این مقدمه شرح حال خوبی برای بیمارانی است که گاهی آنها را با اسامیای چون بیماران روانی خطاب میکنیم، در حالی که آنها بیمارانی هستند که به اختلالات روانی دچار شدهاند و بیمار روانی وجود ندارد.
انگ بیماریهای روانی نیز جای بحث بسیار دارد؛ طوری که هماکنون بسیاری از مبتلایان به اختلالات روانی جرات مطرح کردن بیماری خود یا بیان سابقه بستری شدنشان در بیمارستان را ندارند؛ در حالی که اگر نگاه جامعه به بیماریهای اعصاب و روان توام با استهزا یا ترحم نباشد و به اختلالات روانی به دید یک بیماری مثل دیگر بیماریها نگاه شود، این بیماران در فضای جامعه و در تعامل روزانه با مردم، امکان درمان سریعتری خواهند داشت.
جدای از فضای نامطلوب اجتماعی که برای بسیاری از بیماران مبتلا به اختلالات روانی وجود دارد، امکانات سختافزاری و فیزیکی هم برای درمان این گروه از بیماران ناکافی است.
چندروز پیش، دبیر کنگره انجمن علمی روانپزشکان ایران نیز تاکید کرد: در حالی که روزانه بر تعداد بیماران مبتلا به اختلالات روانی نیازمند به بستری افزوده میشود، کمبود تخت خالی بخصوص در بیمارستانهای دولتی، این بیماران را در صف انتظار بستری قرار داده و تعداد تختهای روانپزشکی بویژه در شهرهای بزرگ نیز بسیار کمتر از حد نیاز است. حتی بیمهها نیز بیشتر هزینههای درمان این گروه از بیماران را پوشش نمیدهند و با وجود هزینههای سنگین درمان بیماریهای اعصاب و روان، بیمهها کمک به درمان این گروه از مبتلایان را فراموش کردهاند.
جلسات مشاوره، رواندرمانی و فعالیتهای فرهنگی و هنری از جمله راههای علمی و اثبات شده درمان بسیاری از اختلالات روانی است، اما جالب است که نه بیمههای درمانی و نه دیگر نهادهای رسمی، این هزینهها را پوشش نمیدهد و به همین دلیل نیز بسیاری از خانوادههای مبتلا به دلیل کمبود امکانات مالی، فرآیند درمان بیمار را نیمهکاره رها میکنند و حتی گاهی بیمارشان را در خانه حبس میکنند.
امین جلالوند / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم