عمل کند.

شرط اول برای ساخت و تولید یک اثر خوب، استفاده از گروه بازیگران و عوامل در تناسب با ویژگی‌های اثر است. انتخاب بازیگران حرفه‌ای و خوب که به هردلیلی متناسب با نقشی که ایفا می‌کنند، نیستند، علاوه بر سخت شدن کار خود بازیگر و تلاش مضاعف اما بی نتیجه او برای بازی، باعث افت کیفی کار می‌شود.

همچنین استفاده از میزانسن‌های ایستا و تکراری برای یک اثر که سرشار از حرکت و کنش‌های فراوان است، درست شبیه یک توقف ناگهانی برای دونده‌ای ست که پس از دو ماراتن به یکباره بایستد، که این امر می‌تواند منجر به ایست قلبی بشود. گرچه کارگردان همه تلاش خود را برای به تصویر کشیدن فیلمنامه انجام داده است، اما به نظر می‌آید سبک فیلمسازی او با سبک کمدی نگاشته شده همسو نیست و گهگاه این دوگانگی فضای فیلم را مغشوش می‌کند و ذهن بیننده را می‌آزارد. همچنین استفاده بیش از حد از موسیقی که توسط عماد توحیدی ساخته شده و البته موسیقی مناسبی است، برای افزودن بار طنز فیلم، دلیل دیگری بر موضوع مذکور است، در حالی که فیلمنامه خود این قابلیت را داراست.

طراحی صحنه و لباس نیز که به عهده جهانگیر و امین میرشکاری بوده است، فراتر از بسترسازی برای ضبط فیلم نمی‌رود و گرچه در ساخت و ساز مناسب و موفق عمل کرده، اما در انتخاب رنگ وسواس کمتری به خرج داده است، در حالی که استفاده از رنگ‌های شاد و حتی فانتزی می‌توانست به تصویر فیلم کمک بیشتری بکند. همچنین است در طراحی گریم بازیگران به پوشش دادن چهره آنها و فون‌سازی اکتفا شده است.

تیتراژ پایانی کار که با صدای مجید اخشابی است، گذشته از توانایی و محبوبیت این هنرمند، تیتراژ نامناسبی برای فیلم است. چراکه متاسفانه این سریال نیز همچون دیگر سریال‌های طنز تلویزیون اصرار دارد که تیتراژ پایانی را غمگین و شاید به زعم خود تاثیرگذار انتخاب کند و آبشخور این انتخاب شاید از آنجاست که حتی فیلمسازان کمدی کار، کمدی را یک ژانر کامل نمی‌دانند و می‌خواهند این نقص را جور دیگری کامل کنند تا حق مطلب را ادا کرده و مخاطب را در یک لحظه به سمت کاتارسیس یا بازنگری در خود سوق دهند.

مریم رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها