بتازگی به زوریخ سفر کرده بودید. ماجرا از چه قرار بود؟
به آنجا رفته بودم تا برای بنیاد خیریهام از فیفا کمکهایی بگیرم. هدف این بنیاد کمکرسانی به نوجوانان عاشق ورزش در آلمان و همچنین آفریقاست. ما حتی میکوشیم امکانات تحصیلی این نوجوانان را افزایش بدهیم. تابستان امسال در همین ارتباط در آلمان یک کمپ بزرگ ویژه نوجوانان به نام خودم خواهیم داشت.
آیا فوتبال را وسیلهای برای نزدیکی بیشتر ملتها قرار دادهاید و در راههای اجتماعی میکوشید یا صرفا در پی تقویت امکانات فوتبالی کشورها هستید؟
به هر حال، فوتبال چه من بخواهم و چه نخواهم ملتها را به هم نزدیکتر میکند و جوانان در همه دنیا از آن لذت میبرند، ولی اهداف من و بنیادم فقط فوتبالی نیست، زیرا وقتی به چرخش بهتر امور زندگی دیگران یاری میرسانید، عملا آنها را در مسیرهایی اجتماعی و غیرفوتبالی هم به پیش میرانید.
اصولا چرا و چگونه به این نتیجه رسیدید که در این زمینه هم وظایفی دارید؟
این که من توسط فوتبال و مواهب آن ثروتمند و خوشبخت شدهام، تذکردهنده این نکته مهم به من است که وظایف اجتماعیام نسبت به سایرین بیشتر است و باید در این زمینه و کمکرسانی به دیگران کوشاتر باشم. بههرحال نباید همه چیز را فقط برای خودتان بخواهید.
این همه فتوحات اخیرتان با بایرنمونیخ چطور پدید آمد؟
با کار شدید و تلاش فراوان. شاید برایتان جالب باشد بدانید در میان سه جام فتح شده توسط ما، نه جام باشگاههای اروپا بلکه لیگ آلمان برای ما مهمتر بود، زیرا به حکومت دوساله بوروسیا دورتموند به این رقابتها پایان بخشید و آن هم با 25 امتیاز برتری ما بر این رقیب و اندوختن 91 امتیاز در یک لیگ 34 هفتهای که شاید یک رکورد جهانی تازه برای لیگی به طول این مدت باشد. لااقل مطمئنم برای بوندسلیگا حدنصابی جدید است.
بایرن به سبب داشتن حداقل 22 مهره همسطح و مشهور در هر مسابقه دستکم هشت نه نفر از آنان را روی نیمکت مینشاند. هاینکس چطور توانسته بود از اعتراض این افراد بکاهد و همه را راضی نگه دارد؟
هاینکس و دستیارانش بسیار هوشمندانه رفتار و کاری کردند که همه احساس میکردند برای تیم مهم هستند و ارزششان مورد توجه و تقدیر قرار دارد. این باعث میشد هر کس سهم خود از نیمکتنشینیهای گاه به گاه را بپذیرد و اعتراضی نداشته باشد. باشگاههای بزرگ به سبب تعدد جامهایی که در آنها حاضرند، مجبور هستند حداقل دو تیم همسطح و به روایتی بهتر دو بازیکن برابر در هریک از پستها در اختیار داشته باشند تا در زمان خستگی و مصدومیت بعضی از آنان از سایر نفرات سود جویند و کاری کنند که در طول فصل به همه بازی برسد و هیچ کس از فاکتور حیاتی استراحت بیبهره نماند. این کار در بایرن به بهترین شکل انجام شد و حتی نیمکتنشینیهای زیاد گومز و کروس هم که ملیپوشاند، مشکلی ایجاد نکرد.
آیا بایرن قادر است این حکومت و شرایط درخشان فعلی را بخصوص حالا که هاینکس رفته، استمرار بخشد؟
من معتقدم نهتنها قادر به این کار هستیم، بلکه میتوانیم بازیمان را بهتر و سطح کارمان را ارتقاء هم ببخشیم. یکی از دلایل این طرز تلقی این است که ترکیب فعلی که محصول پنج شش سال کار مداوم، ابتدا توسط لوئیس فان خال هلندی و سپس یوپ هاینکس آلمانی است، همچنان در مسیر تکامل به پیش میرود و دائم بر روان بودن بازی و کارایی تاکتیکی تیم افزوده میشود. دوم این که کسی که جانشین هاینکس شده، یعنی گواردیولا آدم کوچکی نیست و کارنامه درخشانش در بارسلونا فراروی همگان است. من فکر میکنم کار تشکیلاتی و سیستماتیک سالهای اخیر بایرن با ضمیمه شدن نبوغ گواردیولا به آن تیم ما را به حد و مرزهای بالاتری خواهد رساند.
این که دو تیم آلمانی فینال اخیر لیگ قهرمانان را انجام دادند، فقط پیشرفت شگرف مجدد ژرمنها را نشان میدهد، اما این موضوع چطور حاصل آمده است؟
راز موفقیت ما به توجه اساسی و بنیادینی مربوط میشود که از 15 سال پیش دوباره به ردههای سنی پایه مبذول داشتیم و به جوانان در تیمهای خود هر چه بیشتر بها دادیم. حاصل این مدت کار روی جوانان، حالا خودش را بیش از هر زمانی نشان میدهد. هر چند رتبههای سومی ما در دو جام جهانی آخر نیز محصول همین فرآیند بوده است. البته در بایرن مسائل دیگری مثل افزایش سرمایه و بودجه نیز که باعث شد در سالهای اخیر خریدهای بهتری داشته باشیم و تیممان پرمهرهتر شود، نقش مهمی را بازی کرده، اما در تیمی مثل دورتموند و در منظری کلیتر تیم ملی آلمان، نقش وسیع جوانان را بیش از هر موقعی میتوانید حس کنید.
بعد از سه قهرمانی اخیرتان آیا فکر نمیکنید دیگر هدف بزرگ دیگری برای بایرن نمانده است تا انگیزهای برایش ایجاد کند؟
اصلا اینطور نیست. فصل تازه شش جام را پیش روی ما قرار میدهد که لااقل بایرن دو تای آنها را سالهاست که نبرده و آنها سوپر جام اروپا و جام قهرمانی باشگاههای جهان هستند. شما شک نکنید ما هنوز تشنه افتخارات تازهایم و به لحاظ انگیزه و در زمینه تحرک و تلاش هیچ کمبودی نداریم. از طرف دیگر، در فصل اخیر این هم ثابت شد که هیچ رویدادی از تمرکز ما نمیکاهد و فتح یک جام از تلاش ما برای تصاحب جام بعدی کم نمیکند.
خیلیها بر اثر رویدادهای امسال جام قهرمانان باشگاههای اروپا به این نتیجه رسیدهاند که آلمانیها امیدوار اصلی فتح جام جهانی 2014 هم هستند.
شاید این طور باشد، اما فتح جام جهانی به خودی خود کار بسیار سختی است و دشواری اضافی آن در این است که دوره بعدی آن را در برزیل خواهیم داشت و تا به حال سابقه نداشته در آمریکای جنوبی تیمی اروپایی اول شود، حال آن که برزیل چهار جام از پنج جام قهرمانیاش را دور از این منطقه فتح کرده است.
با این حال ما از شانس قابل توجهی برای این مهم برخورداریم، ولی باید از تکرار لغزشهایمان در ادوار اخیر جامهای جهانی و پیکارهای یورو جلوگیری کنیم. در این ادوار و بخصوص 2010 و 2012 گفته میشد ژرمنها اول میشوند، اما دیدید که نشدیم.
باید دلایل این مساله کشف و مشکلات یافته و حل شوند و این بار کم اشتباهتر حرکت کنیم. ضمن این که در مسابقات بزرگ و تورنمنتهای طولانی عوامل مختلفی مثل قرعه و شانس و توپهایی که با یک سانتیمتر اختلاف به تیر دروازه میخورند یا وارد دروازهها میشوند نیز در ترسیم سرنوشت بسیار دخیل است و گاهی احساس میکنید کنترل این قسمت قضایا به طرز تاسفباری از دستتان خارج است و در این زمینهها کاملا عاجز هستید. باید ببینیم شانسمان اینبار چقدر است.
یوفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم