در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون ایرانی وقتی به خاطر باورهای عرفی، فرهنگی و مذهبی از جاذبههای رایج تلویزیون در دنیا دور شد و همه شاخصههای غالب و رایج فرآیند برنامهسازی تلویزیونی دنیا در ایران رنگ باخت، خلاقیت در طراحی برنامههای تلویزیونی جای خود را به استفاده از فرمولهای رایج داد. اینجا بود که دیگر به شابلونی برای تقلید از طراحی محتوایی برنامههای غربی نیاز نداشتیم. وقتی تلویزیون سالهای بعد از انقلاب، رویکرد خود را از رویکرد موجود در بیشتر کشورهای دنیا تمییز داد، تحول اساسیتری به خود دید و آن، توجه به عمق به جای عادت دادن به سطح بود.
با این دیدگاه میتوان گفت هرگاه تلویزیون ایرانی توانسته مردم را از سطحی نگری دور و به نگاه عمیق به همه مسائل و ماجراها عادت دهد، روزهای بهتری را برای خود رقم زده است. یکی از علل این فرضیه میتواند این باشد که رسانههای مدرن و مهاجم، در روزهایی که پنجاه و پنج سالگی تلویزیون در ایران را جشن میگیریم، آن قدر سطح نازلپسند مخاطب را نشانه گرفتهاند که مخاطب در تلویزیونی ایرانی به دنبال تکرار مکررات نباشد.
تلویزیون امروزی ما از نظر تکنیک و ابزار، از حیث تعدد شبکه و نیروی انسانی و گستردگی پوشش، با آن روز که در ایران متولد شد فرسنگها فاصله گرفته است، اما آیا به همین نسبت توانسته براساس رشد جمعیت و تغییر جامعه سنتی به مدرن با همه جزئیاتش به مردم نزدیکتر و نزدیکتر شود؟
شاید نگاهی دقیقتر و کارشناسانهتر به مطالبات مردم از تلویزیونی که دوستش دارند (و همواره ترجیــح میدهند آن را دوست داشته باشند و نه هیچ چیز دیگر را!) بتواند همه ما را به تحلیل بهتری از این رابطه برساند.
اگر مردم این روزها مشتری پروپاقرص تحلیل نقد و مناظره میشوند، اگر تفاوت برنامه ورزشی عمیق و جریانساز با برنامههای تکراری و سطحی را میدانند، اگر فلان بخش خبری که برای خبررسانیاش خلاقیت به خرج داده، در دنیا خبرساز میشود و مردم برای دیدنش ثانیهشماری میکنند، اگر مردم با وسواس و حساسیت بسیار، تفاوت توانایی فلان مفسر فوتبال از دیگری را میدانند، اگر دیدن سریال موفق و خوشساخت دیروز را به سریال ناموفق امروز ترجیح میدهند، اگر گاه برنامه شبکه هفت را به شبکههای سراسری ترجیح می دهند ، اگر دوست دارند واقعیت را از رسانه خودشان بشنوند و نه از بقال محل، اگر جای خالی فلان مجری خلاق همچنان برای مردم پرنشده و هزاران اگر دیگر، به این دلیل است که مردم از تلویزیون ایرانی، انتظاری فراتر از آن چیزی دارند که در هزاران شبکه بیمایه ماهوارهای و دهها هزار سیدی و شبکه مجازی و ... به سمع و نظرشان میرسد.
علی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: