مهاجرت امام خمینی از عراق به پاریس

تبعید امام خمینی به علت مخالفت و مبارزه جدی و آشکار با حکومت پهلوی ، سه مرحله مهم را در طول بیش از چهارده سال تجربه کرد.
کد خبر: ۵۸۱۹۰

مرحله اول به ترکیه ، مرحله دوم عراق و در مرحله سوم ایشان به انتخاب خود فرانسه را برای اقامت انتخاب کرد.
اهداف عمده رژیم پهلوی از تبعید ایشان به ترکیه و عراق عبارت بود از: قطع رابطه با مردم (مقلدین) و مبارزان مذهبی ; اوضاع اجتماعی و فرهنگی آن کشورها که از نظر زبان ، فرهنگ و مذهب با ایشان تفاوت داشتند و احتمال گرایش مردم آن کشورها به سوی ایشان کم بود ; بی تفاوتی و عدم حساسیت مردم آن کشورها به مسائل سیاسی ; فقدان فضای باز سیاسی و اجتماعی در آن کشورها ; حاکمیت اهل سنت بر نهادهای سیاسی و مذهبی عراق ; به انزوا کشانیدن و تحت الشعاع قرار دادن جایگاه مرجعیت و رهبری امام خمینی به دلیل حضور و نفوذ گسترده مراجع طراز اول در حوزه علمیه نجف و.... (1) اما گذشت زمان اثبات کرد که بسیاری از این پیش بینی ها ، به ویژه در مورد کشور عراق اشتباه بوده و امام خمینی به تدریج توانست هم موقعیت خود را در جایگاه مرجعیت تثبیت کند وهم ضمن ارتباط با گروههای مختلف مردم ایران نهضت اسلامی را هدایت کند و آن را فراتر از مرزها برده و جهانی کند.


علل خروج از عراق



دولت عراق ابتدا امیدوار بود که بتواند به مقتضای زمان از وجود امام خمینی به عنوان اهرمی موثر جهت تحت فشار قرار دادن دولت ایران استفاده کند. لذا آمادگی خود را برای هر گونه کمک برای فعالیت علیه حکومت ایران اعلام کرد و از ایشان درخواست همکاری نمود ، اما امام خمینی در پاسخ به درخواستهای مکرر و مصرانه مقامات عراقی ، صریحا اعلام کرد که اختلاف ما با دولت ایران و حکومت پهلوی یک اختلاف اساسی و عقیدتی است و هرگز برطرف شدنی نیست ، اما اختلاف دولت عراق با دولت ایران زودگذر و تابع مقتضیات سیاسی است.
(2) در کنار ناکامی دولت عراق برای بهره برداری از شخصیت موثر امام خمینی و ترس و واهمه ضمنی مقامات حزب بعث از نفوذ امام خمینی در میان توده های شیعه مذهب عراق ، حوادث مهمی در فاصله سالهای 1353 الی 1356 به وقع پیوست که شرایط را برای فعالیت های امام و سایر مبازرین ایرانی مقیم آن کشور سخت تر کرد. از ابتدای دهه 1350 اختلافات تاریخی مرزی ایران و عراق تجدید گردید و در مناطق گسترده ای از مرزهای طولانی دو کشور به درگیری و تبادل آتش منجر شد. این اختلافات در نیمه دوم سال 1353 به اوج خود رسید و طی آن عده ای از اتباع و نیروهای دوطرف کشته و مجروح شدند و حتی چند حمله هوایی نیز صورت گرفت و این در حالی بود که هر دو کشور در داخل مرزها با نیروهای سیاسی مخالف خود در ابعاد وسیعی درگیر بودند. به ویژه دولت عراق در کردستان آن کشور با کردها در حال جنگ بود که هزینه های سنگینی را بر آن کشور تحمیل می کرد و در کاهش ضریب امنیتی نقش مستقیمی داشت.
علی هذا، دو کشور ایران و عراق برای اجتناب از یک جنگ تمام عیار، راه حل مذاکره و حل مسالمت آمیز اختلافات را برگزیدند که به صدور بیانیه صلح الجزیره در اسفند 1353 منتهی شد.
در سالهای 1354 تا 1356 این توافقنامه پیگیری و عهدنامه ها و معاهده های همکاری متعددی بین دو کشور به امضاؤ رسید.
یکی از موضوعات مورد تاکید و توافق دو کشور به عنوان شروط مصالحه ، عدم حمایت از مخالفان سیاسی همدیگر ، جلوگیری از رخنه و نفوذ اخلال گرانه و از بین بردن کلیه عوامل منفی در مناسبات دو کشور بود. (3)
بدین ترتیب سیاست دولت عراق از جستجو و طلب همکاری علیه دولت ایران به ایجاد محدودیت و اخراج مبارزین ایرانی از آن کشور تغییر یافت و ادامه فعالیت های سیاسی امام خمینی تحت الشعاع روابط ظاهرا بهبود یافته دو کشور قرار گرفت و دولت ایران با استناد به بیانیه الجزیره و معاهدات بعدی ، مصرانه خواستار جلوگیری دولت عراق از فعالیت ایشان و سایر مبارزین شد.
دولت عراق نیز گزینه دیگری پیش رو نداشت و مجبور به عملی کردن خواسته های دولت ایران بود و ریشه و علت اصلی تصمیم امام خمینی برای خروج از عراق در متن تحولات ذکر شده در روابط دو کشور نهفته بود.


ایجاد محدودیت برای فعالیت های امام خمینی



در سال 1356 و نیمه اول سال 1357 ، ارتباط امام خمینی با روحانیون و دانشجویان مسلمان ایرانی در داخل و خارج ایران بیش از پیش گسترش یافت و وارد مرحله نوینی شد. با توجه به نگرانی فزاینده حکومت پهلوی و شخص محمدرضا پهلوی از پیامدهای این وضعیت ، در تابستان 1357 ، مقامات سیاسی و امنیتی ایران با سفرهای متعدد به عراق ، رسما از مقامات آن کشور خواستند که جلوی فعالیت های امام خمینی را بگیرند. لذا عراقی ها از شهریور 1357 ، با ترجیح منافع کشورمان و به منظور حفظ وضعیت مصالحه با ایران برای فعالیت های امام خمینی و نیز رفت و آمد افراد مختلف به محل اقامت ایشان در نجف محدودیت ایجاد کردند.
سیدمحمود دعایی که از یاران نزدیک امام در نجف و رابط ایشان با دولت عراق بود، در خاطرات خود در این زمینه می گوید: عراقی ها روزبه روز محدودیت را شدیدتر می کردند تا این که یک روز مرا خواستند و رسما پیامی برای امام به من دادند ، مبنی بر این که ما در عین این که به شما احترام می گذاریم ، ولی به خاطر روابط با شاه مخدوراتی داریم.
از این رو از شما می خواهیم که رعایت شرایط را بکنید و فعالیت ها به صورت علنی نباشد. وقتی این پیام را برای امام بردم ، فرمودند: «این آغاز کار است. شما به بعثی ها بگو من چنین چیزی را نمی پذیرم... اگر اینان نمی خواهند من اینجا باشم ، می روم جای دیگر و حرفم را می زنم». (4)


سکوت یا خروج از عراق



در ادامه ایجاد محدودیت برای امام خمینی ، رئیس سازمان امنیت عراق - سعدون شاکر - به همراه استاندار کربلا به دیدار امام خمینی رفتند و صراحتا به ایشان گفتند: «مطابق تحولات جدید در رابطه ما با ایران ، قرار بر این است که به مخالفان یکدیگر اجازه فعالیت ندهیم و ما به این تعهد پایبندیم. لذا از شما درخواست می کنیم که به فعالیت های علنی خود علیه شاه ایران خاتمه دهید.» امام خمینی نپذیرفت و در پاسخ وی گفت: «شما اگر ناگزیر هستید ، من از عراق خارج می شوم.» سعدون شاکر پرسید: «کجا می روید؛» ایشان پاسخ داد: «هر کجا که مستعمره شاه ایران نباشد و ماموران او آنجا نفوذ نداشته باشند.»
دو روز پس از این دیدار، محاصره محل اقامت امام خمینی در نجف تشدید شد و برای آیت الله یقین حاصل شد که عراق دیگر جای ماندن نیست. محمود دعایی می گوید: «2 روز پس از دیدار سعدون شاکر ، امام خمینی پاسپورتشان را به من داد که نزد مسوولان امنیتی عراق به بغداد ببرم و اجازه خروج بگیرم و من نیز همین کار را کردم و در نهایت مقامات عراقی با خروج ایشان موافقت کردند.» (5)


واکنش ها



مردم ، بویژه مبارزان ایرانی در داخل کشور و سایر نقاط جهان به ایجاد محدودیت برای امام خمینی واکنش بسیار گسترده و شدید نشان دادند. دیری نگذشت که اعتراض ها از نامه ، تلگراف و اعلامیه گذشت و به مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی نیز کشید و عراق با بحران بزرگی مواجه گردید; زیرا به عدول از مواضع متهم بود و تبلیغات وسیعی علیه آن کشور شکل می گرفت. (6)
در ایران نیز امواج نهفته انقلابی به سرعت فعال شد و کار به جایی رسید که اقدامات متعدد دولت آشتی ملی شریف امامی راه به جایی نبرد و وادار به استعفا گردید.


مقصد بعدی برای هجرت



پس از قطعی شدن خروج امام خمینی از عراق ، اولین کشوری که برای مهاجرت مطرح شد ، سوریه بود. اما به دلیل تیرگی رابطه عراق و سوریه ، رژیم بعثی اجازه خروج به مقصد سوریه را نمی داد. پس از منتفی شدن این گزینه ، عزیمت به کویت مطرح شد تا پس از اقامت کوتاه در کویت ، از طریق آن کشور به سوریه برود. سید احمد خمینی در این مورد می گوید: «جلسه ای در منزل ما تشکیل شد و تصمیم گرفتیم با کویت تماس بگیریم... قرار شد با حضرت آیت الله مهری از روحانیون مبارز کویت تماس بگیریم. حضرت آیت الله مهری هم آقازاده شان را با یکی دیگر از افراد با دعوتنامه ای بری امام روانه نجف کردند.» (7)


بخشنامه آماده باش ساواک در داخل و خارج از کشور



همزمان با تحولات ذکر شده ، ساواک که با نمایندگی های خود در کشورهای کویت ، ترکیه و سوریه لحظه به لحظه ارتباط داشت ، به آنها دستور آماده باش داد ; زیرا کشور مورد عزیمت امام خمینی رسما اعلام نشده بود. (8) در داخل ایران نیز به ساواک های استان های مرزی دستور آماده باش داده شده بود. در یکی از این بخشنامه ها به تاریخ 9 مهر 1357 خطاب به ساواک های خوزستان ، کرمانشاهان ، فارس و هرمزگان آمده است:
«خمینی روز گذشته تقاضای روادید خروج از کشور عراق نموده ، گرچه تاکنون مقصد نهایی او روشن نشده ، لیکن احتمال می رود به یکی از کشورهای کویت ، سوریه یا ترکیه برود. در ضمن این امکان وجود دارد که به طور ناگهانی از طریق یکی از مرزهای هوایی یا زمینی به کشور وارد شود. از هم اکنون در مرزهای ورودی آمادگی لازم داشته باشند تا به محض ورود هر گونه ارتباط او را بدوا با افراد غیر مسوول قطع نموده و مراتب را بلافاصله اعلام و یاد شده را در اولین فرصت با هواپیما یا هلیکوپتر نظامی به تهران اعزام دارند.» (9)


عزیمت به کویت



پس از اخذ اجازه خروج از عراق ، سحرگاه 12 مهر 1357، امام خمینی به همراه سید احمد خمینی و چند نفر دیگر به قصد عزیمت به کویت از نجف خارج شدند. از نجف تا مرز کویت در منطقه صفوان ، ماموران عراقی کاروان را همراهی کردند. مقامات کویتی پس از اطلاع از این امر، با ورود امام خمینی به کشورشان مخالفت کردند و امام خمینی و همراهان بناچار ساعت یازده شب به بصره بازگشتند و شب را در هتلی گذراندند و سیزدهم مهر به بغداد رفتند.


ورود به فرانسه



چنان که قبلا گفتیم ، کشور مورد نظر امام خمینی برای مهاجرت ، سوریه بود. اما با توجه به موانعی که وجود داشت و به دنبال موافقت نکردن دولت کویت ، در نهایت فرانسه برای این منظور انتخاب گردید و سرانجام در بعدازظهر 14 مهر 1357 امام خمینی و هیات همراه از فرودگاه بغداد راهی پاریس شدند. شایان ذکر است که مقامات امنیتی عراق به سیدمحمود دعایی اعلام کردند اگر فرانسه ایشان را نپذیرفت ، دیگر به عراق بازنگردند. (10) با ورود امام به فرانسه ، دولت این کشور، ضمن مشورت با مقامات ایرانی با ورود ایشان موافقت کرد. (11)
با توجه به حضور ابراهیم یزدی در کاروان عزیمتی امام خمینی به سوی کویت و سپس به پاریس ، عده ای بر این باورند که وی در انتخاب پاریس نقش داشته است. اما به لحاظ اهمیت موضوع، امام خمینی در وصیتنامه خویش این ادعا را رد کرده و انتخاب پاریس را صرفا با مشورت سیداحمد خمینی و بدون نقش دیگران اعلام نمود: «از قرار مذکور ، بعضی ها ادعا کرده اند که رفتن من به پاریس به وسیله آنان بوده ، این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت ، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم ، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود ; آنان تحت نفوذ شاه بودند ، ولی پاریس این احتمال نبود.» (12)


علل مهاجرت به فرانسه



براساس خاطرات سیداحمد خمینی ، فرانسه به این دلیل انتخاب شد که از طریق آن کشور در اولین فرصت به سوریه بروند: «{پس از بازگشت از مرز کویت به بصره} نماز صبح را با امام خواندم و بعد از نماز از تصمیمشان جویا شدم. امام گفتند: من سوریه را انتخاب می کنم و به سوریه می روم. عرض کردم. اگر سوریه راه نداد چه کار کنیم؛ خوب است به جایی برویم که ویزا احتیاج نداشته باشد و ما از آنجا بتوانیم به سوریه برویم. چرا که اگر لب مرز سوریه هم ما را برگردانند، دیگر برای رفتن جایی نداریم. فرانسه را پیشنهاد کردم. امام پذیرفتند.» (13)
بنابراین عزیمت به فرانسه در بدو امر به دلیل لزوم نداشتن اخذ روادید ایرانیان برای سفر و اقامت کوتاه مدت در آن کشور بود تا از آنجا به سوریه بروند ، اما در پاریس شرایط مساعدی که برای تبلیغ و فعالیت و هدایت نهضت و جهانی کردن آن مشاهده شد ، به تدریج فکر عزیمت به سوریه یا هر کشور اسلامی دیگر منتفی گردید. علیرغم هشدارهای اولیه دولت فرانسه به امام خمینی برای خودداری از هرگونه فعالیت سیاسی ، از اولین ساعات ورود به آن کشور تا زمان بازگشت به ایران در 12 بهمن 1357 ، اعلامیه ، مصاحبه ها و سخنرانی های امام خمینی با سرعت بیشتر در ایران و سایر کشورها پخش گردید و اقشار مختلف ایرانیان ، بویژه فعالان سیاسی و دانشجویان مسلمان عضو انجمن های اسلامی در اروپا، کانادا و امریکا به دیدار امام خمینی شتافتند و نیروهای سیاسی انسجام فکری و عملی بیشتری پیدا کردند. در این حال رژیم پهلوی نیز تصور می کرد، به دلیل بعد مسافت و هزینه های زیاد مسافرت به فرانسه ، ارتباط مردم و مبارزان ، بویژه روحانیون ، با امام خمینی کمتر خواهد شد و به انزوای ایشان منجر می شود و به همین دلیل حکومت ایران با مهاجرت ایشان به فرانسه و اقامتش در پاریس مخالفت نکرد. دولت شریف امامی از طریق سفارت ایران در پاریس به اطلاع دولت فرانسه رسانید که حکومت ایران خواهان اخراج امام از آن کشور نیست. (14) این تصور مقامات حکومت پهلوی ، همچون تبعید ایشان به عراق از اشتباهات فاحش آن حکومت بود. زیرا در ایران اوضاع سیاسی به نفع مخالفان در جریان بود و در خارج از ایران فعالان سیاسی برای سرنگونی حکومت پهلوی با رهبری امام خمینی به وحدت نظر و عمل رسیدند.

1 - علی اکبر محتشمی پور، خاطرات سیدعلی اکبر محتشمی ، تهران ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، 1376، صص 460-};455 حمید روحانی ، نهضت امام خمینی ، ج 2 ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، چ دوم ، صص 108-}104.

2 - حسن عاشوری لنگرودی ، «نگاهی به زندگی شهید آیت الله سیدمصطفی خمینی و نقش او در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران» ; مجموعه مقالات کنگره شهید آیت الله سیدمصطفی خمینی» ، تهران ، نشر شاهد، 1377، صص 114-}113.

3 - اصغر جعفری ولدانی ، بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق ، تهران ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، چ دوم ، 1370، صص 498-}449.

4 - پابه پای آفتاب ; گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی ، ج 2، به کوشش امیررضا ستوده ، تهران ، نشر پنجره ، 1373 ، ص 22.

5 - همان ، صص 24-}23.

6 - برای اطلاع بیشتر ر.ک : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، شماره های بازیابی 1586 ، 1587 ، 886 ، 885 ، 1074 و 887

7 - پابه پای امام ، همان ، ج 2 ، ص 74.

8 - مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده امام خمینی ، شماره بازیابی 887، ص 58.

9 - همان ، ص 6.

10 - پابه پای آفتاب ، همان ، ج 1، ص ; 75 ج 2 ج، صص 25 و 29 -} 28.

11 - غلامرضا نجاتی ، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران ; ج 2ج ، تهران ، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چ چهارم ، 1373، ص 103.

12 - نگرشی موضوعی بر وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، چ دوم ، 1373 ، ص 58.

13 - پابه پای آفتاب ، همان ، ج 1 ، ص 76.

14 - تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران ، تهران ، نشر تفکر ، 1373 ، صص 311 - }310.



سجاد راعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها