اما از این موضوع که بگذریم آخر هفته گذشته، چند فیلم سینمایی و تلهفیلم از شبکههای مختلف سیما روی آنتن رفت که در میان آنها به چند مورد که سروشکل بهتری داشت، میپردازیم.
جوجه تیغیها: این فیلم تلویزیونی به کارگردانی حسین تبریزی و تهیهکنندگی اصغر پورها جریان از تولیدات سال 89 مرکز سیمافیلم است که در آخرین نمایش خود جمعه سیویکم خرداد ساعت 16 از شبکه یک روی آنتن رفت؛ اثری که در آن سعید آقاخانی، نسرین مقانلو، هومن برقنورد، افشین سنگچاپ، منوچهر علیپور، محمد حمزهای، پروین میکده و حدیث چهرهپرداز ایفای نقش کردهاند. داستان آن درباره دزد سابقهداری به نام ایرج است که در مسیر فرار از دست پلیس از یک سرقت شبانه، زن و شوهر جوانی به نامهای شیدا و رامین را گروگان میگیرد. این زن و شوهر در آستانه جدایی قرار دارند و درحال رفتن به مراسم عروسی هستند و... این فیلم تلویزیونی توسط عباس شیرمحمدی به رشته تحریر درآمده و ناصر کاووسی نیز مدیرتصویربرداری آن بوده است.
سازنده و بازیگران این فیلم تلویزیونی همگی حرفهای و باتجربه هستند و مدیوم تلویزیون را بخوبی میشناسند. پس تا اینجا میتوان مطمئن شد در گام نخست یعنی شناخت مخاطب درست عمل کرده و اثر از این مرحله به سلامت عبور میکند، اما متاسفانه با وجود حضور تمام این نامها و افراد حرفهای، بزرگترین ضعف کار در همین مرحله نمود و بروز پیدا میکند. جوجه تیغیها بدساخت، مبتذل و سخیف نیست، اما از دوناحیه بشدت ضربه خورده است؛ نخست آنکه زیادی سطحی است و سازندگان آن فیلم را اصلا جدی نگرفتهاند و دوم آنکه لحن فیلم کاملا دو گونه است؛ نه طنز صرف است و نه یک اثر اجتماعی. ورود و خروجها و تعویض لحن، بدرستی در آن صورت نمیگیرد و علت آن، همین نبود دقت و توجه کافی در مرحله نگارش و ساخت است و این آفت سادهانگاری، فقط به جرم تلهفیلم بودن گریبان این دوستان را گرفته است.
جایزهای برای بازندهها: این فیلم به کارگردانی رضا کمالی و تهیهکنندگی پیمان جعفری با نوشتهای از مهدی رجبی و حسین آقاجانی، پنجشنبه سیام خرداد ساعت 19 از شبکه سه سیما روی آنتن رفت. محمود جعفری، کمند امیرسلیمانی، زهره حمیدی، مهسا مهجور، نازنین احمدی، علیرضا مهران، محمد عباسنژاد، طوفان مهردادیان، مهسا ایرانیان، فریده دریامج، طاهره اعلایی، سعید فرجی، عرفان فرجی، پریسا نیتی، حمید مسچی، مازیار فرجی و پرهام جعفری بازیگرانی هستند که در این فیلم تلویزیونی ایفای نقش کردهاند.
جایزهای برای بازندهها نه تصاویر درخشانی دارد و نه فیلمنامهای بیعیب و نقص، اما به عقیده من، بهترین فیلم تلویزیونیای بود که هفته گذشته روی آنتن رفت. در داستان این فیلم آمده است: ساکنان یک آپارتمان که درگیر مشکلات مختلفی هستند، با یک موضوع جالب مواجه میشوند. نیما پسر کوچک خانواده به مغازه میرود تا خرید کند، اما چون مغازهدار مشغول دیدن فوتبال است یک نوشابه را که متعلق به فرد دیگری است، به نیما میدهد و او هم آن را به خانه میبرد. مادر نیما، که با نوشابه و چیپس مخالف است، خوردن نوشابه را برای نیما ممنوع کرده اما نیما یواشکی نوشابه را میخورد و خواهرش متوجه جایزه صدمیلیون تومانی در نوشابه میشود. آنها با خوشحالی برای این پول نقشه میکشند، زیرا برای رفتن به کانادا، مشکل مالی دارند و شب هم به عقد خالهشان ـ نسرین ـ میروند اما دو دزد آن شب به خانه آنها میآیند و.... قصهای که تماما مبتنی بر اتفاق و محوریت شانس است تا منطق، اما همین اتفاقات بظاهر بیمنطق، در یک منطق بیمنطقی درست قرار گرفتهاند و توی ذوق مخاطب نمیزند. از سوی دیگر، اهالی ساختمان در این فیلم گرم هستند و شخصیتها دافعه ایجاد نمیکنند.
بیانصافی است اگر از بازی روان محمود جعفری سخنی به میان نیاید؛ درباره بازی او باید بگویم بالاخره یک بازیگر حرفهای هم پیدا شد و کار خود را در یک فیلم تلویزیونی جدی گرفت و برای اجرای درست نقش تلاش کرد که این جای خوشحالی دارد!
بهشت موازی: شاهد احمدلو، کارگردان و حسین طاهری، تهیهکننده، چند فیلم تلویزیونی ساخته و تولید کردهاند و ظاهرا از همکاری با یکدیگر رضایت کامل دارند و این مسیر را ادامه میدهند.
شاهد احمدلو، کارگردانی است که در کنار دغدغه سینما، همواره در تلویزیون، هم سریال میسازد و هم فیلم تلویزیونی. او کم کار هم نیست و اتفاقا این سالها بیشتر از آن که در سینما باشد برای تلویزیون کار کرده است، اما حسین طاهری هم که در مجموعه «درچشم باد» ناظر کیفی بود، پس از آن کار در سمت تهیهکننده، چند تلهفیلم تولید و جای خود را به عنوان تهیهکننده فیلمهای تلویزیونی باز کرد. حال این دو در نقطهای از کارنامه خود، به فیلم تلویزیونی بهشت موازی رسیدهاند. فیلمی که درباره صادق، جوان متاهلی است که کار خود را از دست داده و در پی یافتن کار بهطور اتفاقی و ناخواسته به مراسم جشن نیکوکاری وارد میشود و در این ورود، پا در مسیری میگذارد که برای خودش و همسرش ستاره غیرقابل پیشبینیای است.
تمام تلهفیلمهای شاهد احمدلو از یک فیلتر و ذهن میگذرد و در استخوانبندی به یک شکل هستند. احمدلو تلهفیلمساز خوبی است. برای کارش زحمت میکشد، مخاطب خود را میشناسد و توانایی این را دارد که مخاطب را پای گیرنده بنشاند، اما متاسفانه در انتخاب متن و فیلمنامه بشدت ضعیف عمل میکند. شاید او بر این باور است که کارگردانی بر متن ارجحیت دارد و میتوان به فیلمنامه توجه زیادی نکرد اما واقعیت چیز دیگری است و تا متن قوی نباشد بهترین کارگردانی و نگاه هم در عمل عقیم باقی میماند. این موضوع در مورد سریالهای احمدلو هم صدق میکند و آسیب بیشتر کارهای او از ناحیه متن است. نمونه بارز آن، همین بهشت اجارهای (از محصولات سال گذشته سیمافیلم) است که جمعه سیویکم خرداد ساعت 14 از شبکه سه روی آنتن رفت؛ فیلمی که باوجود تلاش کارگردان برای درآوردن فضا، از فیلمنامهای ضعیف و بیمنطق رنج میبرد.
فراموش نکنیم مخاطب امروز با بهترین فیلمهای روز دنیا آشناست و آنها را نگاه میکند. پس بهتر است با دقت روی انتخاب و نگارش فیلمنامه، کارهای بهتری به مخاطب ارائه کنیم و او را دستکم نگیریم.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم