در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای اکبری، شغل آزاد دارد. او فروشنده لوازم خانگی است. خانم اکبری هم در یک شرکت الکترونیکی، تکنیسین است. خانم اکبری حدود ساعت 6 به منزل میرسد. او به محض رسیدن به منزل، انجام کارهای خانه را آغاز میکند. خانم اکبری به دلیل شاغل بودن باید برنامهریزی دقیقی داشته باشد. گاهی شبها که دوقلوها کنار پدرشان مشغول تماشای سریالهای تلویزیونی هستند، او مجبور است غذای فردای بچهها را آماده کند. خانم اکبری به همین دلیل اغلب قسمتهای سریالهای تلویزیونی را از دست میدهد. در اینباره گلهای ندارد. او عاشق خانوادهاش است، اما دوقلوها از این که مادرشان نمیتواند بعد از ساعتها کار از تنها تفریح روزانهاش لذت ببرد، غصه میخورند. آنها قسمتهایی از سریالها را که مادرشان نتوانسته ببیند، برایش تعریف میکنند، اما خیلی خوب میدانند دیدن سریال چیز دیگری است.
این موضوع مدتها ذهن دوقلوها را به خود درگیر کرده بود، اما آنها امسال به یک راهحل جدید رسیدهاند. این راهحل درست در روز تولد مادر اجرایی شد. به محض این که مادر کادوی تولد خود را باز کرد با سیدی سریال مورد علاقهاش که توسط سروش منتشر شده بود، مواجه شد. بچهها با شناختی که از مادرشان داشتند، بهترین هدیه را انتخاب کردند. حالا خرید سیدی سریالها بهعنوان هدیه ثابت مادر در مناسبتهای مختلف در نظر گرفته شده است. خانم اکبری پس از مدتی کوتاه، کلکسیونی از سریالهای تلویزیونی خواهد داشت.
الهام صالح
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: