با طرح شکایتی اعلام کرد: روز قبل شاگرد سابقم به نام حمید، پس از آن که از خودرو پیاده شدم ، خودروام را به سرقت برده است . این مرد به ماموران گفت : حمید قبلا هم یک بار مینی بوسم را به سرقت برده بود که پس از دستگیری او ، رضایت دادم و آزاد شد ، اما بار دیگر خودروام را سرقت کرده است . با اظهارات این مرد ، ماموران تحقیقات گسترده ای را برای دستگیری حمید و یافتن خودروی مسروقه آغاز کردند ، در حالی که تحقیقات برای یافتن خودرو ادامه داشت ، مالباخته بار دیگر با مراجعه به اداره آگاهی گفت : روز بعد از سرقت ، حمید (سارق) در تماسی با من اعلام کرد که خودروام در قزوین است ، به آدرسی که حمید داده بود ، رفتم خودروام را در حالی که خراب شده بود ، پیدا کردم . با شکایت این مرد ، ماموران بار دیگر تحقیقات خود را برای دستگیری حمید آغاز کردند و سرانجام 2 روز قبل او را در قائمشهر دستگیر کردند. با دستگیری حمید و انتقال وی به تهران ، روز گذشته قیصری ، بازپرس دادسرای جنایی تهران به بازجویی از او پرداخت . او درباره انگیزه اش از سرقت مجدد خودروی دوستش گفت : حدود یک سال به عنوان شاگرد با اصغر کار می کردم ، پس از مدتی چون دلم می خواست برای خودم کار کنم ، تصمیم گرفتم خودروی او را به سرقت ببرم ؛ اما پس از مدتی دستگیر شدم و به زندان افتادم. هنگامی که در زندان بودم ، مادرم با پرداخت 150 هزار تومان پول ، رضایت گرفت و از زندان آزاد شدم.
تهمت زد ، خودرواش را دزدیدم
حمید در ادامه به بازپرس دادسرای جنایی گفت : پس از آزادی از زندان ، دیگر اصغر را ندیدم تا این که چند هفته قبل ، دوباره به ترمینالی که قبلا در آنجا کار می کردم ، رفتم و فهمیدم که اصغر به همه گفته است مادر حمید برای گرفتن رضایت با من رابطه برقرار کرده است . وقتی این موضوع را فهمیدم ، تصمیم گرفتم تا دوباره خودرواش را به سرقت ببرم ، بنابراین مجددا با او طرح دوستی ریختم و یک بار که او برای مصرف موادمخدر به خانه دوستش رفته بود ، من به این بهانه که حالم خوب نیست ، در ماشین ماندم و بعد خودرو را به سرقت بردم . پسر جوان در ادامه گفت : پس از سرقت خودرو به سمت قزوین حرکت کردم که در بین راه مینی بوس خراب شد و من مجبور به رها کردنش شدم و بعد تلفنی به صاحبش خبر دادم که ماشین در قزوین است. با اظهارات حمید ، بازپرس قیصری ، وی را با قرار قانونی راهی زندان کرد.