1ـ اولین سخن با رسانههاست. بهراستی انتشار اخبار بدون منبع و سست و ناقص و هیجانی که یک موج منفی، نگرانی عمومی و انتظارات تورمی در جامعه ایجاد میکند به نفع کیست؟ آیا اینکه یک رسانه، وقوع چنین اتفاقی را بدون ذکر منبع و مستند اعلام کند و جرقهای شود بر جریانسازی خبری از سوی دیگر رسانهها که با موضوع تائید، تکذیب یا نمیدانم، اقدام به انتشار اخبار انبوه در این باره کنند، التیامبخش دردهای معیشتی مردم است یا تشدیدکننده آن؟ بدتر اینکه در تمام اخبار دیروز، با آب و تابی فراوان، اما با ادبیاتی بدون اطمینان و سست، به موضوع حذف ارز مرجع پرداخته شده بود، تنها یک خبر دیده میشد که بهطور کامل به ماجرا پرداخته و در کنار جنبه منفی، جنبه مثبت آن را نیز ذکر کرده بود؛ یعنی اشاره کرده بود که اگر ارز مرجع هم رسما حذف شود، در کنار آن پرداخت یارانه و مابهالتفاوت به کالاهای اساسی که ارز مرجع آنها حذف خواهد شد، هم صورت میگیرد و این امر مصوب بودجه 92 است و چیز خارقالعاده و تازه و اختصاصی نیست. اما محتوای سایر اخبار دیگر دراینباره، نگرانی مردم از دور تازه گرانیها در آستانه ماه مبارک رمضان را تشدید میکرد. لذا به نظر میرسد در گام نخست، باید از رسانهها خواست که در چنین مواردی با دقت، حساسیت، تأمل و دوراندیشی بیشتری عمل کنند.
2ـ واقعیت این است که حذف ارز مرجع موضوع تازهای نیست؛ این موضوع قبل از ابلاغ قانون بودجه 92 عملا کلید خورده و اختصاص ارز مرجع به نحو قابل توجهی محدود شده بود. این موضوع در ابتدای سال جاری با تصویب در قالب قانون بودجه 92 رسمیت پیدا کرد و همان زمان هم به اندازه کافی به آن پرداخته شد؛ اما یک نکته که تاکنون بهعنوان یک علامت سوال بزرگ مطرح بوده، نرخ جایگزین ارز به جای ارز مرجع است. اینجای ماجرا روی سخن با مسئولان بانک مرکزی است. سوال اینجاست که چرا بانک مرکزی به صورت صریح و شفاف مکانیسم آتی تعیین نرخ و تخصیص ارز را اعلام نمیکند؟ آیا غیر از این است که یک چنین ابهام و نبود صداقتی که بانک مرکزی با بازار ارز در پیش گرفته باعث علامتهای منفی به بازار میشود؟
3ـ سکوت عجیبی که مسئولان دولتی از جمله بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاستجمهوری در برابر اخبار ضد و نقیض ارزی در پیش گرفتهاند در عرف و فرهنگ ایران مصداق اصل «سکوت نشانه رضایت است»، تعبیر میشود. این مساله که بهطور مستقیم با غذا و داروی مردم مربوط میشود، موضوع حساسی است که نیاز به ورود جدی مسئولان به موضوع و کنترل افکار عمومی در کنار اتخاذ سیاستهای مناسب ارزی و تجاری دارد.
محمد رضائی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم