به اتفاق عکاسمان ابوذر ابراهیم به استودیوی 23 ساختمان شهدای رادیو میرویم. صدای خنده آلعباس (مجری برنامه) به گوش میرسد. حتما پروفسور مطلب طنزی تعریف کرده یا فریده گلبو (همسرش) از خصوصیات اخلاقی و شاهکار پروفسور چیزی بر زبان رانده است.
داریوش گودرزی (صدابردار) با همان آرامش و شیطنتی که برنامه «سلام کوچولو» را ضبط میکند، به ضبط صدای برنامه هنر زندگی مشغول است. او در حالی که خنده امانش را بریده، تعارف میکند بنشینیم. میپرسم چه اتفاقی افتاده که رامین جوادپور (تهیهکننده ـ سردبیر) در جوابم میگوید: پروفسور گفته اتفاقی در آپارتمان همسرش را میبیند! جوادپور از گودرزی میخواهد از پشت اتاقک شیشهای به آلعباس اشاره کند. میخواهد سوالی را که روی کاغذ نوشته شده، به دست او برساند.
در فرصتی که ایجاد میشود از عکاسمان میخواهم چند عکس یادگاری از او بگیرد.
کلنجار نه طنابدار
پس از اینکه ضبط برنامه تمام میشود، خودم را نزدیک فریده گلبو میرسانم و میپرسم بیان زندگی انسانهای موفق چقدر میتواند در زندگی مردم موثر باشد که او میگوید: طبق قانون علمی وقتی یک کبریت را روشن میکنید، اثر میگذارد. هیچ چیز بدون اثر نیست و اینجا هم اثرگذاری به این بستگی دارد که برنامه چقدر شنونده داشته باشد.
همینطور که با گلبو همصحبت هستم، متوجه میشوم پروفسور دوست دارد نظر خود را بیان کند. او میگوید: برنامهها باید با زبان ساده برای مردم گفته شود تا آنها بتوانند الگوبرداری درستی داشته باشند. حتی بیان زندگی انسانهای موفق بهتر است برای مردم تکرار شود تا آنها بخوبی مسائل را درک کنند. رادیو میتواند فرهنگسازی کند تا خانوادهها در کمال آرامش زندگی کنند.
او ادامه میدهد: باید توجه داشته باشیم زندگی مشترک طناب دار نیست که زن و مرد به گردن یکدیگر بیندازند، بلکه کلنجار رفتن با گرههای زندگی به آن ارزش میدهد.
صمیمیت سیال
در بخشی از این گزارش با فاطمه آلعباس، گوینده برنامه هنر زندگی همکلام میشوم. او میگوید: اتفاق جالب برنامه این است که در آن به زندگی خصوصی افراد بیشتر توجه میکنیم. ما همیشه به زندگی افراد موفق از یک زاویه نگاه میکردیم. بهطور مثال یک نفر در حیطه علمی توفیقات زیادی کسب میکرد و ما در برنامههایمان به بیان این توفیقات میپرداختیم و کمتر به کوچه پس کوچههای زندگی شخصی وی میرفتیم که کجا متولد شده، خانواده چقدر در شکلگیری شخصیت او نقش داشته و اینکه آدم چه جاهایی در زندگی اشتباه پیچیدهای داشته و دوباره به زندگی برگشته است. ما همیشه فکر میکنیم یک آدم موفق همیشه در زندگی موفق بوده، دوران کودکی آرامی داشته و همه چیز بر وفق مرادش بوده است.
فکر کنم در دومین برنامه هنر زندگی بود که با پسر پروفسور حسابی صحبت کردم. واقعا بهعنوان یک انسان متحیر شده بودم که چطور یک آدم تا این حد میتواند کودکی سختی پشت سر گذاشته باشد و با وجود طی کردن یک زندگی پرگره، کسی مثل پروفسور محمود حسابی بشود! بیان زندگی این افراد برای زندگی امروز و نسل امروز ما لازم است به نسل حاضر نشان میدهد آنها نباید توقع داشته باشند برای آن که در زندگی جایگاه خاصی پیدا کنند تمام مسیر پیش رویشان هموار باشد.
گوینده برنامه هنر زندگی میگوید: ما در این برنامه به اینجا میرسیم که گرههای زندگی دقیقا مثل گرههایی که فرش را زیبا میکند، میتواند به زندگی ما نقش بدهد.
وی درباره اجرای این برنامه میگوید: ما در هنر زندگی به یک صمیمیت سیال در گفتوگو نیاز داریم تا مخاطب رادیویی بتواند به ذهنیتی عمیقتر برسد و نوع همکلامی با مهمانان برنامه را تصور کند. به همین دلیل همواره سعی میکنم اصل گفتوگوی من بر پایه صمیمیت باشد.
آلعباس ادامه میدهد: خوشبختانه من به یک مدل اجرا رسیدهام که ضمن حفظ شأن مهمانان، این توفیق را به دست آوردهام که خیلی صمیمانه با آنها درباره ریزترین مساله زندگی خانوادگی صحبت کنم.
او میگوید: معتقدم اگر گوینده در استودیو، خودش حس خوبی از گفتوگو گرفته باشد حداقل بخشی از این حس خوب را مخاطب خواهد گرفت و باید بگویم من خودم از این گفتوگوها بیشتر لذت میبرم.
آلعباس با اشاره به فعالیت یک تیم جوان در تولید این برنامه ادامه میدهد: با آنکه برنامه تیم جوانی دارد، اما فکر و کارشان را دوست دارم.
دشواریهای تولید هنر زندگی
با رامین جوادپور (سردبیر و تهیهکننده) نیز در بخش دیگری از این گزارش، گفتوگو میکنم. او میگوید: هنر زندگی کمکم به فرم و شکل اصلی و ایدهآل خود میرسد. هدف از دعوت مهمانها و چهرههای ماندگار در برنامه این است که با صحبتهای خود و بیان رازها و ناگفتهها بتوانند جوانان را به شنیدن برشهایی از زندگی خود راغب کنند تا مخاطب بهتر بتواند در زندگی تصمیم بگیرد و راه درست را انتخاب کند.
او که 22 سال سابقه همکاری با رادیو دارد، درخصوص سختی کار هماهنگی برنامه میگوید: دعوت از پیشکسوتان و چهرههای ماندگار سختی خود را دارد، چون اغلب آنها درگیر مسائل تخصصی خود هستند. بعضی هم بهدلیل کهولت سن ترجیح میدهند تلفنی از صحبتهای آنها استفاده کنیم، اما ما بهدلیل جذابیت گفتوگو و کیفیت بهتر برنامه، آنها را به استودیو دعوت میکنیم تا مردم از شنیدن گفتوگوی صمیمانه آنها با مجری برنامه لذت ببرند. همه این مسائل به کنار، اینکه همسرشان آنها را در برنامه همراهی کند روی دیگر ماجراست! بهطور مثال با همسر پروفسور کردوانی تقریبا 25 دقیقه تلفنی صحبت کردم تا نظر ایشان جلب شد.
جوادپور تصریح میکند: در این برنامه با دعوت از زوجهای موفق در هر حوزهای نمای دیگری از موفقیتهای آنها بیان میشود. گپ و گفت صمیمانه با زوجهای موفق درخصوص زندگی شخصی و کاری، تحصیلات، اینکه در کدام مدرسه تحصیل کردهاند، کجا با هم آشنا شدهاند، صاحب چند فرزند هستند، چقدر در زندگی زناشویی خود بگومگو داشتهاند، چقدر در زندگی همپوشانی داشتهاند و همدیگر را کمک کردهاند، از بخشهای جذاب و شنیدنی این برنامه است. سعی داریم در گفتوگوهایمان خیلی ساده و خودمانی مسائل خانوادگی را مطرح کنیم. بهطور مثال وقتی با امینالله رشیدی، پیشکسوت آهنگسازی و خوانندگی صحبت کردیم، متوجه شدیم هم خودشان، هم همسرشان تب فوتبال دارند و در حین پخش فوتبال بگومگوهایی در خانواده دارند! در برنامههای بعدی قصد داریم از سیاستمداران، ورزشکاران و بازیگران نیز دعوت به عمل بیاوریم.
سردبیر هنر زندگی میگوید: علاقهمندم شنوندگان و مخاطبان در برنامه مشارکت داشته باشند. حتی آنها به ما بگویند دوست دارند چه کسانی را در برنامه دعوت کنیم. آنها میتوانند با سامانه پیامکی 10006603 با برنامه در تماس باشند و ما را از نظرات و پیشنهادهای خود باخبر کنند.
هنر زندگی سهشنبهها ساعت 11 و 45 دقیقه از رادیو ایران و تکرار آن بامداد پنجشنبهها ساعت 2 و 30 دقیقه پخش میشود.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم