سلفیهای حزب نور حتی آن هنگام که احتمال نخستوزیری چهرهای سکولار به نام محمد البرادعی قوی بود نیز سکوت کردند و ظاهرا این گروه امید داشتند که در این حالت نیز بتوانند از نفوذ بیشتری در دستگاه دولت آینده برخوردار شوند. اما این گونه نشد و روزهای بعد سکولار دیگری برای نخستوزیری دوران گذار انتخاب گردید. اکنون حاکمان دوران گذار در قاهره دیگر نمیتوانند روی حمایتهای نیروهای اسلامگرای مخالف مرسی حساب کنند و به این ترتیب روند آشتی در مصر با مخاطراتی بزرگتر از قبل روبهرو خواهد شد. از دیگر سو دیگر سلفیها از طرف دیگر اسلامگرایان از جمله حزب آزادی و عدالت محمد مرسی نیز به خیانت متهم شدهاند و خروج حزب نور از ائتلاف سکولارها و رهبران نظامی میتواند بار دیگر وجهه این حزب را در میان اسلامگرایان مصر ترمیم کرده و دوباره آنان را به صف همفکران خود بازگرداند و چنانچه این امر محقق شود و گروههای اسلامگرا علیه ارتش و جنبش انقلاب دوم متحد شوند آنگاه است که مصر، رمضان ناآرام و پرتنشی را در پیش خواهد داشت.
سلفیهای حزب نور زمانی که به صف انقلاب علیه حسنی مبارک پیوستند تلاش داشتند چهرهای عملگرا از خود به نمایش بگذارند و به همین دلیل اعلام کردند با دموکراسی پارلمانی هیچ مشکلی ندارند. این تاکتیک ناموفق نیز نبود و این گروه توانست در انتخابات پارلمانی که اوایل سال 2012 برگزار شد بیش از یکچهارم رایها را به خود اختصاص دهد. با همه این احوال اما کاندیداهای سلفی در جریان همان مبارزات انتخاباتی نیز مواضع متفاوتی داشتند و به عنوان مثال مخالف حضور بانوان در سواحل دریا یا خواهان اجرای قوانین شریعت بودند. اما ظاهرا روزمرگی سیاسی سلفیها را از بسیاری از این مواضع خود دور کرد. جالب آن که سلفیهای حزب نور در جریان جنجال بر سر قانون اساسی و فرمان اختیارات ویژه که از سوی محمد مرسی و اخوانالمسلمین دنبال میشد، برای مدتی رسما به نیروهای سکولار پیوست تا به این صورت از تفوق اخوانالمسلمین جلوگیری به عمل آورد. برخی کارشناسان در جریان اعتراضهای اخیر پیشبینی میکردند که سلفیهای حزب نور با توجه به ضعف رقبای سکولار و خروج اخوان از قدرت و همین طور با تکیه بر ساختار منسجم و توان سازماندهی خود، در انتخابات آینده مصر به قدرتمندترین نیروی سیاسی حاضر در این کشور بدل شوند. اما بر خلاف پیشبینی این گروه از کارشناسان حتی سلفیهای حزب نور نیز در این میان درگیر اختلافها و جنگ قدرتهای درون حزبی شدهاند. به عنوان مثال بخش جوان بدنه این حزب بشدت رهبران خود را مورد انتقاد قرار میدهند و عقیده دارند که رهبران حزب، اسلامگرایی مانند محمد مرسی را به نفع سکولارهایی چون البرادعی و حزب وی کنار گذاشته است. حزب نور با وجود نزدیکیهای ایدئولوژیک با دولت اسلامگرای محمد مرسی اما از آغاز کار آن دولت از مرسی به عنوان یک تجدیدنظر طلب یاد میکرد. با روی کار آمدن هشام قندیل به عنوان نخستوزیر در آگوست گذشته حزب نور تهدید کرد که از ائتلاف دولتی خارج خواهد شد اما این تهدید را ماهها بعد یعنی در ماه می امسال عملی کرد و به همکاری با دولت مرسی در عمل پایان داد.
بیش از همه وعاظ سلفی مصر یعنی همان کسانی که از دهه نود از سوی پادشاهی عربستان سعودی حمایت مالی میشوند، مواضعی تند علیه مرسی اتخاذ میکردند. در ماه ژوئن امسال دولت وقت مصر به روابط سیاسی با سوریه پایان داد و این کار در واقع تحت فشار همین واعظان سلفی صورت گرفت. یکی از این افراد با شرکت در کنفرانس سوریه آشکارا مسلمانان را به جهاد علیه بشار اسد رئیسجمهور سوریه فرا میخواند و تنها چند روز پس از آن بود که چهار شهروند شیعه مصری به دست اوباش سلفی به قتل رسیدند. سلفیها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 نیز در واقع از محمد مرسی حمایت نکردند بلکه کاندیدای مورد نظر آنان اسلامگرای رقیب مرسی بود که «عبدالمنعم ابوالفتوح» نام داشت. امروزه برخی کارشناسان امور مصر عقیده دارند که ابوالفتوح میتواند در آینده مصر بار دیگر نقشی مهم ایفا کند.
اما با توجه به خروج این آخرین گروه اسلامگرا از جمع ائتلاف شکننده علیه مرسی بعید به نظر میرسد که سلفیهای حزب نور حداقل در کوتاه مدت امکانی برای بازگشت به عرصه سیاسی مصر داشته باشند. در عین حال نقطه ضعف نیروهای سکولار که امروز حداقل در ظاهر دست بالا را در مصر دارند در میان مدت به نفع گروههایی مانند حزب نور خواهد بود و چه بسا نیروی سومی از دل سلفیها در مصر نمایان شود.
فرانکفورتر آلگماینه / مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم