در آن مقطع تاریخی، تلویزیون و برنامههای گوناگونش، مهمترین منبع صوتی و تصویری برای برنامهسازان محسوب میشد تا از منظر خود به این پدیده نزدیک شوند. اگر شروع جنگ و روزهای آغازین برنامهسازی را در خاکریزها و شهرهای جنوبی کشور جستجو کنیم، سهم تلویزیون را هم بیشتر باید در برنامههای خبری و مستندهایش بیابیم، مستندهایی که تصویری واقعی از فداکاری و ایثار رزمندگان را برای مردم تصویر میکرد. با گذشت زمان و در ادامه پایان جنگ، اما همانطور که انتظار میرفت، برنامههای تلویزیون، هم به لحاظ قالب و هم از وجه کیفی و محتوایی به طور کامل متحول شد و رویکرد برنامهسازان تغییر یافت. اینگونه بود که برنامههای متنوع با مضامین نو و بویژه سریالهای تلویزیونی با بهرهگیری از عنصر سرگرمی قدم به این عرصه گذاشته و باب تازهای در بازنمایی تصویری جنگ تحمیلی گشودند. در چنین شرایطی بود که برنامهسازان از زوایای مختلف به این مقوله نزدیک شده و وجوه گوناگون جنگ و آثار و تبعات پس از آن را تصویر کردند. در تمام این سالها تلویزیون، سریالهایی را روانه آنتن کرده که سوژهها و شخصیتهای متنوعی را دستمایه خود قرار داده و تمام زوایای پیدا و پنهان جنگ را ترسیم میکنند. سریالهایی که خیلی زود جای خود را میان مردم باز کردند و به آثاری ماندگار تبدیل شدند.
تصویر اسرای ایرانی در «نبردی دیگر»
اوایل دهه 70 بود که تلویزیون مجموعه «نبردی دیگر» را پخش کرد. یکی از نخستین سریالهایی که با موضوع دفاع مقدس و به کارگردانی عبدالله باکیده در رسانه ملی ساخته شد.
این سریال 13 قسمتی که سال 73 در اوج دوران بازگشت جانبازان، اسرا و مفقودین به کشور در گروه جنگ شبکه یک ساخته شد، وضع اسرای ایرانی و خشونت و رفتارهای آزاردهنده عراقیها با اسیران جنگی را در اردوگاههای عراقی به تصویر میکشید و بینندگان را با خشونت پنهان جنگ آشنا میکرد.
در این فیلم شاهد احمدلو نقش یک اسیر کم سن و سال را بازی میکرد و اکبر سنگی با گریمی متفاوت اجرای نقش یک افسر عراقی بدخلق را که فرمانده اردوگاه بود، به عهده داشت. این دو بازیگر آنقدر نقش خود را خوب بازی کردند که نبردی دیگر در آن زمان به یکی از پربینندهترین سریالهای تلویزیونی تبدیل شد.
باکیده این مجموعه را بر اساس منابع مکتوب واقعی و خاطرات شفاهی اسیرانی نوشته بود که پس از جنگ به وطن برگشته بودند و از روزهای سختی که در اردوگاهها سپری کرده بودند، حرفهای زیادی برای گفتن داشتند. او در این سریال سعی کرده بود با اتکا به این منابع، تصویری واقعی و ملموس از اسرای ایرانی به نمایش بگذارد و در این راه موفق هم بود. از این رو نبردی دیگر از یک سو به دلیل مستند بودن داستان و از سوی دیگر از آنجا که کاملا رنگ و بوی سریالهای جنگی اکشن و حماسی داشت، بسیار مورد استقبال واقع شد.
آزادسازی خرمشهر با «خاک سرخ»
دیدن نام ابراهیم حاتمیکیا در مقام کارگردان یک سریال تلویزیون کافی بود تا بسیاری را به تماشای «خاک سرخ» ترغیب کند. این سریال که ابتدا «لیلا و جنگ» نام داشت، با تاکید بر مقاومتهای مردمی در جریان آزادسازی خرمشهر، چند مقطع به هم پیوسته در روزهای اشغال و سقوط این شهر را به تصویر میکشید و از این نظر کار جدیدی محسوب میشد. این مجموعه در ادامه نگاه حاتمیکیا به مقوله جنگ و آدمهایش بوده و او این سریال را با نگاهی کاملا انسانی به پدیدهای مخرب و ویرانکننده ساخت. خاک سرخ گرچه یک مقطع تاریخی را به تصویر میکشید، اما در وجهی عمیقتر با تاکید بر حس آوارگی و از دستدادن میراثهای ارزشمند مناسبتها و پیوندهای خانوادگی و ملیتی، اثری است که گویی به کل جنگ و دفاع هشت ساله قابل تعمیم است.
این سریال که به قلم مسعود بهبهانینیا و تهیهکنندگی ایرج محمدی سال 79 ساخته و سال 80 از شبکه یک پخش شد، داستان دختری به نام لیلا (لاله اسکندری) بود که همزمان با دوران جنگ برای یافتن پدر و مادر واقعیاش به خرمشهر میرود، اما این جستجو همزمان با هجوم عراقیها به این شهر میشود. لیلا زمانی به خرمشهر میرسد که بیشتر مردم این شهر را ترک کردهاند، اما مردان و جوانان شهر مشغول دفاع از خرمشهر هستند.
داستانی جذاب و پرکشش همراه بازیگرانی مطرح از جمله پرویز پرستویی، حبیب رضایی، لاله اسکندری، مهتاب کرامتی و بهناز جعفری کارگردانی حاتمیکیا و نگاه خاص او به جنگ، نام این سریال را در زمره سریالهای مهم و با اعتبار جنگی قرار داده است. این سریال یک سند تاریخی از مقاومت و سقوط یکی از مهمترین شهرهای ایران در زمان جنگ است و از این منظر خاک سرخ را میتوان یکی از آثار ماندگار تلویزیون دانست.
«رقص پرواز» پزشکان در جنگ
«رقص پرواز» ساخته احمد مرادپور را میتوان یکی از بهترین و خوشساختترین سریالهایی دانست که با موضوع دفاع مقدس در صداوسیما ساخته شده است. این مجموعه که سال 86 پخش شد، با محور قرار دادن حضور موثر پزشکان در زمان جنگ به موضوعی پرداخت که برای مردم کمتر شناختهشده بود.
رقص پرواز به قلم علیرضا طالبزاده و بر اساس یک داستانی واقعی ساخته شده و روایت دکتر یاوری، جراح متخصصی با بازی مهدی هاشمی بود که با شروع جنگ تحمیلی از آمریکا به ایران بازگشته تا با حضور در جبهه به مجروحان جنگی کمک کند. رقص پرواز، اما با وجود قصهای خطی و ساده، تصویری متفاوت از مناسبات جنگ و آدمهایش نمایش میداد. سریال داستانش را در رفت و آمدهای زمانی ارائه میکرد و حضور بازیگرانی چون مهدی هاشمی، سیروس گرجستانی، امیرحسین صدیق، لاله اسکندری و شهاب حسینی نیز بر جذابیت آن افزوده بود.
رقص پرواز حقیقت جنگ و رزمنده را با زبان طنز آنچنان شیرین، شیوا و قابل باور بازگو میکرد که با هر مخاطبی در هر سن و سال ارتباطی عمیق برقرار میساخت. فراز و فرود و کشوقوسهای داستان و جذابیتهای دیالوگی آن نیز موجب شد بیننده به هیچوجه از دیدن سریال خسته و دلزده نشود. نوع نگاه جدید فیلم باعث شده بیننده از دریچهای جدید با مقوله جنگ مواجه شده و آن را حس کند.
شرایط قرمز جنگ در «وضعیت سفید»
مجموعه تلویزیونی «وضعیت سفید» به کارگردانی حمید نعمتالله برخلاف آثار مشابه این حوزه، دفاع مقدس و پیامدهای آن را نه در جبهههای جنگ و مناطق عملیاتی که در کیلومترها دورتر و در تهران تصویر کرد.
این مجموعه در واقع بازگویهای از روزهای پرخاطره دهه 60 محسوب میشد و از این رو برای کسانی که کودکی و نوجوانی خود را در آن دوران گذراندهاند، بسیار خاطرهانگیز و نوستالژیک بود. نعمتالله اما در این اثر با هوشمندی، اصل را بر پیشرفت و بسط سیر خط اصلی داستان سریال قرار داده و بسیار حسابشده از این عنصر تاریخی تنها در خدمت قوام یافتن ساختار داستانشان بهره برده است. در وضعیت سفید رعایت استانداردهای تکنیکی نه برای بهرخ کشیدن توان فیلمساز که در خدمت فراز و فرودهای دراماتیکی و حسی سریال قرار میگیرد.
وضعیت سفید از یک سو هیبت جنگ به عنوان سرنوشتسازترین و تعیینکنندهترین متغیر اجتماعی را به شکلی ملموس ارائه میکند و از سوی دیگر روایتگر ارتباط و کشمکشهای شخصیتهاست که به اقتضای اوج یافتن التهاب داستان دستخوش تغییر میشود.
هرچند این سریال تا حدی در روایت داستان، کند و کشدار به نظر میرسد، اما بیشک چنین ریتمی برای مخاطبی که آن را با حوصله بیشتری دنبال میکند نه تنها خستهکننده نیست بلکه او را از کشف لایههای تو در توی روابط شخصیتها درگیر میسازد. وضعیت سفید مدام مخاطب خود را با داستانکها و موقعیتها و کشمکشهای متنوع روبهرو میکند و با رفتوبرگشتهای متناوب، استعارهای واقعنما از کلیت زندگی انسانهای چند نسل در دورهای خاص از تاریخ معاصر را به نمایش میگذارد.
وضعیت سفید بیگمان یکی از بهترین ساختههای سیما در چند سال اخیر است و وسواس بهکار رفته در ساخت آن میتواند الگویی برای حرکت در این حوزه باشد.
«شوق پرواز» خلبانان دفاع مقدس
مجموعه «شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی تلاشی برای ثبت یادگارهای زندگی یکی از سرداران بزرگ دفاع مقدس، خلبان شهید عباس بابایی است. مجموعهای که سال 90 در قالب ۲۴ قسمت روی آنتن رفت و مورد استقبال مخاطبان این نوع آثار قرار گرفت.
بیتردید مهمترین و اصلیترین وجه این اهمیت و شاخصشدن، توجه و تمرکز داستان بر زندگی شهید عباس بابایی به عنوان یکی از برجستهترین و جذابترین شخصیتهای جنگ هشت ساله بود. علاوه بر آن، شیوه داستانپردازی، انتخاب بازیگران مطرح و شناخته شده، طراحی صحنه و لباس، فضاسازی، دیالوگها و... شوق پرواز را به مجموعهای شسته رفته و حرفهای تبدیل کرد.
اما یکی از مؤلفههای قابل دفاع و مثبتی که در نحوه روایت این سریال دیده میشود نگاه غیرمستقیمی است که در برخی بخشها و منظرها به زندگی شهید بابایی وجود داشته و سعی شده بر پایه موقعیتهای درام روایت زندگی شهید از حالت کلیشهای و دمدستی خارج شده و به فضای جذاب و دراماتیک از نوع تقابل و تضاد شخصیتها نایل آید.
همچنین نویسنده و کارگردان با هوشیاری از ترسیم تصویری فرشتهگون از شهید بابایی که موجب بیگانگی مخاطب با شخصیت اصلی و حتی کلیت کار میشود، خودداری کرده و از این طریق زمینه همذاتپنداری بیننده را فراهم کردهاند. از این نظر شخصیتهای سریال ضمن مبتنی بودن بر واقعیت عینی و تاریخی که دستمایه اصلی سریال است، بر وجوه دراماتیک و مؤلفههای نمایشی جذاب بنا شده است. به هرصورت شوق پرواز با پرهیز از شیوه پرداخت و روایت داستانی تخت، یکنواخت و شعاری و عمق بخشیدن به شخصیتهای قصه و همچنین انتخاب سوژهای تازه، جنگ را از منظری تازه و بر بستر فداکاریهای یک خلبان شهید تعریف کرده و به اثری ماندگار و تأثیرگذار تبدیل شده است.
بیتردید مقاومت دوران جنگ و دفاع مقدس، بخشی از تاریخ و فرهنگ ملت ایران است و به دلیل گستردگیای که این موضوع پیچیده و چندوجهی دارد، میتوان آن را در فضاها و گسترههای متعدد و آثار مکتوب و تصویری متنوعی بازتاب داد. از این منظر دفاع مقدس ظرفیتهای ناگفته زیادی دارد که با کمی خلاقیت میتواند دستمایه ساخت آثار متعددی قرار گیرد. تلاش رسانه ملی در پرداختن به این موضوع با تولید سریالهای متنوع و جذاب تنها گوشهای از ادای دین رسانهها به ایثار مردان و زنان جنگ است.
عرفان جلالی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم