سیمای رباخواران در قرآن کریم اینگونه ترسیم شده است: آشفتهسری در قیامت و ماندگاری در آتش دوزخ. عاقبت این عمل که همردیف جنگ با خدا و رسول خدا شمرده شده، در روایتی از امام صادق(ع) در تفسیر آیه 130 سوره آل عمران به طور واضح ترسیم شده است: «رباخوار از دنیا بیرون نمیرود، مگر اینکه به نوعی از جنون مبتلا خواهد شد.»
با وجود این کم نیستند افرادی که همه روزه به دلیل واپس زده شدن از سوی بانکها و سایر منابع مشروع تأمین مالی به دلیل قیود و شرایط دشوار یا غیرقابل اجرا به بازارهای ربوی روی میآورند و خود را در دام رباخواران میاندازند.
اما با خوردن از این آب شور، جز بر عطش آنها افزوده نشده و در نهایت هم در گرداب ربا به مشکلات متعددی برخوردهاند.
با این حال تاسفبرانگیز است که در کشور اسلامی ایران ربا و رباخواری به عناوین و رنگ و لعابهای مختلف وجود دارد و کسی را انگیزه مقابله با آن نیست.
رباخواران در سایه بیتدبیری بانک مرکزی و مشکلات پیچیده سیستم بانکی برای وام دادن به مردم گرفتار رشد کردهاند و هر روز عدهای تازه را به کام خود میکشند.
این در حالی است که مردم نیز شاید چندان با عملکرد مالی ربا آشنا نیستند و فقط از قبح دینی آن شنیدهاند لذا این پرونده به دنبال این است که تا حد امکان چهره زشت ربا را برای مردم روشن کرده و مصادیق آن در جامعه کنونی را بنمایاند و همچنین تلنگری به خواب غفلت بانک مرکزی و بانکها بزند تا برای رفع این رذیله فکری بکنند.
ربا چیست؟ رباخوار کیست؟
ربا را میتوان افزایش و تورم معنا کرد. کاری که در معاملات پولی و غیرپولی موجب میشود سرمایه خودبهخود و بدون انجام کار مفید اقتصادی افزایش یابد را معاملات ربوی مینامند. ربا در لغت به معنای رشد و نموّ و علوّ و برتری است.
به گفته راغب اصفهانی، ربا زیادی بر سرمایه را گویند، ولی در شرع به زیادههای مشخص گفته میشود.
مقدس اردبیلی از علما و فقهای شیعه امامیه در قرن دهم هجری نیز در اینباره مینویسد: ربا در لغت همان مطلق زیاد است و در شریعت نیز به افزوده در معامله و زیادی گرفتن سود در قرض گفته میشود. پس ربا عبارت است از افزودهای که افراد از وامدار خود میگیرند یا در معامله در شرایطی مشخص دریافت میکنند.
تعاریف فقها بیشتر بر این محورهاست، ولی از دیدگاه اقتصاددانان، ربا یا بهره تنها در قرض روی میدهد. به نظر اسمیت و ریکاردو، بهره، عوضی است که وامگیرنده از سودی که ممکن است بر اثر استفاده مال وامدهنده به دست آورد، به وی میپردازد. به بیان دیگر، بهره قیمت پول است که به عنوان پاداش به وامدهندگان داده میشود. بنابراین، روشن است که دایره ربا در نگاه فقهی، گستردهتر از دیدگاه اقتصادی است؛ زیرا اقتصاددانان، ربا را در داد و ستدها جاری نمیدانند.
ربا یا نزول؟
بسیاری بر این باورند که ربا و نزول دقیقا به یک معنا بوده و هر دو واژه به مفهوم دریافت پول اضافه در قرض است. البته این باور در بعد عامیانه درست است، ولی از نگاه تخصصی، نزول به اشکال دیگری از معاملات اقتصادی هم گفته میشود که برخی انواع آن حرام نیست.
در فقه، قراردادی به نام خرید و فروش دین (بدهی) وجود دارد، به این معنا که گاهی شخصی ملکی یا کالایی را به صورت مدتدار میفروشد.
برای مثال شخصی اتومبیلی را شش ماهه میفروشد و در قبال آن یک چک یا سفته دهمیلیونی شش ماهه دریافت میکند.
طی این مدت، ممکن است برای فروشنده نیاز به نقدینگی و پول بهوجود آید و حاضر شود این چک یا سفته مدتدار را به قیمتی کمتر به شخص دیگری واگذار کند. این نوع «تنزیل» را همه فقهای شیعه و اهل سنت قبول دارند و مورد پذیرش همه علمای مذاهب اسلامی است و معتقدند این نوع تنزیل اشکالی ندارد.
نوع دوم تنزیل این است که وقتی فردی (فروشنده کالا) به بدهکار (خریدار کالا) مراجعه میکند، بدهکار توان پرداخت بدهی زودتر از موعد را ندارد و اعلام میکند که این بدهی را فقط در سررسید شش ماهه چک یا سفته میتواند پرداخت کند.
اینجا طلبکار (فروشنده کالا) ناچار میشود که آن سفته یا چک را به شخص دیگری که اصطلاحا «شخص ثالث» نامیده میشود، واگذار کند. این اقدام را «تنزیل دین نزد شخص ثالث» یا «بیع دین به شخص ثالث» میگویند. این نوع معامله گرچه از نظر برخی مراجع دارای اشکال عنوان شده، اما در قانون برای آن ممنوعیتی وضع نشده است.
نوع سوم تنزیل اصطلاحا تنزیل اسناد صوری است. به این معنا که شخص از خود چک شش ماهه صادر میکند بدون اینکه دارایی یا کالایی خرید و فروش شود و خود این فرد این چک را نزد دیگری میبرد و آن را تنزیل میکند که آن را «تنزیل بدهی صوری» مینامند.
همه فقها این کار را حرام میدانند و حکم ربا برای آن صادر کردهاند. در حقیقت آنچه در بازار اسلامی به عنوان نزول مطرح است همین نوع سوم است و با ربا هیچ تفاوتی ندارد و با آن به یک معناست و حکمش هم مثل رباست.
ربا در تاریخ
اسناد تاریخی نشان میدهد ربا البته با اشکال مختلف قدمتی طولانی داشته و به هزاران سال پیش از میلاد بازمیگردد. ویل دورانت در اینباره مینویسد: از اسناد بهجای مانده از 4000 سال پیش از میلاد، به دست میآید که قراردادها را با نوشتن، گواهی میکردند و نیز آیین وامگرفتن نزد آنان معمول بوده است و سودی سالانه نزدیک به 15 تا 23 درصد به وامدهندگان میدادهاند.
ربا از جنس خود کالا دریافت میشده است. کاهنان نیز به مردم قرض ربوی میدادند و هرکس باید بدهی خود را پرداخت میکرد؛ در غیر اینصورت، وامدهنده میتوانست فرزند بدهکار را گروگان بگیرد.
انواع ربا
ربا در رابطه با دو نوع قرض مطرح شده است: 1ـ قرض مصرفی و 2ـ قرض تولیدی.
قرض مصرفی صرفا برای مصارف و نیازهای ضروری شخص وامگیرنده به کار میرود و هیچ نوع سودی را عاید وامگیرنده نمیکند؛ مانند کسی که برای درمان فرزند مریض خویش مجبور به گرفتن وام است. پای این نوع ربا همیشه در مواقع ضعف شدید مالی افراد به میان میآید.
قرض تولیدی هم برای فعالیتهای اقتصادی به کار میرود و شخص وامگیرنده میتواند از طریق به جریان انداختن این پول سود ببرد، مانند شخص ثروتمندی که برای توسعه و فعالترکردن کار فعلی خود، به پول بیشتر نیازمند است. در اسلام هر دو نوع ربا بویژه از بعد عدالت اقتصادی ـ اجتماعی حرام شناخته شده است.
دلیل آن هم واضح است: نوع اول ربا هیچگونه تأثیری در مکانیسم تخصیص منابع اقتصادی ندارد و صرفا بهعلت برآوردن احتیاجات فرد مستمند و نیازمند رخ داده است بنابراین چنانچه در اینگونه موارد ربا گرفته شود، ظلم است و از نظر اسلام باطل و حرام شمرده میشود و همان آثاری را دارد که استثمار دارد. اما نوع دوم ربا یعنی ربای تولیدی نیز با شرایطی که دارد از نظر اسلام حرام شمرده شده است؛ چرا که در اقتصاد اسلامی وظیفه جامعه اسلامی است که از طریق اجرای قوانین اخلاقی و اقتصادی، نیازمندی های افراد جامعه را تأمین کند.
از این جهت نرخ بهره که عامل اصلی تشکیلدهنده رباست، برای صاحبان پول در رساندن پولشان به واحدهای تولیدی در جهت راهاندازی سرمایهگذاریشان نقش موثر و ارزندهای نخواهد داشت.
علل تحریم ربا
درآمدهای ربوی با شرایطی که اسلام تعیین کرده، مخالف اصل عدالت اقتصادی و اجتماعی بوده و علاوه بر اینکه مانع رسیدن حق به حقدار است، در به وجود آوردن طبقهای بیثمر و غیرفعال در جامعه تأثیر فراوان دارد. فرد رباخوار بدون انجام عمل و فعالیت اقتصادی مفید و بدون احتمال هیچگونه ضرر و زیان از حاصل کار و دسترنج دیگران رشد و نمو میکند و جامعه را از رسیدن به اهداف رشد تولیدی، اقتصادی و نیروی انسانی باز میدارد.
در قرآن کریم، ربا همردیف جنگ با خدا و پیامبر(ص) شمرده شده و نیز در روایت آمده که گناه ربا 70 مرتبه بزرگتر از زناست. اما چه دلایلی برای این حرمت وجود دارد؟ یکی از علل حرمت ربا را رابطه آن با ظلم دانستهاند. ظلم یعنی گرفتن چیزی بدون حق و مجوز طبیعی.
از نظر قرآن نیز مصادره اصل مال، ظلمی است نسبت به وامدهنده و گرفتن بهره هم ظلمی است نسبت به وامگیرنده. یکی دیگر از علل تحریم ربا، استثمار و غصب دسترنج و محصول کار وامگیرنده است.
یعنی مالکیتی که بر اثر رباخواری و ظلم به وجود میآید، مشروع نبوده و باطل است و مالکیت مشروع هم از طریق به کاراندازی نیروی انسانی یا مواردی که اسلام تعیین کرده است به وجود میآید.
ربا در این روزهای ایران
با وجود چنین حرمتهای شرعی و دینی بزرگی، کسانی هستند که از سر ناچاری و گرفتاری رو به رباگرفتن میآورند. لذا ربا چه در بازار تهران و شهرستانها و چه در آگهیهای درج شده در جراید، ردپایی روشن و آشکار دارد، اما بدتر این است که انگیزه کاملی برای برخورد با آن وجود ندارد.
دادگاههای کشور نیز به خاطر پیچیده بودن و افزایش یافتن دعاوی مالی تلاش میکنند وارد پروندههای رباخواری نشوند تا مبادا بدهکاری به طلبکار خود تهمت رباخواری زده و بخواهد از زیر بار پرداخت بدهی شانه خالی کند.
اینچنین است که حتی در محاکم قضایی رسیدگی به پروندههای رباخواری به گونهای مشروط است لذا باید هشدار داد ربا زیرپوست کشور و شهر ما در حال رشد و نمو است و باید برای آن فکری جدی کرد.
محمد رضایی - جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد