مثل روزآمد: هرچه گرما بیش، صرف آب بیش!
خبر واصله: «در پی افزایش دمای هوا، مصرف آب در پایتخت به طور بیسابقهای افزایش یافت که همین مسأله، مسئولان امر را ناچار به قطع آب در مناطقی از تهران کرد. اقدامی که به علت نبود اطلاعرسانی، مشکلاتی برای شهروندان به دنبال داشته است.»
صحنهسازی: روز/ داخلی/ منزل استیجاری/ داخل حمام گرم کوی تو!
اکبرآقا، همسایه دست چپی ما، هوس کرده برود حمام، یک دوشی بگیرد که تن و بدنش بوی عرق چهل گیاه ندهد. سر و کلهاش را لیف و صابون زده و قصد دارد کف صابون را از سر و صورت خود پاک کند که دست به شیر میشود. اما هر چه شیر دوش آب را باز و بسته میکند، دریغ از یک قطره آب به اندازه همان یکی قطره باران سعدی که می گوید ز ابری چکید و خجل شد چو پهنای دریا بدید.
در اینجا اما سازمان آب خجالتزده میشود که بدون هرگونه اطلاعرسانی لازم، زده آب را قطع کرده و حالا اکبرآقای بنده خدا مانده با سر و صورتی کفآلود که لحظه به لحظه دارد سوزش چشمانش را بیشتر میکند. لحظاتی گفتمانی بین مرد خانه و عیال محترمه در میگیرد:
ـ عیال، بدادم برس که آب قطع شده و سر و کلهام پر کف صابون!
ـ میفرمایی چه کار کنم من مرد؟
ـ خب یک سطل آبی چیزی برسون که چشمم سوخت!
ـ سطل آبم کجا بود مرد؟... اینا که خوش انصافا از قبل اعلام نکردند که آب ذخیره کنیم.
ـ خب پس من الان چه آبی به سرم بریزم؟...یه ساعت دیگه هم جلسه دارم؛ همین طوری برم؟
ـ ببین...یه چیزی؛ من یه قابلمه آب برداشتم واسه آبگوشت شب که هنوز محتویات داخلش رو نریختم؛ میخوای فعلا همین قابلمه آب رو بیارم. حالا تا آبگوشت شب خدا بزرگه. شاید آب وصل شد.
ـ ای به قربان عیال خوشفکرم بشم من که همین خلاقیتش در مواقع تبدیل بحران به فرصت، منو عاشقش کرد! بردار بیار قابلمهرو که چشام از سوزش ورقلمبید!....انشاءالله در آینده، مسئولان بیشتر با مردم هماهنگ باشند.
ـ سیاسیش نکن؛ چه ربطی داشت این حرفت الان؟
ـ والا خودمم نفهمیدم. چشمم بدجوری میسوخت؛ نفهمیدم چی گفتم!
بسته پیشنهادی: از آنجا که مسئولان سازمان آب و فاضلاب، در راستای کاهش مصرف آب و جلوگیری از قطع آن از مردم آب مصرف کن تهران درخواست کردند که اگر می توانند در حد 10 تا 15 درصد صرفهجویی آبی به عمل آورند؛ لهذا در راستای کمک به همین موضوع، نکاتی را عرض مینماییم:
1ـ کاهش مصرف: مردمان پاییندست (خوشه اولیها و خوشه دومیها و خوشه سومیهای عزیز)، لطفاً به اندازه یک لیوان آب در روز کمتر مصرف کنند؛ مردمان بالادست (مشمولان دارندگی و برازندگی) نیز اگر اشکالی ندارد، یک بار کمتر استخرشان را پر بفرمایند. این جوری، همه مردم، به طور مساوی در مصرف آب صرفهجویی کردند. دمشان گرم!
2ـ سفتاندن شیر: هموطنان جان، علیالخصوص شهروندان تهرانی، حتما شیرهای آب منزل خود را دقیقا چکاپ (= چک آب) نمایند که بر اثر شل بودن واشری چیزی، نشتی نداشته باشد و آب بیخودی هدر نرود. در عوض مسئولان سازمان آب و شهرداری هم قول میدهند که مواظب شاهلولههای زیر شهر باشند که اگر عمرشان به زمان شاه برمیگردد؛ بر اثر پوسیدگی و ترکیدگی، آب مملکت را هدر ندهند. اگر به چنین موردی برخوردند، در نطفه، لوله را ببندند.
3ـ شیلنگت را زمین بگذار: واقعا این شعر جناب سهراب سپهری عزیز را که: «آب را گل نکنید»؛ باید به این شکل تبدیل به شعارش کرد که: «آب را ول نکنیم...». وقتی این شعار، فرهنگ شد و جا افتاد؛ آن وقت میتوان به همسایه شیلنگ به دست که دارد با آب شرب شهر، خودروی خود را میشوید یا دار و درخت را آب میدهد، با صدایی خوش و رسا گفت: «شیلنگت را زمین بگذار!...».
رضا رفیع
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد