او که ساز تخصصیاش تار است، بسیار زیبا مینوازد و وقتی قبل از مصاحبه در دفتر کارش شروع به نواختن میکند، شنیدن صدای سازش از نزدیک برایمان بسیار دلچسب و شیرین است.
او پس از ورود به ایران گروه موسیقی خورشید را هم تشکیل داد و در این گروه بیشتر با خوانندگان و نوازندگان مستعد جوان کار کرده است، از این خوانندگان میتوان به محمد معتمدی و علیرضا قربانی اشاره کرد.
او این روزها خواننده جوان دیگری به نام مجتبی عسگری را به گروه خورشید آورده است، خوانندهای که هر چند هنوز چندان شناخته شده نیست، اما توانایی او در زمینه آواز ایرانی بر استادان موسیقی ایرانی اثبات شده و بسیاری او را میستایند و معتقدند میتواند پرچمدار آواز ایرانی باشد.
با درخشانی و خواننده جوان این گروه مجتبی عسگری به گفتوگو نشستیم تا راهکارهای آشتی دوباره مردم با آواز ایرانی را بررسی کنیم.
گروه خورشید بزودی تور کنسرتهایی را برگزار میکند و سیزدهم و چهاردهم تیر در اصفهان روی صحنه میرود.
ایده اولیه شکلگیری گروه موسیقی «خورشید» از کجا شکل گرفت؟
درخشانی: سالها پیش از اینکه به ایران بیایم همیشه در ذهنم بود یک گروه موسیقی بزرگ تشکیل دهم که در آن سازهای ایرانی روی صحنه بروند؛ یک ارکستر ملی با سازهای ملی. ممکن است خیلیها بگویند 20 عدد سه تار را نمیتوان کنار هم گذاشت، اما من میگویم میشود.
بسیاری از اهالی موسیقی میگویند امکان انجام چنین کاری به دلیل نقایصی که سازهای ایرانی دارد، وجود ندارد.
درخشانی: سازهای ما در ارکستر نقص دارد. من این را میپذیرم و میدانم که به خاطر پوستی بودنشان و هزار دلیل دیگر این کار دشوار است، اما من این کار را با یک گروه 30 نفره انجام دادهام. وقتی میتوان با 30 نفر گروه موسیقی سنتی روی صحنه برد، حتما با 60 نفر هم میشود. خیلی آرزو داشتم این کار را انجام دهم که در دورههای قبل از طرف ارشاد هم وعده داده بودند بودجههایی برای این کار اختصاص میدهند، اما در عمل به جایی نرسید تا اینکه خودم دست به کار شدم و با بچههای موسیقی دانشگاه هنر و دیگر نوازندهها حرف زدم و همین جوانان اظهار علاقه کردند که این کار انجام شود و بعد هم گروه موسیقی «خورشید» با 30 نوازنده تشکیل شد. اولین اثر این گروه هم آلبوم موسیقی «فصل باران» بود که با صدای علیرضا قربانی ضبط و منتشر شد و تقریبا اولین اثری بود که بهصورت گروهنوازی ضبط شده بود و حجم ارکستر کاملا متفاوت بود. این کار ادامه پیدا کرد و چند آلبوم هم منتشر شد. البته ترکیب نوازندهها تغییر کرد، اما پایه اصلی گروه همچنان پا بر جاست و تمرین دارد.
تشکیل و حفظ گروه موسیقی در ایران کار دشواری است. میخواستم ابتدا از شما این نکته را بپرسم که چگونه طی این سالها گروه خورشید را سر پا نگه داشتهاید؟
درخشانی: مسلما بسختی. در کل اوضاع به گونهای پیش رفته که برگزاری کنسرت در کشورمان کار دشواری است. به عنوان نمونه میتوانم به آخرین کنسرتی که با گروه خورشید داشتهایم، اشاره کنم. این کنسرت در تالار وحدت برگزار شد و بعد از یک سال تمرین و برنامهریزی ما متضرر هم شدیم، چون دخل و خرج با هم نخواند.
چرا؟
درخشانی: خودتان بهتر میدانید و بارها درباره هزینههای جنبی برگزاری کنسرت هم صحبت شده است. به این مورد میتوان مراحل دشوار گرفتن مجوز را هم اضافه کرد. ضمن اینکه زمان برگزاری کنسرت ما چند بار تغییر کرد و همین موضوع هم تاثیر خوبی روی مخاطب ندارد. ابتدا تالار وحدت شهریور را برای برگزاری کنسرت ما تعیین کرده بود که با برگزاری جلسات اجلاس مصادف شد و تغییر کرد. البته مسئولان تالار وحدت از موضوع برگزاری اجلاس در این تاریخ مطلع بودند، اما به ما چیزی نگفته بودند! بعد هم دیگر تاریخ خوب پیدا نکردیم تا کنسرت در اسفند سال گذشته و روزی که برای برگزاری کنسرت و آمدن مخاطبان مناسب نبود، برگزار شد.
تا جایی که به خاطر دارم سال 1390 هم این اتفاق در کرج برای شما افتاد و کنسرتتان بهدلیل سفرهای استانی لغو شد.
درخشانی: اتفاقا اسفند سال گذشته در اهواز هم این اتفاق برایمان افتاد، باز هم به خاطر سفرهای استانی. به هر حال چنین اتفاقاتی برای گروه موسیقی مشکلاتی ایجاد میکند. در هر صورت ما فکر نمیکردیم این کنسرت از نظر مالی برایمان سودی داشته باشد، اما در انتظار ضرر هم نبودیم. ولی شد... گرانی سالن، تبلیغات و چنین مسائلی موجب میشود کار کردن واقعا دشوار شود. من ابتدا مسائل مالی را مطرح کردم، اما همه چیز در همین مسائل خلاصه نمیشود و پشتیبانی و حمایت دستکم از طرف مراکز و ارگانهای مربوط به موسیقی نیست. به همین دلیل هم از مردمی که به کنسرت میآیند و پشتیبان و حامی موسیقی هستند، تشکر میکنیم و به همین راضی هستیم.
فکر میکنم در اردیبهشت هم اجرایی داشتید؟
درخشانی: بله. در چند استان اجراهایی داشتیم، اما مجبور شدم گروه را کوچک کنیم و با همین گروه کوچک در گرگان، سمنان و... اجراهایی را داشتیم. اما برنامهای در اصفهان داریم که سعی کردهام دوباره گروه را بزرگ کنم. اعضای گروه حدود 9 سال است که با من کار میکنند، فکر میکنم بتوانید درک کنید انتخاب اعضا از میان این دوستان برای یک گروه کوچکتر چقدر دشوار است، ولی مجبوریم این کار دشوار را انجام دهیم. چون هزینهها در نمیآید.
پشیمان نیستید که به ایران بازگشتهاید؟
درخشانی: نه. برای اینکه اینجا در ایران طی این هشت سال لااقل با گروهم هشت آلبوم موسیقی خوب منتشر کردهام و همین اتفاق بسیار خوبی است. شاید اگر آلمان بودم تا امروز فقط دو آلبوم موسیقی منتشر کرده بودم. کسانی که تجربه مهاجرت دارند حرفم را بهتر میفهمند. خارج از گود بودن و فعالیت هنری انجام دادن دشوار است.
چرا؟
درخشانی: ببینید من خارج از ایران نوازنده حرفهای ندارم. بخشی کاملا آماتور هستند و برخی آثاری که تولید میشود حرفهای نیست. در خارج از کشور خبری از گروه و جمعهای موسیقی به شکلی که در ایران وجود دارد، نیست. جمع کردن گروه از کشورهای مختلف هم هزینههای زیادی دارد. اما ایران پر است از نوازندههایی که برای کار با اشتیاق جمع میشوند. اینجا من هر روز درگیر موسیقی هستم و از این اتفاق بسیار خوشحالم. مثلا اگر ایران نبودم مجتبی عسگری خواننده جوان و مستعد گروه خورشید را از کجا پیدا میکردم.
اتفاقا میخواستم سوالی در این زمینه از آقای عسگری بپرسم. بسیاری از خوانندگان موفق موسیقی پاپ، موسیقی ردیف و دستگاهی را بخوبی میشناسند و حتی مدتی در این زمینه فعالیت کردهاند. اما بعد به این دلیل که فکر میکنند این موسیقی مخاطب چندانی ندارد که برای هنرمند کف بزند و هورا بکشد سراغ موسیقی پاپ میروند. شما در آواز ایرانی بسیار موفق هستید و تا کنون چند آلبوم موسیقی منتشر کردهاید، اما چنان که باید و شاید آثارتان دیده نشده است. چرا باز هم در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت میکنید و مانند بسیاری سراغ موسیقی پاپ نرفتهاید؟
عسگری: فعالیت در عرصه آواز سنتی به گونهای نیست که بتوان گفت فرد یک شبه تصمیم گرفته وارد آن شود یا رهایش کند و برود. خوانندگان موفق موسیقی ایرانی کسانی هستند که در اوان کودکی این استعداد خود را کشف کرده و به مرور آموزش دیده و این توانایی خود را پرورش دادهاند. هیچکس نمیتواند ناگهانی از موسیقی سنتی وارد پاپ شود یا بعکس.اگر اصل این استعداد و علاقه به آن در یک فرد وجود داشته باشد، اتفاقی که شما گفتید نمیافتد. آواز ایرانی دلبستگی عمیق میخواهد و کسی که وارد وادی آن شود نمیتواند آن را رها کند و سراغ موسیقی دیگری برود.
و اگر برود؟
عسگری: قطعا دلبستگیاش چندان عمیق نبوده.
درخشانی: خب میگویند مخاطب نداریم و مجبور میشویم برویم سراغ موسیقی پاپ.
عسگری: به نظر من دوستانی که از موسیقی سنتی به پاپ میروند مشکلات دیگری دارند و شاید از ابتدا یک مسیری را اشتباه رفتهاند. این موضوع ربطی به پرمخاطب بودن یا کممخاطب بودن موسیقی ندارد.
درخشانی: این نیست که مخاطب نباشد. همیشه مخاطب موسیقی ایرانی محدود بوده است. شنونده های موسیقی سنگین در همه دنیا کم هستند. شما اگر بهترین کنسرت موسیقی کلاسیک دنیا بروید میبینید نسبت به دیگر موسیقیهایشان مخاطبان کمتری دارند. موسیقی سنتی ما مثل شعر حافظ است، فهم آن تعمق و پختگی میخواهد. موسیقیای نیست که بتوانی گذرا آن را بشنوی و فهم آن زمان میخواهد.
مشکل برقراری ارتباط با آواز ایرانی مربوط به دوره ماست یا پیش از این هم مطرح بوده است؟
درخشانی: به نظر من این مشکل مربوط به دوره ماست. مردم ایران همیشه ثابت کردهاند آواز ایرانی اگر با کیفیت اجرا شود آن را دوست دارند. نمونهاش آوازهای مرحوم بنان و استاد شجریان است که همیشه اقبال عمومی داشته است. یا زندهیاد ایرج بسطامی هم تنها با تصنیف هایش مطرح نشد و مردم آوازهایش را هم دوست داشتند. مردم آوازی را که با صداقت خوانده شود دوست دارند. اگر بنا باشد خواننده چیزی را حفظ کند و برای مردم بخواند مسلما دوستش نخواهند داشت. خوانندهای که آواز میخواند مانند سولیستی است که بخواهد بداهه نوازی کند. درست زیر ذرهبین است و تمام حواسها سمت اوست. اگر در آوازخوانی ضعیف باشد ارتباط میان موسیقی و مخاطب قطع میشود.
اجازه دهید در قالب یک تجربه هم درباره این موضوع توضیح دهم. در بخش آواز اغلب خوانندهها ضعیف هستند و همین باعث میشود وقتی به بخش آواز میرسیم شنونده اظهار ملامت میکند و حتی این خستگی را به زبان میآورد. بیشتر اوقات هم بعد از کنسرت میگوید بخش آواز طولانی بوده است. همین باعث شده من هم به اغلب خوانندهها بگویم این بخش را کوتاه میکنیم و زیاد روی آواز ایرانی مانور نمیدهیم.
از اقبالی که به آواز قدما میشود حرف زدید. به نظر شما دلیل اصلی این اقبال چیست؟
درخشانی: آواز قدما حرکت دارد. در مکتبهای قدیم میبینیم حرکت، دور و ریتم آواز در یک خط همگام با هم حرکت میکنند و همین آوازشان را جذاب میکند. از یک دورهای آواز بسیار کند و لخت شده و حتی من به عنوان یک نوازنده از آن لذت نمیبرم. ولی به هر حال شیوه آواز چند خواننده جوان از جمله آقای عسگری میتواند دوباره مخاطبان را با آواز ایرانی آشتی دهد.
اما از برخی دوستان اهالی موسیقی شنیدهام آواز آقای عسگری خستهکننده نیست. من هم برخی آثار ایشان را شنیدهام و به نظرم جذاب آمد.
درخشانی: دقیقا این تجربه خود من هم هست و بعد از کنسرتهایی که با آقای عسگری داشتم خیلیها به من گفتند که خوانندهتان آوازهای خوبی داشت. ایشان از معدود کسانی است که خود من هم روی صحنه دوست داشتم بیشتر آواز بخواند. ایشان باعث شد من تشویق شوم بیشتر از آواز استفاده کنم.
چرا آواز در ایران افت کرده است؟
درخشانی: کلاسهای آواز بیروح شدهاند و استادهای آواز اغلب فقط بلد هستند بگویند این درآمد اول است و آن دوم و آن سوم و.... یعنی آموزش آواز در کشورمان مشکل پیدا کرده است. در کلاسها دیگر وارد عمق و ظرایف آواز نمیشوند و شاگرد فقط شده یک طوطی که همه را حفظ کرده و هر وقت هم میخواهد آواز بخواند همان حالتی را که یاد گرفته میخواند. هیچ برنامهای برای آموزش آواز وجود ندارد و خواننده وقتی ردیفها را یاد میگیرد فکرمیکند دیگر خواننده شده است! این تصور کاملا نادرست است. اینجا تازه شروع کار خواننده است که از این مرحله رد شود و برود سراغ چند مکتب و بر اساس آنها شروع کند آواز کار کردن.
عسگری: در پاسخ به اینکه چرا آواز به این مسیر افتاده است، دو بحث مطرح میشود. یکی اینکه آواز خوان خوب کم پیدا میشود و آوازخوانهای ما اغلب به دنبال تصنیف خوانی رفتهاند و بیشتر هدفشان این است که خواستههای بازار را تامین کنند. دومین نکته اینکه ما آوازخوان خوب هم زیاد داریم، اما کارهای این گروه زیاد شنیده نمیشود. در حال حاضر رادیو و تلویزیون هم فقط تصنیف پخش میکنند. ما نیاز داریم مانند دوره برنامههایی چون گلها و.... در یک برنامه مشخص فقط آواز پخش کنیم. در پایان کار هم یک تصنیف پخش شود. به همین دلیل هم مردم کمتر با آواز ارتباط برقرار میکنند و بیشتر تصنیف میشنوند. شعر خوب کمتر استفاده میشود تکنیک و صداهای خوب وجود داشت و تمام سلیقه مردم را در نظر میگرفت. اما امروزه نسل جدید فقط ریتم میشنود و اگر شرایط به همین شکل پیش برود شاید او هیچ وقت آواز خوب نشنود. البته قصد ندارم بگویم تصنیف در موسیقی کشور ما جایگاه پایینی دارد.
راه حلی هم برای برقراری دوباره این ارتباط وجود دارد؟
درخشانی: ما به هر چه بشنویم عادت میکنیم اگر مردم آواز بشنوند به آن عادت میکنند. به نظرم راهکار این است که صدا و سیما مردم را با آواز آشتی دهد. قبلا مردم در قهوهخانهها موسیقیهای سنگینی را میشنیدند یا اوایل پیروزی انقلاب موسیقی که از صدا و سیما پخش میشد موسیقی سنتی سنگین و ارزشمندی بود و مردم هم از آن استقبال میکردند، برنامه گلهای رنگارنگ و تکنوازان هم به همین شکل بودند و طرفداران زیادی داشتند. اصل موضوع این است که گوش مردم باید آموزش بییند.
عسگری: این روزها موسیقی سنتی قوی پخش نمیشود. همین سلیقه شنونده را نابود میکند. نوازندههای خوب سازنده شدهاند و نمیخواهند بپذیرند نوازندگی و آهنگسازی خیلی فرق دارند.
درخشانی: البته شورای شعر صدا و سیما بسیار قوی است، اما فکر میکنم باید بخش موسیقی قویتر شود و کارهایی تولید شود که ذائقه مردم را ارتقا دهد. بگذارید من اینجا فرصت را مغتنم بدانم و مانند همه اهالی موسیقی از روند گرفتن مجوزها هم گلایه کنم. روش مجوز گرفتن در وزارت ارشاد وحشتناک شده است. آنقدر اذیت میکنند که فرد خسته میشود. اگر دستهایی پشت صحنه است که نمیخواهد کنسرت برگزار شود به ما اطلاع بدهند. میخواستم در سمنان که زادگاهم است کنسرت برگزارکنم. دو سال است برای مجوز اقدام کردهام میگویند هیچ مشکلی نیست اما مجوز را صادر نمیکنند! مجوز آموزشگاه در شهر خودم را بدون هیچ دلیلی به من نمیدهند. یعنی باید حتما دولتی باشم که به من مجوز بدهند؟ برنامههایی داشتم که بتوانم سطح موسیقی را در این شهر ارتقا دهم. چون جوان علاقهمند زیاد دارد اما آنقدر آزارم دادند که منصرف شدم. آن وقت به افرادی به راحتی مجوز میدهند که... .
ظاهرا گرفتن مجوز کنسرت این روزها بیش از قبل دشوار شده است.
عسگری: یک اتفاق کوچک به نام گرفتن مجوز آنقدر بزرگ شده که شده مایه استرس اعضای گروه و یادش میرود که چه میخواسته اجرا کند.
درخشانی: قبول دارم که شعر باید کنترل شود، اما موسیقی را چگونه میخواهیم کنترل کنیم؟ هیچ جای دنیا برای موسیقی مجوز نمیگیرند. مشکل دیگری هم وجود دارد و آن این است که اعضایی در شورای موسیقی وزارت ارشاد نشستهاند که خودشان بلد نیستند آهنگ بسازند. اگر یک شورای فنی با صلاحیت وجود داشته باشد ما هم خوشحال میشویم ایرادهای کارمان را بفهمیم.
به عنوان یک نوازنده درباره دستمزد ناچیز این قشر هم حرفی دارید؟
درخشانی: خب اگر نوازنده مطرح باشد بهطور غیرعادی دستمزدش بالا میرود. همه این نوازندگان هم دوستان خوب ما هستند، اما برخی بی رویه دستمزدشان را گران کردهاند پس مجبور میشویم برویم سراغ جوانترها. اما اغلب سنتیها دستمزدشان بالا نرفته.
دستمزد خوانندهها چطور آقای عسگری؟
عسگری: بستگی به انصاف خواننده هم دارد، اما خب شهرت بیاید دستمزد بالا میرود. اما من با اینکه زندگیام از خوانندگی میگذرد دنبال دستمزد نیستم. اگر دنبال تعیین قیمت بالا بروم بیزینسمن شدهام. به خاطر دارم برای ضبط قسمتی از آلبوم «تا نفس باقی است» آقای درخشانی را دعوت کردیم. من گفتم آقای درخشانی اگر بیاید از پس دستمزدشان چگونه برآییم، اما ایشان همین که قبول کردند برای جوانی که هیچ اسم و رسمی ندارد بزنند، بسیار ارزشمند است. آقای فرجپوری هم همینطور. از همین جا بود که یاد گرفتم ارزش موسیقی و هنر را باید با چیزهای دیگری سنجید.
شما اکنون به شکل کاملا مستقل در موسیقی کار میکنید. فکر میکنید تا چه زمانی مستقل بمانید و برای کسب درآمد دست به کارهایی که دوست ندارید، نزنید؟
عسگری: اگر میخواستم این مسیر را بروم تا به حال رفته بودم. اما امیدوارم این اتفاق نیفتد. اما تائید استادان بزرگی چون شجریان که میگویند من میتوانم پرچمدار آواز ایرانی بین خوانندههای جوان باشم برایم بسیار ارزشمندتر از سود مالی است. استاد شجریان به من گفتند که دوست دارم پرچم آواز را به دست بگیری و دنبال خواندن قطعاتی برای شهرت نباشی. من هم دارم همین کار را میکنم.
درخشانی: مطمئن هستم نمیرود.
در جامعه ما، این روزها نسل جوان کمتر به سمت موسیقی سنتی و اصیل ایران میرود و کمتر به این نوع موسیقی علاقه نشان میدهد، به نظر شما دلیلش چیست؟ برای آشنایی بیشتر این نسل با موسیقی سنتی ایران چه کار باید کرد؟
درخشانی: نسل جوان چند دسته هستند، کسانی که در خانوادههایی بزرگ شدند که از دوران کودکی با این موسیقی آشنا شدند طبعا وقتی بزرگ میشوند علاقهمندی به این نوع موسیقی و خاطرهای که از این موسیقی در ذهنشان نقش بسته در وجودشان باقی میماند. ما از این نوع جوانها که موسیقی ایرانی کار میکنند، کم نداریم ولی نباید انتظار داشت که استقبال از این نوع موسیقی، یک استقبال عمومی باشد چون موسیقی سنتی، موسیقی سنگینی است و معنویت در آن وجود دارد مثل اشعار حافظ و برای نسل جوان شنیدن این نوع موسیقی شاید کمی سخت و سنگین باشد. آدم باید به یک درکی از این موسیقی برسد تا بتواند با آن ارتباط برقرار کند. این نوع موسیقی دارای ظرایف و پیچیدگیهای زیادی است که همین باعث ماندگاری و یکنواخت نشدنش شده به همین دلیل انتطار نداریم که همه نسل جوان جذب بشوند و هر کاری هم بکنیم جذب نخواهند شد کما اینکه در هیچ جای دنیا هم چنین اتفاقی نیفتاده یعنی نسل جوان موسیقی خودش را دارد و از یک سنی هم ممکن است از نظر فکری و ذهنی تکمیل بشود و برگردد به این نوع موسیقی. چیزی که مسلم است این که این یک روال طبیعی است و اشکال نه از موسیقی ایران است و نه از نسل جوان.
شما تجربه سرپرستی گروه شهناز را دارید. اعضای این گروه بیشتر جوان هستند، دلیل اینکه بیشتر با جوانان کار میکنید، چیست؟ آیا کار کردن با کسانی که همنسل خودتان هستند و در کارشان تجربه دارند برای شما راحتتر نیست؟
درخشانی: نه، چون همنسلان خودم هرکدام درگیر کارهای دیگری هستند. یک عده مدرس هستند، یک عده ارکستر دارند و یک عده هم در صدا و سیما استخدام هستند و آنجا باید کار کنند، یک عده کلا کار نوازندگی را کنار گذاشتند و وارد کار اداری شدند و در شوراهای موسیقی استخدام هستند و من متاسفانه با این دوستان انگیزه مشترکی ندارم برای اینکه من هدفم بیشتر یک کار جمعی است در موسیقی که متاسفانه در ایران کم اتفاق میافتد و همه به طرف کارهای فردی کشانده شدند.
دلیل این اتفاق چیست؟
درخشانی: لازمه کار جمعی این است که آدم تعدادی نوازنده در اختیار داشته باشد و هیچکدام از همنسلان من برای چنین کاری وقت ندارند و وقت هم نخواهند گذاشت یعنی باید یک کار دیگرشان را تعطیل کنند، اما نسل جوان بسیار با اشتیاق میآید و بعلاوه در نوازندگی جمعی، ارکسترنوازی و گروهنوازی توانایی دسته جمعی چه از نظر نتنوازی به شکل موسیقی و چه از نظر وقتی که برای این کار میگذارند خیلی بهتر هستند.
گروه خورشید این روزها فعالیت تازهای هم دارد؟
درخشانی: کنسرتهایی در شهرهای مختلف خواهیم داشت. کنسرتهای قبلی مان هم باعث شد آلبوم تازهای با حمایت دکتر پازوکی منتشر کنیم که شهریور به بازار میآید. با ارکستر بزرگ ضبط میشود. سیزدهم و چهاردهم تیر در اصفهان برنامه داریم.
زینب مرتضایی فرد - گروه فرهنگ و هنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد