تلفن ناشناس ، راز اسیدپاشی را فاش کرد

تلفنهای مکرر یک جوان ناشناس راز اسیدپاشی در ترمینال غرب تهران را فاش کرد. اواسط مهر امسال ، مردی به نام محمود که از ناحیه چشم چپ دچار سوختگی
کد خبر: ۵۶۶۲۴
شدیدی شده بود با مراجعه به کلانتری 135 آزادی به ماموران پلیس ، گفت : من راننده اتوبوس مسیر تهران شمال هستم . چند روز قبل زمانی که در اطراف میدان آزادی قصد سوار کردن مسافر به مقصد رودسر را داشتم ، یک موتورسیکلت در کنار اتوبوسم توقف کرد و یکی از سرنشینان آن ، در اتوبوس را باز کرد و مقصد را پرسید. به محض این که برگشتم تا جواب او را بدهم ، او پارچ اسید را به صورتم پاشید که سوزش شدیدی را در چشم چپم احساس کردم . با فریادهای من ، کسانی که آن اطراف بودند ، مرا به بیمارستان رساندند ، اما پزشکان گفتند بینایی چشم چپم را از دست داده ام . با اظهارات این مرد ، ماموران به بازجویی از وی پرداختند ، اما وی گفت که جوان موتورسوار را نمی شناسد و به کسی هم مشکوک نیست. با شکایت این مرد ، ماموران دایره یکم اداره آگاهی تحقیقات گسترده ای را برای شناسایی اسیدپاش و همدستش آغاز کردند.

تلفنهای ناشناس ، کلید حل معما

در حالی که تحقیقات ماموران برای دستگیری جوان اسیدپاش ادامه داشت ، محمود (مرد مجروح) بار دیگر با مراجعه به اداره آگاهی به ماموران پرونده گفت : از چند روز قبل پسر جوانی پشت سر هم با منزلم تماس می گیرد و مدعی است که می داند چه کسی 2 موتورسوار را اجیر کرده تا به صورتم اسید بپاشند. با اظهارات محمود، ماموران به بررسی مکالمات تلفنی منزل وی پرداختند و از وی خواستند تا در تماس بعدی فرد ناشناس ، زمان مکالمه را طولانی تر کند تا پلیس وی را ردیابی کند. چند روز بعد ، مرد ناشناس دوباره تماس گرفت و گفت : من شاگرد سابق ، داوود همکار تو هستم . او با پرداخت 200 هزار تومان به 2 موتورسوار از آنها خواسته است تا به صورتت اسید بپاشند تا از این طریق از تو انتقام بگیرد. این پسر جوان درباره این که چگونه از این راز اطلاع پیدا کرده است ، به محمود گفت : من شاگرد داوود بودم . چند روز قبل او از من خواست تا در مقابل گرفتن 100 هزار تومان این کار را انجام دهم ، اما من قبول نکردم و او مرا با عصبانیت اخراج کرد ، اما صبح روز بعد وقتی دوباره به ترمینال رفتم ، داوود را در حال گفتگو با 2 نفر موتورسوار دیدم که به آنها پیشنهاد می داد تا در مقابل 200 هزار تومان به صورت تو اسید بپاشند. این پسر جوان در ادامه گفت : داوود قبل از این نیز چند بار با ریختن شن یا ماسه در باک اتوبوس ، قصد داشت تا از تو انتقام بگیرد ، اما چون موفق نشده بود، این نقشه را طراحی کرد. با ردیابی تلفن ، ماموران توانستند بسرعت این تماس گیرنده ناشناس را دستگیر و از وی بازجویی کنند. وی در بازجویی ها گفت : اسیدپاشی به دستور صاحبکارم به نام داوود انجام شده است و من پس از آن یک موضوع را شنیدم ، دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم به هر صورتی که شده است ، موضوع را به محمود بگویم . به زحمت شماره تلفن او را به دست آوردم و تماس گرفتم که با ردیابی تلفن دستگیر شدم . با اظهارات این جوان ، ماموران پنجشنبه گذشته داوود را در ترمینال غرب دستگیر کردند و مورد بازجویی قرار دادند ، اما داوود در تمامی مراحل بازجویی منکر اطلاعش از ماجرای اسیدپاشی شد. با انکار داوود ، الماسی ، بازپرس شعبه هفتم دادسرای صادقیه تهران ، وی را با قرار قانونی به اتهام معاونت در اسیدپاشی روانه زندان کرد و قرار است بزودی داوود با شاهدان مواجهه حضوری داشته باشد تا راز مردان ناشناس اسیدپاش فاش شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها