
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
یکی از بزرگترین دستاوردهای باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ، ایجاد اختلاف در جامعه ترقیخواه مخالف جنگ در آمریکا از طریق در پیش گرفتن رویکردی دوگانه بوده است.
به عنوان مثال در بحث سیاست داخلی، دولت اوباما با اقداماتی همچون پیگرد قانونی افراد تحت قانون مبارزه با جاسوسی و همچنین گسترش نظارت و مراقبت دولتی که حتی از سیاستهای دوران جرج دبلیو بوش شدیدتر بوده، حق آزادی شهروندان این کشور را زیر پا گذارده است.
در این حال، حتی با وجود تحقق نیافتن بسیاری از سخنرانیها و وعدههای اوباما در مبارزات انتخاباتی سال 2008، بسیاری از شخصیتهای جناح چپ و جامعه ترقیخواه، علاقهای به انتقاد از رئیس جمهور ندارند و در بسیاری از موارد نیز این واقعیت که اوباما یک آفریقایی-آمریکایی است، سبب سکوت بسیاری دیگر در جناح چپ میشود.
اما بیشتر اختلاف نظرها و فاصلهها در صفوف مخالف جنگ در آمریکا ایجاد شده، چرا که اوباما توانسته این توهم را وجود آورد که رئیس جمهوری مخالف جنگ و در عین حال مجری سیاست خارجی مترقی است.
واقعیت این توهم را در هیچ جایی بهتر از فهرست کشتار اوباما نمیتوان دید؛ این فهرست در دوران بوش به عنوان شیوهای برای اجرای عدالت(!)- قتل و کشتار شهروندان مظنون در کشورهایی که آمریکا با آنها در جنگ نیست- مورد استفاده قرار میگرفت و اوباما به جای پایان دادن به این روند، فهرست کشتار را افزایش داد تا جایی که این اقدامات به اعدام شهروندان آمریکایی که در خارج از این کشور زندگی میکردند و به همکاری با تروریسم متهم شده بودند نیز کشیده شد.
دولت اوباما در ابتدا تلاش کرد تصویب قانونی این فهرست را پنهان کند، اما مدارکی در رابطه با این فهرست در اختیار مطبوعات قرار گرفت. اکنون آمریکاییها میدانند که «توجیه قانونی» برای این فهرست و قتل مظنونین توسط هواپیماهای بدون سرنشین از بمبگذاری مخفیانه کامبوج در سال 1969 نشات گرفته که اکنون چندین دهه است جنایت جنگی محسوب میشود.
به رغم تلاش اوباما برای وارونه نشان دادن این مسئله، وی رئیس جمهوری نیست که بخواهد با پایان دادن به سیاست های امپریالیستی گذشته به دنبال بهبود روابط آمریکا با آمریکای لاتین و جهان اسلام باشد؛ وی در واقع همان مسیری را طی کرده است که رئیس جمهور پیش از وی طی کرده بود.
برای نشان دادن این مسئله که اوباما چگونه همانند یک رئیس جمهور صلح طلب صحبت می کند ، اما مانند رئیس جمهوری جنگ طلب عمل میکند، هیچ نمونهای بهتر از ایران نیست؛ اگر چه اقدامات اوباما در برابر جهان اسلام و آمریکای لاتین نیز گواهی بر همین مسئله هستند.
اوباما در مبارزات انتخاباتی سال 2008 بارها بر این مسئله تاکید کرد که مشکل برنامه هستهای ایران را با شیوهای صلحآمیز و با استفاده از روشهای دیپلماتیک حل خواهد کرد؛ اما سیاست وی در قبال ایران سیاستی کاملا دوگانه بوده است: وی از دیپلماسی سخن میگوید، در حالی که جنگی اقتصادی علیه مردم ایران به راه انداخته است، برای حمله نظامی آماده میشود و بارها بر این مسئله تاکید کرده که همه گزینهها روی میز هستند.
در حالی که اوباما در ظاهر به اسرائیل هشدار داد از حمله به ایران خودداری کند، سفر اخیر وی به اسرائیل برای اسرائیلیها به اندازهای دلگرم کننده بود که شیمون پرز گفت: هیچ شکی ندارم که اگر مذاکرات دیپلماتیک با ایران شکست بخورد و تهران به پیشرفتها در زمینه هستهای خاتمه ندهد، اوباما رئیس جمهور آمریکا حمله نظامی علیه ایران انجام خواهد داد.
"چاک هیگل" وزیر دفاع آمریکا نیز به اسرائیل سفر کرد و طبق گزارشها، به مقامات اسرائیلی گفت پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در چهارم ماه ژوئن (بیست و چهارم خرداد ماه) ، آمریکا مسئله حمله به ایران را به طور جدی مد نظر قرار خواهد داد.
در حالی که اوباما سال گذشته سعی داشت در ظاهر از حمله اسرائیل و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر جنگ طلب اسرائیلی به ایران جلوگیری کند - اقدامی که اوباما در پی آن مورد تمجید قرار گرفت، دولت وی اسرائیل را به هواپیماهای سوخت رسان تجهیز کرد.
آمریکا سال گذشته نیز اسرائیل را به بمبهای سنگر شکن مجهز کرد که حتی بوش نیز حاضر نشده بود این کار را انجام دهد.
در جایی که اوباما اصرار داشت قصد دارد راهحلی دیپلماتیک برای درگیری با ایران بیابد، پنتاگون 330 میلیون دلار برای افزایش بمبهای سنگر شکن هزینه کرد.
در حالی که دولت اوباما جنگ سایبری را تهدیدی جدیتر از تروریسم برای امنیت ملی آمریکا میدانست، واشنگتن و تلآویو با همکاری یکدیگر با استفاده از استاکس نت و دیگر نمونههای کرمهای رایانهای همچون ویروس رایانهای فلِیم (flame)، جنگی مشابه را علیه ایران به راه انداختند.
در جایی که برداشتها از انتخاب جان کری به عنوان وزیر امور خارجه و چاک هیگل به عنوان وزیر دفاع، در قالب رویکرد صلح طلبانه رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران قلمداد می شد، اوباما با اعلام این که "کری و هیگل با نقطه نظرهای اساسی من در خصوص اهمیت وافر مسئله هستهای ایران برای امنیت ملی آمریکا و همین طور امنیت ملی اسرائیل موافق هستند"، هیچ شکی باقی نگذاشت که این دو نفر نمیتوانند وی را از رویکرد خصمانه در قبال ایران باز دارند.
در حالی که اوباما در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد خواستار مذاکره با ایران بدون هیچ پیش شرطی است، در اولین دیدار پنج بعلاوه یک با ایران پس از روی کار آمدن وی، امریکا اعلام کرد برای پیشرفت مذاکرات، لازم است ایران کاملا تسلیم شود(!).
در جایی که اوباما برای رساندن پیام دوستی خود به مردم ایران از نوروز استفاده کرد، تحریمهای یکجانبه و غیر قانونی که دولت وی علیه ایران اعمال کرد.
اوباما بارها از علاقه به تعامل میان مردم دو کشور سخن گفته است. تا جایی که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در سال 2011 به دانشجویان ایرانی پیام داد. اما در عین حال آمریکا از ارائه روادید به دانشجویان ایرانی که قصد فارغ التحصیل شدن از دانشگاههای آمریکایی را در رشتههای فیزیک هستهای، رشتههای مهندسی و همچنین در رشتههای دو منظوره، بخش انرژی و به طور عمده در هر رشتهای که برای پیشرفت جامعه ایرانی قابل استفاده بود داشتند، به شیوهای سیستماتیک ممانعت میکند.
برای درک بهتر این که چرا هدف اصلی رئیس جمهور آمریکا از سیاستها در سوریه در واقع ضربه زدن به ایران است، می توان به چند مسئله اشاره کرد:
در حالی که آمریکاییها از یازدهم سپتامبر سال 2011 تا کنون تاوان سنگینی برای آنچه جنگ علیه تروریسم خوانده میشود، پرداختهاند و اوباما همچنان به جنگ رئیس جمهور پیشین ادامه میدهد و حتی آن را گسترش نیز داده است، از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه شهروندان آمریکایی با دو مفهوم تروریستهای خوب- آنهایی که در جهت منافع آمریکا می جنگند- و تروریستهای بد- آنهایی که با دشمنان آمریکا و به ویژه با ایران، متحدند- آشنا شدند.
اتحادیه اروپا نیز برای تقویت و حمایت از تروریستهای النصره، تحریمها علیه واردات نفت سوریه را از مناطقی که تحت کنترل این نیروهاست، لغو کرده است.
از سوی دیگر، گفته میشود علاوه بر تشدید جنگ علیه دولت سوریه، قرار است از جبهه النصره برای ایجاد جنگ غیر مستقیم دیگری علیه ایران از طریق تحریک این جبهه به حمله به جنبش حزب الله لبنان، استفاده شود و این ایده به طور مشخص و ضمنی از سوی سناتور جان مککین، سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل، جفری فلتمن معاون دبیر کل سازمان ملل در امور سیاسی و سفیر پیشین آمریکا به لبنان مورد حمایت قرار گرفته است.
البته اکنون دیگر به خوبی مشخص است که رژیمهای دیکتاتوری عربستان سعودی و قطر- متحدان آمریکا در خاور میانه- به همراه سازمان سیا و ترکیه که یکی دیگر از متحدان آمریکاست، افراطیون و تروریستها را در سوریه تجهیز تسلیحاتی میکردهاند؛ اما اخیرا صحبتهایی در این خصوص وجود داشته است که آمریکا این تروریستها را مستقیما تجهیز میکند.
با توجه به این که هیچ نیروی مخالف سکولار در سوریه وجود ندارد، تجهیز مخالفان سوری به سلاح، تنها به معنی تجهیز تروریستهاست و همه اینها برای رسیدن آمریکا به هدف نهاییاش، یعنی تغییر رژیم در ایران، صورت گرفته است.
سیاست اوباما در قبال ایران در پی ماهیت دوگانه آن، کاملا شکست خورده است. شکی وجود ندارد که اگر رئیس جمهور آمریکا به روند کنونی ادامه دهد و تغییری اساسی در سیاستگذاری در خصوص ایران ایجاد نکند، مردم آمریکا شاهد جنگ دیگری در خاور میانه خواهند بود که این بار علیه ایران صورت خواهد گرفت و این جنگ به اندازهای شدید خواهد بود که جنگ عراق، افغانستان و سوریه در مقابل آن هیچ اهمیتی نخواهند داشت و به مثابه جنگی کودکانه خواهد بود .(باشگاه خبرنگاران)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد