مصطفی دشتی، پویا آریانپور و بیتا وکیلی در نشستی از هنر انتزاعی سخن گفتند

انتزاع در آثار نقاشان معاصر ایران

هنر انتزاعی گرچه به زعم هنرمندان اوج هنر متعالی است؛ اما برای شناسایی دنیای پر رمز و راز این هنر نیاز است که به بررسی این هنر پرداخت. هنر انتزاعی در بدو زایش در سطح جهانی نیز با استقبال عمومی روبه‌رو نشد و پس از معرفی این هنر توسط منتقدان و ایجاد شرایط گفتمانی برای هنر انتزاعی توجه‌ها را به این هنر جلب کردند. این در حالی است که رویکرد هنرمندان ایرانی به هنر انتزاع طی نیم قرن گذشته کلید خورد اما به‌دلیل محدودیت‌هایی همچون نبود فضای رسانه‌ای برای طرح موضوع هنر انتزاعی، پرورش نیافتن منتقدان هنری و.... انتزاع در عالم هنر کمتر درک شد. به همین دلیل است که هنوز شاهد بسیاری از مخاطبان آثار انتزاعی در پی طرح سوالاتی که «این چیست» و یا «چی می‌خواد بگه» هستیم. بر همین اساس گالری ایده برای ایجاد فضایی برای طرح مسائل مختلف هنری، نشستی را با عنوان « انتزاع در نقاشی معاصر ایران» با حضور سه هنرمند معاصر انتزاع‌گرا که آثار آنها در سطح بین‌المللی نیز عرضه شده است بر گزار کرد تا زمینه گفتمانی این نگرش در هنر را بررسی کند.
کد خبر: ۵۷۸۹۳۱

مصطفی دشتی: جریان حسی‌ام را دنبال می‌کنیم

در این نشست مصطفی دشتی، نقاش باسابقه کشور برخی مجموعه‌هایش با استقبال مخاطبان داخلی و خارجی مواجه شده است. وی در مورد شیوه نگاهش به هنر انتزاعی گفت: من نگاهم در نقاشی همواره به طبیعت بوده است و طبیعت را از زاویه دید خود ترسیم کرده‌ام. این نگاه طی سال‌ها فعالیتی که داشتم به سمت کمینه‌گرایی سوق پیدا کرد و به انتزاعی که می‌خواستم، نزدیک‌تر شدم.

وی ادامه داد: به عنوان مثال بیابان‌های اطراف یزد مکانی بود که اولین آثار جدی‌ام «بیابان‌ها» را در این مکان خلق کردم. این مکان بود که در آن به کشف جدیدی می‌رسیدم و از آنجا که خودم بچه مناطق بیابانی هستم، این فضاها در کار من خود را نشان داد.

این هنرمند نقاش توضیح داد: آثار اولیه‌ام که شامل مجموعه «کناره جاده‌ها» می‌شود یک نقاشی فیگوراتیو است که خاطره و حادثه‌ای را به نمایش می‌گذارد، اما این روند با کم کردن عناصر و فیگورها به مجموعه «بیابان‌ها» رسید که انتزاع در این دوران خود را نشان می‌دهد. در آثار متاخرم که مجموعه «شب» هستند این انتزاع به بیان شخصی‌تر رسیده و حسی چشم‌نواز را ارائه کرده است که البته زاویه دیدم همان طبیعت است. بیابان و سلوکی که در خود دارد و همچنین شب رازها و رمزی که در دل خود دارد در یک فضای انتزاعی در برابر مخاطب قرار می‌گیرد.

دشتی در پاسخ به این‌که روند انتزاع در آثارش از جریان هنر حسی گذشته و بیان مفهومی‌تری به خود گرفته است گفت: در زمان نقاشی من، رنگ و جریان حسی خود را دنبال می‌کنم و در پی بیان مفاهیم پیچیده فلسفی نیستم. این مساله که هنر در بین کدام مکاتب مختلف قرار می‌گیرد و دسته‌بندی می‌شود، مساله‌ای است که منتقدان و تاریخ‌نگاران هنری آن را مورد توجه قرار می‌دهند. اما معتقدم هنر و هنرمند در پی بیانگری است و هنرمند نمی‌تواند در مورد آثار خود و نوع نگاهشان سخن بگوید. البته همواره در تاریخ هنر، هنرمندانی بودند که توانستند این مساله را راهبری کنند و به همین‌دلیل است که شاهد تولد «ایسم‌ها» در هنر هستیم.

پویا آریانپور: می‌خواهم مخاطب را به دنیای ذهنی ام ببرم

پویا آریانپور از نقاشان جوان و بنام هنر انتزاعی نیز با معرفی آثار خود به ارائه توضیحاتی در زمینه مجموعه‌های مختلفی که ارائه کرده است، پرداخت. این هنرمند که در مجموعه‌هایی همچون خاکستری‌ها، قرمزها، دینامیک، شاهد و درد و.... نوعی نگاه انتزاعی به پیکره گیاهی و انسانی داشته در این‌باره توضیح داد: در دوره‌های مختلف کاری‌ام به نوعی پیکره که در میان اندام انسانی و گیاهی قرار دارد، توجه داشتم. نگاه در این آثار به نوعی انسان محور است و در نبض اصلی تابلوها یک نوع ستون فقرات دیده می‌شود. حال در برخی مواقع وضوح این نشانه‌ بیشتر است و در برخی مواقع کمتر می‌شود.

این هنرمند با اشاره به تاثیری که او از محیط اطرافش می‌گیرد و در آثارش نمود پیدا می‌کند، گفت: هر هنرمندی از محیط پیرامونی‌اش به شکلی تاثیر می‌پذیرد، این تاثیر برای برخی به شکل بصری اتفاق می‌افتد و برای برخی دیگر به صورت ذهنی؛ من همواره بیشتر از آن که تاثیر بصری از جهان پیرامونی‌ام دریافت کنم، از طریق صدا تاثیر می‌گیرم. عنصر صدا در ذهن من حالتی بصری به خود می‌گیرد و می‌توان این تاثیرپذیری را در آثارم که نوعی نبض و ضربان دارد، بخوبی مشاهد کرد.

این نقاش که چندی پیش در حراج تهران اثری از او به مبلغ 22 میلیون تومان فروش رفت، ادامه داد: طی ده سال اخیر چند دوره کاری را پشت سر گذاشته‌ام. من تجسمات ذهنی‌ام را به صورت زبان انتزاعی مطرح می‌کنم، زیرا زبان انتزاعی برای من این کاربرد را داشته که یک زبان کل گو و کلان‌نگر باشد. انتزاع به من امکان می‌دهد تا به مفاهیمی اشاره کنم که در واقع می‌توانست توام با استنتاج‌های فلسفی باشد. در دوره‌های اولیه آثار من، کمتر شاهد جزء نگری هستیم. از آنجا که سوژه من از ابتدا، انسان و چالش‌های او بود، در ابتدا هنر انتزاعی بخصوص زبان کلان‌تری را برای بیان انسان و معنای انسان جهانی در اختیارم می‌گذاشت. در دوره اولیه آثارم مشکلات انسان، جغرافیای مشخصی نداشت و چالش انسان معاصر را مطرح می‌کرد. در دوره بعدی، این مفهوم را در سنجش با عناصر پیرامونی انسان محک زدم و در دوره‌ای هم فارغ از مسائل پیرامونم بودم. در دوره ابتدایی کارم، شما می‌توانستید ساختمان ارگانیک انسان را به گونه‌ای در کار من ببینید. همچنان در آن دوره، پل مشخصی میان واقع و ذهن دیده می‌شد. نشانه‌هایی از یک اندام ارگانیک، فیگور یا پیکر در کار دیده می‌شد که کم کم صورت نمادین به خود گرفت و با تمثیل و نشانه همراه گشت. کمی بعدتر، نشانه‌های شخصی ام بیشتر شد.

وی ادامه داد: یادم می‌آید فاصله‌ یک ساله‌ای در کارم به وجود آمد و من کمتر نقاشی کردم. بعد از آن، به سمت نوعی مینی مالیسم و کم گویی حرکت کردم و عملا چند عنصر و نشانه خاص در کارم برجسته شد. رنگ، محدود شد؛ حتی مدتی از دو رنگ بیشتر استفاده نمی‌کردم. اصرارم بر این نبود که در هر نقاشی بخواهم بیننده را با هیجان تازه‌ای مواجه کنم. در این دوره که به «سرخ ها» معروف است، ادبیات ساده‌ای را در پیش گرفتم و با طی الارض در آن زندگی می‌کردم. در پی آن نبودم که شوکی تازه به بیننده بدهم. می‌خواستم او را با مبانی تصویر خودم به دنیای ذهنی‌ام ببرم.

بیتا وکیلی: سیر تکاملی آثارم برعکس نقاشان انتزاعی است

بیتا وکیلی از هنرمندان جوان هنر انتزاعی است که آثارش با استقبال خوبی توسط مخاطبان داخلی و خارجی روبه‌رو شده است. او در شیوه رسیدن به انتزاع در هنر در جهت معکوسی گام برداشته است.

وکیلی در مورد آثارش گفت: همواره در سیر تکاملی آثارم برعکس نقاشان انتزاعی که از فیگور به سمت کمینه‌گرایی و انتزاع رفتند، از انتزاع شروع کردم و رفته رفته بر عناصر بصری آثارم افزودم. در دوران ابتدایی کارم، نگاهی از بالا به زمین داشتم که در میان لایه‌های ابرها و فضایی مه اندود قرار داشت. این نگاه کم کم به زمین نزدیک‌تر شد و از ارتفاع کمتری به جهان پیرامونی نگاه کردم؛ در همین دوران نیز عناصر دیگری همچون خزه، برگ و مواد طبیعی به آثارم افزوده شد. همچنین در این مجموعه آثار فرم‌های جنینی نیز نمود پیدا کرد.

این هنرمند نقاش در مورد آثار متاخر خود گفت: در آثار متاخرم بر اساس مسافرتی که به آمریکا داشتم و تحت تاثیر فضا و ساختمان‌های بلند آنجا که فرهنگی متفاوت با ما داشتند، مواد فلزی حاضر آماده ـ که به نوعی تداعی‌کننده آن فضاهای شهری هستند- نمود پیدا کرد. در این دوران نیز زاویه نگاهم را به زمین نزدیک‌تر کردم و این بار فرم‌های جنینی به فیگورهایی انتزاعی رسید.

وکیلی که در حراج تهران اثری از مجموعه «شهریور» او با رکورد 22 میلیون تومان به فروش رفت در پاسخ به سوالی در مورد این‌که در آثارش نوعی جنسیت وجود دارد گفت: این‌که جنسیت در آثار من مشاهده می‌شود از روی تعمد نیست بلکه براساس حسی است که من به اثر هنری دارم. نقاشی انتزاعی از آنجا که بر احساس هنرمند شناور است، در آثار من به‌عنوان یک نقاش زن این حس زنانگی مستتر می‌شود و از لحاظ تکنیکی نیز از آنجا که هنرمندان زن در ارائه اثر وسواس بیشتری دارند و روی اثر خود بیشتر کار می‌کنند این حس برای مخاطب نیز قابل مشاهده می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها