بارزترین مشخصه یک برنامه زنده از نظر شما چیست؟
تصور میکنم مهمترین مولفه یک برنامه زنده، شادابی و طراوتی است که دربرنامه زنده به چشم میخورد و همین طور ارتباط نزدیکی که برنامهسازان درطول اجرای برنامه با مخاطبان برقرار میکنند. در یک برنامه زنده، مخاطب همواره در انتظار دریافت اخبار تازه است و میتواند از طریق اطلاعاتی که به وسیله مجری یا مجریان آن برنامهها داده میشود، سطح آگاهی و دانش خود را ارتقا دهد، اما صرفنظر از این موارد، حداقل کاری که برنامهسازان یک برنامه زنده میتوانند انجام دهند، این است که شادابی و نشاط را به مدد ساخت این برنامه به مخاطبان تلویزیونی منتقل کنند. پیشتر شنیده میشد برخی میگفتند برنامه زنده در مقایسه با برنامه تولیدی به بودجه کمتری نیازمند است، در حالی که تجربه ثابت کرده است برنامه زنده فارغ از این که بودجه زیادی میطلبد، به مراتب پرزحمتتر از یک برنامه تولیدی نیز هست.
از چه نظر؟
در برنامه زنده مواردی چون استودیو، تصویربرداری، آفیش مهمانها و نور باید به دقت صورت گیرد تا برنامهسازان را با مشکل مواجه نکند و عوامل ساخت برنامه باید از همدلی و هماهنگی لازم برخوردار باشند چون در غیر این صورت کار پیش نمیرود. تجربه نشان داده است برنامههای زندهای که از پشت صحنه متحد و هماهنگی برخوردار بودهاند، توانستهاند موفقتر جلوه کنند. در واقع هر چقدر عنصر تعامل و همدلی میان عوامل پشت صحنه وجود داشته باشد، میتوان به بازخوردهای مثبت این برنامه امیدوار بود.
فکر میکنید به طور کلی چند درصد از برنامههای زنده تلویزیونی به استانداردهای لازم دست یافته است؟
سیستم صداوسیما مثل یک سیستم نظامی، نظم دارد. این خصیصه بویژه برای ساخت و تدارک یک برنامه زنده به چشم میخورد. ساختار صداوسیما از نظم و قواعد مخصوص به خود برخوردار است. هر گروه مثل تصویربرداران و نورپردازان دارای سرگروه و به نوعی مدیر هستند و این مدیر است که تصمیمات نهایی را میگیرد. بر این اساس یک تصویربردار نمیتواند به تنهایی کاری را که میخواهد، انجام دهد یا همین طور دیگر عوامل به شکل انفرادی قادر به تصمیمگیری نهایی نیستند؛ بنابراین کارکردن در چنین فضایی بیتردید نیازمند دقت و انضباط فراوان است. البته این امر طبیعی هم هست، چون برنامه زنده به دلیل این که مستقیم روی آنتن تلویزیون میرود باید از میزان خطای کمتری در مقایسه با برنامه تولیدی برخوردار باشد. در عین حال، همانطور که پیشتر هم اشاره کردهام، فعالیت برای ساخت یک برنامه زنده نیازمند کار تیمی است که از هر نظر با یکدیگر باید تعامل و تفاهم داشته باشند. نکته مهم در این میان این است که متاسفانه در کشور ما کارگردان تلویزیونی با سوییچر یکی است. درحالی که در کشورهای دیگر، فعالیت سوییچ من و کارگردان تلویزیونی از یکدیگر منفک شده است.
خود شما به عنوان کارگردان تلویزیونی که برنامههای زنده زیادی را در کارنامه کاری خود دارید، چه پیشنهادی برای حل این مشکلات دارید؟
به هرحال این نظام قانونمند است که در حیطه برنامههای زنده وجود دارد و تصور میکنم بالاخره باید زمانی برسد که اصلاحاتی دراین حیطه صورت گیرد. فرض کنید در برنامه زنده که گفتوگو محور است، کارگردان تلویزیونی باید تمرکز خود را روی گفتوگوهای مهمانان یا مجریان در برنامه بگذارد. نه این که حواسش در کنار متمرکز بودن روی این مساله به سوییچ کردن دوربینها هم باشد. به نظر من کارگردانی تلویزیونی زنده در واقع به مثابه تدوین زنده است و این تدوین زنده همزمان یک اپراتور و یک مونیتور را برای پیشبرد کار طلب میکند، اما همانطور که توضیح دادم، در ایران سوییچر و کارگردان تلویزیونی یکی است و این به ساختار برنامه زنده لطمه میزند. ساخت برنامه زنده خود به خود دشواریهای زیادی دارد. به طور نمونه دیر آمدن مهمانها در یک برنامه زنده یکی از مواردی است که تا به مرحله نهایی رسیدن، استرس و اضطراب زیادی را به سازندگان برنامه وارد میکند.
تهیه کدام برنامه زنده برای شما خاطرهانگیزتر بوده است؟
در این عرصه خاطرات زیادی دارم که یکی از آنها تهیهکنندگی پنج دوره برنامه چهرههای ماندگار بوده است. ساخت این برنامه با دشواریهایش، برایم بسیار لذتبخش و خاطرهانگیز بود.
آزاده صالحی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم