پس از جام جهانی 98 فرانسه، سیل بازیکنان ایرانی به سمت لیگهای اروپایی بخصوص بوندسلیگای آلمان سرازیر شد، اما به همان سرعت و شدتی که بازیکنان ایرانی به سمت لیگهای اروپایی سرازیر شدند به همان میزان در اوایل دهه 80 راه بازگشت به ایران را در پیش گرفتند. اکنون سالهاست که لیگهای اروپایی بخصوص بوندسلیگا درهای خود را به روی بازیکنان ایرانی بسته است و دوران جولان بازیکنان ما در این لیگ به سر آمده است. پس از پایان دوران ستارههایی استثنایی همچون علی دایی، مهدی مهدویکیا، خداداد عزیزی، علی کریمی، جواد نکونام، کریم باقری و چند چهره سرشناس دیگر، شاهد حضور چشمگیر هیچ بازیکنی در لیگهای اروپایی نبودیم.
دلایل بسیار زیادی باعث فروکش کردن موج راهیابی بازیکنان ایرانی به لیگهای معتبر اروپایی شد که به نظر میآید راه نیافتن تیم ملی ایران به جامهای جهانی 2002 و 2010 مهمترین دلیلش باشد، اما دلایل دیگر این اتفاق نامطلوب را نباید نادیده گرفت.
تفاوت ما و چشمبادامیها
فوتبال ایران همچنان با فقر بازیکن در پستهای مختلف روبهرو است و در چند سال اخیر پدیدهای تمام عیار به فوتبال معرفی نشده و با این شرایط طبیعی است که دیگر انتقالی به لیگهای اروپایی انجام نشود. در اولویت قرار دادن نتیجهگیری و فراموش کردن اصولی همچون ساخت و پرورش بازیکن، فوتبال ایران را با ضعفها و مشکلات زیادی روبهرو کرد که با وجود این ضعفها، شاید منتفی شدن انتقال بازیکنان به فوتبال اروپا چندان جدی و قابل توجه نباشد، اما ناتوانی باشگاهها و مدیران در انتقال بازیکنان به لیگهای معتبر اروپایی خود مشکلی قابل بحث و تعمق است. اکنون کشورهایی نظیر ژاپن و کرهجنوبی سالانه نزدیک به ده بازیکن به لیگهای معتبر اروپایی ترانسفر میکنند تا پیشرفت فوتبال خود را حتی در این زمینه هم نشان بدهند. آنها بازیکن میسازند و ترانسفر میکنند؛ روندی که در فوتبال ایران فعلا دیده نمیشود و این یکی از مهمترین تفاوتهای فوتبال ایران با کرهایها و ژاپنیهاست. اکنون رد پای بازیکنان چشمبادامی را در لیگهای معتبر اروپایی میتوان دید؛ از لیگ برتر انگلیس و سری آ ایتالیا تا بوندسلیگا و لیگ هلند. در مقابل بازیکنان ایرانی یا مورد توجه لیگهای معتبر و حتی لیگهای ضعیفتر اروپا همچون اتریش و بلژیک قرار نمیگیرند یا اگر مقدمات انتقال آنها به یک تیم اروپایی فراهم شود با ناآگاهی از چگونگی انتقال یک بازیکن به تیمهای خارجی، همه چیز به هم میخورد.
بیتجربگی بازیکنان، مانع بزرگ
همانطور که ذکر شد در سالهای اخیر بازیکنان ایرانی بارها مورد توجه تیمهای اروپایی قرار گرفتند، اما در نهایت همه چیز به هم خورد. لژیونر نشدن بازیکنان ایرانی بیش از هر چیزی به ناآگاهی و بیتجربگی خود این بازیکنان برمیگردد. بازیکنی نظیر آرش افشین که مورد توجه لیل فرانسه قرار گرفته بود به جای آن که مقدمات این انتقال را به باشگاه فولاد بسپارد همه چیز را برعهده مدیر برنامههایش گذاشت و پس از آن خود شخصا مکاتبه با این باشگاه را آغاز کرد. ماجرای انتقال این بازیکن به تیم لیل فرانسه به پروسهای طولانی مدت تبدیل شد، این پروسه پیش از آغاز لیگ دوازدهم آغاز شد، اما در حالی که لیگ سیزدهم از یک ماه دیگر آغاز میشود هنوز نتیجه مشخصی برای انتقال احتمالی افشین به لیل حاصل نشده است. چندی پیش باشگاه سابق این بازیکن یعنی فولاد اعلام کرد که این انتقال دیگر مقدور نیست، اما همچنان زمزمههایی برای لژیونر شدن این مهاجم وجود دارد. مسلم است که نه خود افشین و نه مدیر برنامههایش تجربهای در این زمینه نداشتند و نسبت به اصول انتقال یک بازیکن به لیگی اروپایی همچون لوشامپیونه فرانسه کاملا ناآگاه بودند. نتیجه هم این شد که این مهاجم ملیپوش خیلی راحت فرصت حضور در لیل را از دست داد، فرصتی که شاید دیگر به این راحتی به دست نیاید.
ناآگاهی مدیران باشگاهها
باشگاهها نیز در راه انتقال بازیکنان به تیمهای اروپایی به اندازه این بازیکنان و مدیران برنامههایشان میتوانند بیتجربه و خام باشند. این بیتجربگی حتی از مدیرانی همچون ساکت و حتی فتحاللهزاده هم میتواند سر بزند که طی سه سال اخیر در مواجهه با پیشنهادهای برخی از تیمهای اروپایی برای بازیکنانشان نقشی منفعل داشتند و با وجود تجربه بالای مدیریتی در زمینه انتقال بازیکنان کاملا بیتجربه عمل کردند.
فتحاللهزاده که زمانی با انتقالهای پرسروصدای بازیکنان به آن سوی آب کارنامه قابلتوجهی در این زمینه از خود بر جای گذاشته بود، چند سالی است که هیچ انتقالی به تیمهای خارجی انجام نداده است. خلعتبری هم که زمانی در ذوبآهن بازی میکرد میتوانست در اسپانیا یا بوندسلیگا بازی کند، اما بیتجربگی او و البته مدیر باشگاه سابقش از این مهم جلوگیری کرد. موارد متعددی به غیر از خلعتبری وجود دارد که در آن باشگاهها در شکست خوردن پروسه انتقال یک بازیکن به لیگهای اروپایی نقش داشتهاند.
برای انتقال یک بازیکن به لیگهای اروپایی مراحلی باید طی شود که دربرگیرنده موارد بدیهی و اصولی همچون جنبههای مالی، توافق کامل و شرایط قرارداد بازیکن با تیمی که در آن بازی میکند، است. در سالهای اخیر بارها مشاهده شده است برخی باشگاهها در زمان دریافت پیشنهادهای خارجی برای بازیکنان متبوعشان حتی بدیهیترین اصول را از یاد میبرند. در اروپا قوانینی برای جذب بازیکن خارجی وجود دارد که این قوانین طی شدن یک روند اصولی را میطلبد. ژاپنیها و کرهایها راه طی کردن این مراحل را به بهترین شکل بلدند تا هر سال بازیکنان متعددی را به لیگهای ریز و درشت اروپایی بفرستند، اما در فوتبال ایران این قوانین و اصول تدوین شده، کاملا ناآشناست.
نقش عربها در نرفتن بازیکنان ایرانی به اروپا
تیمهای اماراتی و قطری نیز به اندازه خود در راه نیافتن بازیکنان ایرانی به تیمهای اروپایی نقش دارند. این تیمها با دلارهایشان به موقع از راه میرسند و بازیکنی نظیر خلعتبری را که میتوانست براحتی به تیم بوندسلیگایی وولفسبورگ پاسخ مثبت بدهد با خود به الغرافه قطر و سپس الوصل امارات میبرند. در موارد قدیمیتر به جواد کاظمیان و ایمان مبعلی برمیخوریم که به جای پیوستن به تیمهای آلمانی و انگلیسی به ترتیب از الشعب و الشباب امارات سر درآوردند. حضور بازیکنان ایرانی حتی در این لیگهای ضعیف کشورهای کوچک حاشیه خلیجفارس هم کمرنگتر شده است. اکنون در لیگ امارات محدودیتی برای جذب بازیکنان ایرانی وضع شده است و حتی گفته میشود باشگاههای ضعیف، اما ثروتمند این کشور اجازه جذب بازیکن ایرانی ندارند، اما با این حال خبر پیوستن محمدرضا خلعتبری به تیم العجمان خیلیها را متعجب کرد. ترجیح دادن دلارهای لیگهای عربی به حضور در تیمهای اروپایی یکی از موانع لژیونر شدن بازیکنان ایرانی در چند سال اخیر بوده است.
شکلگیری مجدد یک موج
اکنون کرش، سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال، برای صعود به جام جهانی به لژیونرهای دورگه دل بسته است. حضور در جام جهانی 2014 برزیل راه را برای ورود ملیپوشان به تیمهای اروپایی باز میکند و آنها را بیشتر از هر زمانی در معرض پیشنهادهای خارجی قرار میدهد. البته اگر اشتباهات خود بازیکنان و مربیان سد راه نشود و این فرصتهای بزرگ را از آنان سلب نکند. مشاورههای یک متخصص و چهره باتجربه درخصوص نقل و انتقالات اروپا برای باشگاههای ایرانی کاملا ضروری به نظر میرسد. شاید راهیابی مستقیم ایران به جام جهانی باز هم موج سال 98 را بوجود بیاورد؛ موجی که بازیکنان زیادی را با خود به تیمهای اروپایی برد.
هیلدا حسینیخواه / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم