(گزارش تصویری)

دلنوشته‌های خود را دریغ نکنید

پیرمردهایی با ریش‏ های سفید، لب‏ های خندان و نگاهی آرامبخش، تصویر کامل بابابزرگ‏ های دوست‏ داشتنی که دلت می‏ خواهد دستشان را بگیری... اما دست آنها جای دیگری بند است؛ جنگ شده و حالا بابابزرگ ها هم بعد یک عمر کشاورزی، مغازه داری یا معلمی، کلاشینکف و ژ-3 دست گرفته اند و آمده اند کنار بچه هایشان بجنگند.حبیب بن مظاهر... همان پیرمردی که به کمک امام حسین (ع) رفت؛ اما داستان گردان حبیب چیز دیگر است. شما هم اگر این عکس ها را دیدید دل نوشته های خود را دریغ نکنید تا زینت بخش این عکس ها باشد.
کد خبر: ۶۰۰۲۶۶
دلنوشته‌های خود را دریغ نکنید


سه نسل در یک قاب ایستاده اند؛ پیرمرد مطمئن تر و دل قرص تر از آن دو تا جوانی است که کنارش ایستاده اند؛ هم سن و سال هایش در ممالک دیگر دنبال افزایش حقوق بازنشستگی و بیمه هستند، اما او اینجا ایستاده با یک نیمچه اخم دوست داشتنی، یعنی که حواسم هست روزهای سختی پیش روست، اما من هستم و کنار همین جوان تر ها خواهم ماند... جنگ است دیگر، پیرمرد یک عمر غیرتش را نمی تواند بقچه کند بگذارد کنار گنجه وقتی دشمن بعثی خواب تصرف یک هفته ای ایران را می بیند، وقتی صدام از سخنرانی در میدان آزادی حرف می زند...پیرمرد دنیای غیرت است، سرباز گردان حبیب.

 از آن پیرمردهای دنیا دیده است، آز آنهایی که یک عمر با مردم در مراوده بوده‌اند، حالا اما همه چیز را رها کرده و آمده جنگ...جلوتر از باقی دوستانش راه می‌رود، آنها جوان هستند و شرط ادب را به جا می‌آورند، احترام حبیب واجب است.

پیرمرد نشسته پشت خاکریز، با کوله‌ای پر و اسلحه‌ای در دست؛ پشت به خاکریز نشسته، چهره‌اش نه ردی از خستگی دارد نه اثری از نگرانی... پوتین‌هایش دارند داغون می‌شوند از خستگی، پوتین‌هایش کم آورده‌اند اما پیرمرد ردی از خستگی در چهره‌اش ندارد؛ حبیب بیدی نیست که با این بادها بلرزد.

 تا دیروز گیوه پا می‌کرده و سر زمین بیل می‌زده، جوی آب باز می‌کرده و زمین سبز می‌کرده برای روزی گرفتن از خدا، اما امروز روز دیگری است...پیر مرد با آن نگاه پر ابهت با آن چشم‌های دنیا دیده قدیمی دارد حرف می‌زند، انگار می‌خواهد بگوید ما یک عمر با خدا بوده‌ایم و حالا توی این کانال هم خدا با ماست... او سرزمینش را، خدای مهربانش را و رهبر پیرش را دوست دارد؛ حبیب مرد تنها گذاشتن رهبرش نیست.

انگار قرار است عملیات بشود، شاید هم شده و تمام شده...همه جمع هستند، پشت خاکریز شلوغ است، جوان‌ترها فکری و کمی هم نگران نشسته‌اند، اما پیرمرد با آن عینک ته استکانی بی‌خیال همه چیز نشسته و دارد لبخند می‌زند، لباس‌هایش معنای واقعی خاکی بودن هستند، برای پیرمردی که پینه دست‌هایش بهتر از هر سخنرانی حرف می‌زند، این سختی‌ها شوخی است...حبیب مرد روزهای سخت است، مرد جنگ.

اسلحه را طوری در دستش محکم گرفته که انگار سال‌های سال رفیق و همدمش بوده، نه ردی از نگرانی در چهره او دیده می‌شود و نه اثری از خستگی...انگار نه انگار این اسلحه را جنگ به زور در دستانش گذاشته، انگار نه انگار این اسلحه تازه با دست‌های او آشنا شده؛ انگار نه انگار این دست‌ها تا دیروز نوازشگر نوه‌های شر و شلوغش بوده‌اند؛ حالا جنگ شده او پیرمرد نیست، سرباز گردان حبیب است، با نگاهی پر صلابت مثل یک چریک کار کشته...حبیب هراسی از مرگ ندارد. 

دستش را حلقه کرده دور گردن مردی که قرار است به آب زند، مرد غواص انگار حواسش نیست؛ اما پیرمرد با آن ریش سفید و آن سربند سرخ و آن لباس...مهربانی محض است؛ انگار فرزندش را بغل کرده دارد به میدان می‌فرستد، سربازهای گردان حبیب خوب می‌فهمند که در جنگ باید مراقب فرزندان بود...حبیب مهربان است و هوای بچه‌ها را دارد.

فاتحانه بالای جنازه تانک ایستاده،‌ چروک دست‌هایش نشان از کهولت او دارد، دور سرش دستمالی پیچیده شبیه بناهای قدیمی، با دست راستش یک ژ-3 بلند کرده و دست چپش به نشانه پیروزی بالاست...نگاهش اما آرام است، چشم‌ها پشت ابروهای پرپشتش پنهان شده‌اند، پیرمرد در خیال فتح‌های بیشمار است، سرباز گردان حبیب می‌داند که نصر من الله و فتح قریب...

آر پی جی را طوری انداخته روی دوشش انگار بیل است و دارد می‌رود آبیاری...همه چیز عادی است، با آن قد بلند و آن دست‌های زمخت نشان یک عمر زحمت را با خودش جابجا می‌کند، قدمهایش را محکم بر‌می‌دارد، سرباز گردان حبیب ثابت قدم است...حبیب توکلش به خداست، باکی از مردن ندارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۳
بهشتی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
۰
۰
با تشكر از شما
یادشان بخیر خدا حافظ شان باد.
كامران
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
۰
۰
سلام

جماعت یه دنیا فرق بین دیدن و شنیدن
برید از اونا بپرسید كه شنیده‌ها رو دیدن.
با سپاس از اقدام شما
افسر ارتش در دوران دفاع مقدس
Netherlands
۲۰:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
۰
۰
كجایند مردان بی ادعا , امیدواریم كه حداقل لیاقت پاسداری از خون شهدای ایران اسلامی را داشته باشیم , كه برای چه هدفی رفتند به جنگ بخاطر چی پای ارزشهای والای اسلامی و انسانی ایستادند , برای استقلال ایران اسلامی , برای حفظ انقلاب اسلامی ایران , برای دفاع از مرز و بوم ایران اسلامی آن هم با دشمن تا دندان مسلح كه به مراتب تسلیحات پیشرفته تری نسبت به ما داشت و استكبار جهانی هم پشتیبان آن بود امریكا پشتیبانی جاسوسی و اطلاعات توسط ماهواره ها و تهیه عكس و فیلم از جبهه ها ی ایرانی و مراكز نظامی ایران , انگلیس اهدای ناوچه و قایقهای تندرو و انواع تیربار و مسلسل , فرانسه فروش موشكهای ضد ناو اگزوست و هواپیماهای جنگنده میراژ اف ١ , آلمان و هلند فروش مواد شیمیایی و میكروبی , شوروی سابق فروش انواع موشك و سیستمهای پدافند هوایی , كشورهای مرتجع عربی خلیج فارس میلیاردها دلار كمك اهدایی به صدام برای خرید تجهیزات جنگی , پشتیبانی وطنفروشان و مزدوران داخلی بنام مجاهدین خلق( منافقین ) كه نفوذ به جبهه های ایران در قالب ستون پنجم برای لو دادن عملیات های ایران , ترور فرمانده های نظامی ایران در دوران جنگ .

نیازمندی ها