خیابان های بی قاعده و فرتوت تهران با آن مغازه های ناهماهنگ در کنار هم قرار گرفته ، تبلور تمامی آن چیزی به شمار می آیند که در اینجا تحت عنوان بخشی از جهان «مصرف زده توسعه نیافته» به آن می نگریم.
کد خبر: ۵۹۹۸۷
تمامی اجزای این خیابان ها با آن ساختار توسعه نیافته و بی نظم خود در تلاش برای کشف رمز استعدادهای نهفته ای به سر می برند که انگار در درون همه ما به امانت سپرده شده اند. این مجموعه ناهماهنگ با استفاده از منطق مسخره «سودآوری به هر قیمت» توده های فریب خورده را بیش از پیش به خود جذب می کند.
اینجاست که خیابان های تهران با منظره نازیبای خویش در جایگاه یک اثر هنری به ما معرفی شده تا از این طریق برخورد ناآگاهانه و غیر ارادی ما با مجموعه غیرمنطقی تهران کاملا درون شده در نتیجه به آن سمتی که او دوست دارد هدایت شویم.
به اعتقاد من خیابان های تهران سمبل نازیبای آن دنیای ناهشیار سرمایه پسندی است که اتفاقا از سر تدبیر چنین ساخته و پرداخته شده تا ما را از روی غفلت به دام اندازد. توده های فریب خورده در این خیابان های طولانی در فرایند انتقال به حوزه مصرف با ذائقه ای تغییر یافته در حالی که از بی نظمی شکل گرفته در این خیابان ها آگاهی کامل دارند به سمت آنها جذب می شوند. اینجاست که در بخشی از ساعات روز اغذیه فروشی های تهران پذیرای تجمع آدمهایی است که بر در مغازه ها ردیف می شوند.
انبوه ساختمان های تجاری ، مغازه های بی شمار، انواع خودرو، جمعیت ، موتورهایی که بی محابا از لابلای آدم و ماشین دیوانه وار می گذرند، حجم انبوه توده های فریب خورده در کنار مغازه ها، تابلوهای نازل تبلیغاتی در انفجار رنگ های ناهماهنگ بر سر در مغازه ها همه و همه دست به دست هم می دهند تا خوشی و لذت آدمی را تباه سازند و مصرف انبوه و بی شکل را جایگزین آن سازند.
عجب آن که تماشاچی فریب خورده خود جذب این ساختار می شود ، در دریای آدمیان غرق می شود تا این گفته آدورنو در جهان این سوی جغرافیا به تمامی اثبات شود که انسان «در مقام یک فرد امری به تمام مصرف شدنی و کاملا بی اهمیت است.» بی اهمیت از آن رو که دنیای سرمایه پسند بر هویت انسانی او پیشی گرفته در نتیجه ارزش او در مقام مقایسه با جغرافیای اطراف به فراموشی سپرده می شود. در اینجا پول حرف اول را می زند. در مقابل پولی که در گوشه و کنار این خیابان ها رد و بدل می شود ، خدمات ارائه شده به مشتری ناچیز می نماید. اقشار پایین دست یا انسان های تازه شکل گرفته شهری به عنوان مخاطبان جریان تجاری پا گرفته در این خیابان ها هنگامی که به هر یک از آن خیابان ها قدم می گذارند در آن حل می شوند. توده فریب خورده در نهایت درماندگی قربانی کالاهای ارائه شده می شوند.
اینجاست که چشیدن غذای آلوده و نازل یا خرید کالاهای متوسط با انواع قیمت های عجیب و غریب نه تنها باعث تاسف مشتری درمانده نمی شود که از سوی او به عنوان یک افتخار نیز مورد تکریم قرار می گیرد. انسان حاشیه ای در چنین شهری با تمامی انرژی بی پشتوانه است.او مشاعر خود را از دست داده است.
آنجا که در تقلا برای گریز از حاشیه نشینی خود به عنصر پول پناه می برد، مشتری خیابان های تهران می شود. پیتزای نازل و کم مایه می خورد، تولیدات انبوه کارخانه داران بی سلیقه در مغازه های فراوان برج های تجاری این قسمت به آسانی به فروش می رسد تا خیابان های تهران غریبه جستجوگر نابالغ را به خود جذب کند. او را که به محض ورود به چنین خیابانی فریب خورده یکبار و دیگر فریب می دهند. او محصول طبیعی منطق ناخوشایند و دیوانه کننده دنیای سود و سرمایه است. در جستجوی تصاویر گمراهی ، فریب خورده ، نابالغ ، مسخ...