در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

این اثر را برای اعجاز نگاههایی ساختم که هیچگاه نمیتوانم فراموششان کنم. نگاه نوجوانانی که مرتکب بزرگترین، سختترین و سنگینترین اشتباه زندگیشان شدهاند و در پس ناامیدی، امید به زندگی دارند و در پس آن امید، ناامیدند و سنگینی نگاه مادران و پدران و خواهران و برادرانی که منتظرند تا انتقام خون عزیزشان را بگیرند بر دلشان سنگینی میکند. از طرف دیگر، نگاه مادران و پدران و خواهران و برادرانی که در انتظار بخشش فرزندشان هستند، آمیخته با بیم و امید به این نگاهها افزوده میشود.
نگاه پدری که میگوید من هزاران بار قاتل فرزندم را در خیالم کشتهام، ولی در نهایت او را میبخشد و با اعتقاد کامل میگوید ما همه به بخشش پروردگار نیازمندیم و غریبانه از من دور میشود و به راه خود میرود، ولی بغضی در گلویش سالهاست جا خوش کرده و نمیترکد یا نگاه تماشاگرانی که با چشمان خیس و با هقهقهایی پایان نمایش را مینگرند و از سالن بیرون میروند یا نگاه مردمی که عاشقانه برای نجات و کمک از هر آنچه دارند در این اوضاع سخت اقتصادی میگذرند و در خیریه شرکت میکنند.
نگاه گروهم که ماهها بدون گرفتن یک ریال با عشق همراهیام کردند و نگاه عزیزانی که لطف میکنند و از نقاط دور و حتی شهرهای دیگر به دیدن این نمایش میآیند و چراهایی که هنوز جوابی برای آنها نیافتهام، چرا اینطور میشود؟ چرا زیر پوست این شهر و این کشور این همه تناقض وجود دارد؟ چرا در ترافیک که میمانیم به هم راه نمیدهیم، ولی در یک خیریه هرچه داریم خالصانه میگذاریم و شتاب میکنیم برای همراهی دیگری؟ چرا همدیگر را براحتی نمیبخشیم و انتظار داریم مادر یا پدری براحتی از خون فرزندش بگذرد؟ چرا همان نوجوانی را که برای آزادیش تلاش کردهایم پس از آزادی به حال خود رها میکنیم بیهیچ تلاشی برای بازگشت واقعیاش به زندگی اجتماعی؟ چرا؟ و چرا؟ و... چرا؟
خوشحالم که برای این سوژه، مدیوم تئاتر را انتخاب کردم و اعجازش را بیشتر فهمیدم که یک نمایش همچون یک فیلم خوب میتواند صدایش را به آنسوی مرزها هم برساند.
بماند عدهای از آدمها و رسانهها و شبکههای خارجی یا به قول دوستی، حقوق بگیران بشری هم از این فرصت سوءاستفادههای سیاسی و ابزاری میکنند. ای کاش همانطور که ادعایش را میکنند، دغدغهاش را نیز داشته باشند.
در احساس آبی مرگ از نگاههایی که هیچگاه نمیتوانم فراموششان کنم، بسیار آموختم.
در پایان میخواهم هرکدام از این نوجوانان پشیمان را که توسط اولیای دمشان جانی دوباره گرفتهاند، مردم همراه مسئولان، آنها را زندگی ببخشند. آنها زنده ماندهاند با رضایت گرفتن، اما بازگشتشان به جامعه، زندگی بخشیدن به آنهاست.
امین میری / کارگردان تئاتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: