رویارویی سیاسی 2 جناح در یک مقوله اقتصادی

«اگر قیمت بنزین ثابت بماند، درآمدهای دولت در سال 84کاهش خواهد یافت و سیاست های حمایتی از سرمایه گذاری مختل خواهد شد.» این را مخالفان طرح پرسر و صدای تثبیت قیمتها - که از تصویب مجلس گذشته - می گویند.
کد خبر: ۵۶۵۷۹

«تورم بالا می رود و رشد بیکاری هم. روند تولید خودروهای کم مصرف نیز متوقف می شود.» این را هم مدافعان سیاست های اقتصادی دولت مطرح می کنند.
«هر دانشجوی سال اول رشته اقتصاد، در اولین درسهای این علم ، آموخته است که کالای ضروری - و غیرقابل جایگزین - به دلیل آن که از کشش تقاضا برخوردار است ، به هر قیمتی خریداری می شود و مصرف کننده چاره ای جز این ندارد.»
این را هم موافقان تثبیت قیمت سوخت می گویند. «اگر بنزین - و آب و برق و... - گران شود، تورم در سال 84به 50 درصد می رسد.
مردم بیش از این تحمل گرانی را ندارند و گزارش های تهیه شده از سوی دستگاه های امنیتی هم نشان می دهد که با افزایش تورم ، احتمال پدید آمدن معضلی به نام ناامنی بالا می رود.»
این یکی هم ، اظهارنظر مدافعان گران نشدن بنزین است. ریشه اختلاف کجاست؛ در سیاست یا اقتصاد؛ شاید نتوان از این واقعیت ، گریخت ؛ که حتی غیرسیاسی ترین کارگزاران اقتصادی ، هنگام تدوین سیاست های اجرایی در عرصه اقتصاد، ناگزیرند ملاحظات سیاسی حاکم بر جامعه را رعایت کنند.
به عنوان مثال ، با این که در تئوری اقتصاد بازار، عنصری به نام عدالت اجتماعی محلی از اعراب ندارد، دولتها - دست کم برای حفظ محبوبیت خود - کاهش طبقات اجتماعی را مورد توجه قرار می دهند.
برنامه هایی چون تامین اجتماعی ، ارائه تسهیلات درمان ، آموزش و... بیش از آن که توجیه اقتصادی داشته باشد، محمل سیاسی دارد. در کشور ما نیز پرداخت یارانه به اقشار کم درآمد با همین هدف صورت می گیرد. به این ترتیب ، سیاست و اقتصاد، زنجیره ای متصل به همدیگر هستند.
اقتصاد با آن که به تئوری های مبتنی بر ریاضی مجهز شده ، اما نتوانسته است خود را از عرصه علوم اجتماعی برهاند و در مقوله ، ریاضیات جای گیرد. اما بخشی از اختلافات اقتصاددانان ، اما از همین جا آغاز می شود.
آنها که پارامترهای اجتماعی را در علم اقتصاد ثابت می انگارند (یا نادیده می گیرند) می خواهند خود را ریاضی تر بیندیشند و در عوض ، گروه مقابل با آن که از ریاضیات بی بهره نیست ، اعتقادی به نادیده گرفتن پارامترهای اجتماعی ندارد.
از نگاه گروه دوم در اقتصاد هم (مانند سیاست) 2*2همیشه مساوی 4 نیست. از آن سو، گروه اول هم با آن که می خواهد ثابت کند 2*2 مساوی 4 است ، در آن درمی ماند.
در خوش بینانه ترین حالت ، این تئوری فقط روی کاغذ قابل اثبات است ، اما وقتی می خواهد مابه ازای خارجی پیدا کند و در جامعه پیاده شود، از حرکت بازمی ماند. اختلاف در نگاهی که به آن اشارت رفت ، یک خاستگاه مهمتر هم دارد.
بارها شنیده ایم که «چیزی به نام اقتصاد اسلامی بی معناست ، همان گونه که فیزیک اسلامی» و در برابر، این عبارت را دریافته ایم که «اسلام ، برای زیست شخصی و اجتماعی آدمیان ، برنامه دارد و وفور احکام و آموزه های دینی درباره اقتصاد، موید این است که اقتصاد اسلامی ، واقعیتی است در بطن دین.»
نگرش اول که اتفاقا بین طرفدارانش ، معتقدان به دین هم وجود دارند، اقتصادی را از منظر برون دینی می پسندد و نگرش دوم به عکس.
اختلاف شدید زاویه نگاه این دو، یعنی برداشت های نه متفاوت ، که گاه کاملا متناقض. اقتصاددانانی که اکنون بر کرسی های اکثریت مجلس تکیه زده اند، می گویند اقتصاد را برای مردم می خواهند. آنها می گویند مردم باید در رفاه و آموزش و آسایش باشند.
به بیان آنها توسعه اقتصادی باید از میان عدالت اجتماعی ، راه خود را باز کند. از آن سو کارگزاران اقتصادی که در دولت های آقای خاتمی و آقای هاشمی مقدرات کشور را در دست داشته اند، برآنند که تنها در صورت توسعه اقتصادی ، عدالت اجتماعی قابل تحقق است و بدون آن ، عدالت اجتماعی یعنی توزیع فقر.
مصداق این تئوری ، البته آن گونه که با شرایط اجتماعی و اقلیمی ایران منطبق باشد، در جایی از کره زمین وجود ندارد، وانگهی حدود 15 سال است که این سیاست ، در راس اقدامات دولتهای سازندگی و اصلاحات قرار داشته و انتظارات جامعه و حتی معتقدان به چنین سیاست های اقتصادی - را نیز برآورده نکرده است.
از چند هفته پیش ، قصه بنزین ، این جنگ دیرینه را باز هم حرارتی تازه داد، همان گونه که اصلاحات اساسی در برنامه چهارم توسعه از سوی مجلس هفتم به مشاجره ای سخت انجامید، اما جنگ بنزین ، در آوردگاه تئوری های اقتصادی در نگرفته.
بلکه کارزار به عرصه سیاست کشیده شده است. اکثریت مجلس هفتم ، با ثابت نگاه داشتن بهای بنزین ، معبری برای رسیدن به محبوبیت بیشتر گشوده و جناح حاکم بر دولت ، می خواهد این معبر را مین گذاری کند. استدلال موافقان گران نشدن سوخت ، عامه فهم است.
شهروندان این واقعیت را درک می کنند که افزایش 15 تا 20 درصدی بنزین در سالهای گذشته ، تنها افزایش قیمتها و بالارفتن تورم را به دنبال داشته و سایر پارامترهایی که ممکن است از رهگذر گرانی سوخت ، عاید مردم شده باشد چندان ملموس نیست.
مدافعان افزایش قیمت سوخت ، موتور سیاست را با بنزین گران روشن کرده اند و اکثریت مجلس هفتم ، می خواهد این موتور را با بنزین ارزان به حرکت در آورد.
اگر در اقتصاد 2*2 مساوی چهار نباشد، معلوم نیست استفاده از بنزین ارزان ، کم هزینه تر باشد، گرچه آرامش بخش تر است و فرصت کافی را برای اندیشیدن فراهم می کند.

محمد مهاجری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها