در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نخستین بار صدای این خواننده جوان را در ترانهای شنیدم که تیتراژ برنامه (دیروز، امروز، فردا) بود و این ابیات که همان بار نخست در حافظه من جا خوش کرد:
ولی ایستادن فقط کار ماست / ما که قصهمون قصه خواب نیست / بیا دل به دریا بزن شک نکن / سرانجام این رود مرداب نیست
ایکاش شما نیز در سالن برج میلاد حضور داشتید و میدیدید وقتی این خواننده جوان، ترانههایی با مضامین مغفولمانده ترانههای پاپ را با قدرت و احساس و صمیمیت هرچه تمامتر میخواند، چگونه جماعت مشتاق اشک میریزند و با او و گروهش همراهی میکنند. مضامینی مثل جانبازان، شهدای هستهای، حضرت زهرا(س)، ایثارگران، وحدت ملی و ....
تصاویر زیبایی که همراه با ترانهها، پشت صحنه روی نمایشگرهای بزرگ نقش میبستند اثرگذاری کنسرت را برای مخاطبان دوچندان کرده بود. حامد زمانی که خود شاعر و ترانهسرای با ذوق و خوشقریحهای است، این روزها به صدای نسلی تبدیل شده که یا در موسیقی پاپ حضور ندارد یا نقش او به نقشی کمرنگ و بیاثر تبدیل شده که بیشتر به زینت مجالس شبیه است تا چیز دیگر. حامد زمانی برای یافتن کلام و شعر و ترانه خوب که ارزشهای مغفول را فریاد بزند ابایی ندارد شخصا با شاعران و ترانهسرایان خوب کشور تماس بگیرد و فروتنانه به دیدار آنها برود. رفتاری که کمتر از خوانندههای پاپ که به نامی رسیدهاند مشاهده میشود.
این خواننده جوان با توانایی و ذوقی که در سرودن و انتخاب ترانه دارد به تنهایی میتواند سطح توقع مخاطب را نسبت بهکلام موجود در ترانههای پاپ ارتقا دهد؛ سطحی که متاسفانه طی سالهای اخیر با هجوم ترانههای زیرزمینی و شبکههای سوداگرانه به سطحی نازل تبدیل شده است. و این انگار به یک قاعده تبدیل شده که جنس کلام موجود در ترانه پاپ یعنی همین که خوانندههای پاپ میخوانند و لاغیر. موسیقی پاپ به امثال حامد زمانی بسیار نیازمند است. به خوانندگانی که هم کلام و شعر بشناسند و هم ارزشهای مغفول جامعه ایرانی اسلامی را جاربزنند. برای این خواننده جوان که این بار را به تنهایی و بسختی همراه همکاران جوانش به دوش میکشد، آرزوی توفیق دارم.
سعید بیابانکی
شاعر و ترانه سرا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: