سایه ای که نمی شود به آن اعتمادکرد

جمعیت ما روز به روز بیشتر شده است ؛ اما زمین بزرگتر نشده. اینک ما سهم سکونتمان را از آسمان گرفته ایم و خانه های بلندمرتبه ساخته ایم. خانه های بلند، خانه هایی هرکدام چند خانه و چندین خانه.
کد خبر: ۵۵۵۳۴

خانه هایی که هرچند بیخ گوش هم ساخته شده اند، اما ساکنانش یکدیگر را صدا نمی زنند و سراغ هم را نمی گیرند.
عصر مدرن ، ارتباطات چهره به چهره را به فراموشی سپرده ، اما هزار قاعده و قانون جایگزین آن کرده است. آپارتمان ها فرزندان عصر جدیدند، باید قوانینشان را اجرا کرد.
و حالا ما آنقدر نزدیکیم که من صدای پای همسایه ام را روی سقف خانه ام می شنوم و لرزش دیوار را موقع کوبیدن میخ قاب عکسشان احساس می کنم ، اما اسمشان را نمی دانم ، اما خانه شان را ندیده ام ، اما یک ماه می گذرد و نمی بینمشان و بازهم همسایه ایم.
اما چقدر همسایگی می کنیم؛ در حال حاضر شهرها با سرعت عجیبی در جهات افقی و عمودی و از جنبه های گوناگون در حال گسترش هستند و چنین رشدی برای مردم شهرهای بزرگ در هر سرزمینی آشناست.
جامعه شناسان معتقدند عوامل و شرایط متعدد و مختلفی ، جامعه شهری ما را از 30 سال پیش دچار دگرگونی کرده ، به طوری که بتدریج جامعه از حالت یک جامعه سنتی و کهن به سوی مرحله گذار به یک جامعه متحول صنعتی و شهری حرکت کرده است.
رشد صنعت و شهرنشینی در کنار هم ، روابط اجتماعی را در جاهای متراکم و پرازدحام درهم پیچیده است.

روابط همسایگی دگرگون شده
در هر جامعه ای در هر حد از پیشرفت و ترقی ، انسان نیازمند ایجاد رابطه با دیگران است. دکتر سوسن باستانی ، جامعه شناس معتقد است : شبکه های ارتباطی فردی با تغییرات جدید زندگی ، با پیشرفت وسایل حمل و نقل ، ورود فناوری از تلفن تا اینترنت دستخوش تحول شده است.
تلفن جایگزین ارتباطات رودررو شده و تلویزیون به عنوان وسیله سرگرم کننده در خانواده ها جای بسیاری از ارتباطات گروهی را بین افراد و حتی افراد خانواده گرفته است.
این جامعه شناس در مورد روابط همسایگان می گوید: معمولا امروزه همسایه ها افرادی را برای رفت و آمد انتخاب می کنند که مثل خودشان فکر می کنند و در این زمینه گزینشی عمل می کنند. البته ایجاد روابط منطقه به منطقه شهر فرق می کند.
به نظر دکتر باستانی بروز خودکفایی نسبی ، تفاوت های شخصیتی همسایگان و اشتغال اعضای خانواده وابستگی های متقابلی را که تقویت کننده رابطه همسایگی است ، تضعیف می کند.
در شهرها، افراد مثل روستاییان با یکدیگر احساس یکرنگی و نزدیکی ندارند، مسائل زندگی شان را با هم در میان نمی گذارند و حتی حاضر نیستند در بسیاری از موارد از همدیگر کمک بخواهند.
ترجیح می دهند مشکلاتشان را خودشان حل کنند و در کار دیگران نیز مداخله نکنند. این مسائل روابط همسایگی در شهرها را نیز تحت تاثیر می گذارد و باعث تضعیف روابط می شود.
در گذشته شاید افراد نزدیکترین و بیشترین برخورد را با همسایگان خود داشتند؛ رفت و آمدهای مکرر، درددل ها، گفتگوهای دم دری و کوچه ای ، روابطی بودند که بسیار میان همسایگان دیده می شد؛ اما امروزه تمامی این روابط تغییر یافته و همسایگان دیگر ارتباطات اینچنینی ندارند. الان زاویه دید شهروندان در روابط محلی مهم تر است تا فرم همسایگی.

همسایه خوب چه کسی است؛
خانم 70ساله ای که تنها در مجتمعی زندگی می کند می گوید: همسایه خوب کسی است که در مواقع بروز حادثه و نیازمندی بتوان از او کمک گرفت.
به نظر مدیر ساختمان یک مجتمع اداری تجاری ، کسانی که بموقع هزینه های ساختمان را پرداخت می کنند و در حل مشکلات ساختمان همکاری می کنند، همسایگان خوب به شمار می آیند.
او می گوید: 3 سال است که برای نقاشی و تعویض چراغهای راه پله و راهرو به توافق نرسیده ایم ؛ چون هم بودجه مناسب را نداریم و هم عده ای این هزینه را اضافه می دانند و در مقابل عده ای این هزینه را برای افزایش ارزش واحدهایشان ضروری می دانند.
خانم خانه داری که در مجتمع بزرگی زندگی می کند می گوید: همسایه خوب همسایه ای است که رعایت حال دیگران را بکند و بخصوص سروصدا و هیاهویش موجب آزار و مزاحمت نشود.
بنا به تحقیق دکتر صدیق استاد دانشگاه تهران ، عواملی مانند تراکم جمعیت سکنه یک محل ، فاصله بین واحدهای مسکونی ، وضع اقتصادی ساکنان ، میزان اعتمادی که افراد به غیرخویشاوندان خود دارند و میزان همیاری مورد نیاز بین ساکنان ، در تشخیص و تعریف نقش همسایه تاثیر دارد.
یک همسایه خوب لزوما یک دوست یا یک شخص صمیمی نیست ، بلکه کسی است که با معیارهای مربوط به نقش همسایه به همان صورت که همه پذیرفته اند همنوایی دارد. در شهرهای بزرگ همسایه غریبه ای است که شخصیت واقعی او از طریق رفتارش در طول زمان بروز می کند.
تعیین نقش همسایه به درجه اهمیت خدماتی که همسایگان در اختیار یکدیگر قرار می دهند، بستگی دارد. می توان گفت همسایه با انجام وظایف مربوط به دوستان یا خویشاوندان دور از دسترس ، جای خالی آنها را پر می کند.

همسایگی و آپارتمان نشینی
به اعتقاد کارشناسان ، علل عمده آپارتمان سازی و گرایش مردم به آپارتمان نشینی به دلایل دگرگونی در الگوی زیست ، ازدیاد جمعیت ، کمبود زمین و رضایت از آپارتمان نشینی توسط خود ساکنان به علت سرویس دهی مناسب و وجود امکانات مناسب تر و امنیت بیشتر آپارتمان ها نسبت به منازل ویلایی بوده است.
اما طبق تحقیق سال گذشته موسسه غیردولتی آرشیدوس ، 55درصد مردم ایران از زندگی در آپارتمان هایشان احساس نارضایتی و تنفر کرده اند و 25درصد از مردم مخالف هر نوع زندگی آپارتمان نشینی هستند.
براساس این نظرسنجی ، سروصدا و رفت و آمد زیاد در طبقات ، محدودیت فضا و نداشتن استقلال ،نبود تفاهم فکری و سلیقه ای ساکنان با هم ، نداشتن فضای تفریح و بازی ، دخالت و مزاحمت همسایگی جزو معایب و وجود امنیت در زندگی آپارتمان نشینی و دسترسی به یکدیگر در مواقع ضروری را جزو مزایای آپارتمان نشینی عنوان کرده اند.
زندگی در آپارتمان ، ساکنان را ملزم به رعایت قواعد و مقررات و پذیرفتن هزینه هایی می کند که صرف ساماندهی زندگی جمعی در این مجموعه ها می شود. مگر نه این که در عصری زندگی می کنیم که تمام پیشرفت انسان ها به دلیل گسترش ارتباطات است ، پس چرا مجاورت افراد در برخی از مجتمع های مسکونی مشکل ساز شده؛
جامعه شناسان معتقدند: شتاب گرفتن آپارتمان نشینی مانع نهادینه شدن فرهنگ زندگی در ساختمان های بلند شده و مشکلات بروز کرده است.
دکتر یوسف سمنانی روانپزشک در پاسخ علت بروز این مشکلات در زندگی آپارتمان نشینی می گوید: عدم وجود فرهنگ آپارتمان نشینی به عنوان اولین جواب مطرح می شود؛ زیرا مانند انتقال هر وسیله و روش جدید آموزش چگونه استفاده کردن از آن نیز باید به افراد آموزش داده شود؛ اما علاوه بر این نکته بی اهمیت شمردن نفع جمعی در مقایسه با نفع فردی است که متاسفانه در سایر رفتارهای جمعی رسوخ می کند.
مثلا در آمد و شد خودروها، هر فرد سعی دارد زودتر به مقصد برسد و برای رسیدن ، به دیگران اجازه عبور نمی دهد.
در نگاه اول شاید این موضوع برای خود او نفی داشته باشد، اما رفتارهای آن فرد، گره ترافیکی را کورتر کرده و نه تنها دیرتر به مقصد خواهد رسید، بلکه برای دیگران هم ایجاد مشکل خواهد کرد.
در زندگی آپارتمان نشینی نیز فرد تنها به نفع خویش رفتار می کند و مرز بین آن و نفع جمعی را بر هم زده و موجب مشکلات مختلفی می شود.
در کشورهای پیشرفته که آپارتمان نشینی سابقه طولانی تری دارد، اداره مجتمع اعم از اداری ، تجاری و مسکونی توسط مدیران متخصص در رشته مدیریت ساختمان از طریق ملزم نمودن ساکنان مجتمع ها به رعایت مقررات انجام می گیرد.
برای مثال کارهای ساختمانی و اسباب کشی در روزهای تعطیل ممنوع است ، یا ساکنان مجاز به نواختن وسایل موسیقی نیستند، آشپزخانه ها حتما باید مجهز به سیستم تهویه مطبوع باشند.

خلائ فرهنگی ، مشکل اصلی آپارتمان نشینی
شاپور منوچهری حقوقدان ، منشائ مشکلات آپارتمان نشینی ما را ناشی از خلائ قانونی نمی داند و می گوید: ما در این رابطه خلائ قانونی نداریم ، بلکه مشکلات آپارتمان نشینی عمدتا فرهنگی هستند.
بسیاری از مظاهر شهرنشینی بیش از آن که از دل جامعه ما جوشیده و ساز و کار مناسب خود را پیدا کرده باشد، در زندگی اجتماعی ما راه می یابد.
او می گوید: در ایران قانون تملک آپارتمان ها در سال 1342 به تصویب رسید و تا سال 1376 در چند نوبت اصلاحاتی روی آن انجام گرفت که قانون نسبتا جامعی است ؛ اما متاسفانه مردم آگاهی کافی از مفاد قانون ندارند و به وظایف خود آشنا نیستند.
تا وقتی فرهنگ فراتر از قانون در این گیر و دار گره گشا نباشد، شکایت به مراجع قانونی چندان نتیجه بخش نخواهد بود. طبق پژوهش دانشگاه علامه طباطبایی ، روابط مردم در آپارتمان های شمال شهر تهران در حد سلام و علیک است ، اما همکاری و تعاون در بین مردم جنوب شهر به سبک گذشته ادامه دارد.
در تحقیق دیگری که توسط دانشگاه تهران انجام شده است ، در برخی از مجتمع ها، مشارکت و همیاری بالای ساکنان ، به سبب رضایت آنها از عملکرد هیات مدیره است.
آشنا بودن مدیران آپارتمان با مسائل آپارتمان نشینی و روابط متقابل افراد آپارتمان نشین از سهل ترین راهکارها در زمینه همکاری است.
طبق تحقیقی دیگر که در سال 75در شهر تهران انجام شده است ، عواملی مانند مالکیت ، مدت سکونت ، پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده ، مهاجرت ، شاغل بودن زنان با میزان همکاری و مشارکت ساکنان مجتمع ها ارتباط مستقیم دارد.
معمولا مالکان احساس تعلق بیشتری به محیطی که سالهای متمادی باید در آنجا به سر برند دارند و معتقدند بهتر است این سالها را با همزیستی مسالمت آمیز در کنار همسایگان خود سر کنند و به همسایگان در مواقع ضروری و نیاز کمک برسانند و کمک بگیرند.
اما مستاجران چنین طرز فکری ندارند، چرا که احساس تعلق به آن محیط ندارند و همواره به جابجایی فکر می کنند. طول مدت سکونت نیز عاملی است در جهت افزایش میزان همیاری یعنی هر چقدر اطلاع و آگاهی همسایگان از وضعیت شغلی و اجتماعی همدیگر بیشتر باشد، رغبت شرکت در جلسات بیشتر است.
افراد مهاجر نیز به دلیل شناسایی محیط و آشنایی با دیگران ، همکاری و مشارکت بیشتری با یکدیگر دارند. زنان در هر خانواده کانون اصلی به شمار می روند. آنها می توانند مرکزی برای ارتباطات گسترده خانواده ها به شمار آیند.
زنان خانه دار سعی می کنند با همسایگان ارتباط برقرار کنند، اما زنان شاغل سعی می کنند خود را درگیر مسائل دیگران نکنند و انرژی و فرصتی برای برقراری رابطه و بررسی مسائل و مشکلات ندارند.
فراموش نکنیم همسایه کسی است که حتی با سایه اش هم زندگی می کنیم. سایه ای که می شود به آن اعتماد کرد و بالید یا برعکس سایه ای که باید از آن گریخت یا با آن در افتاد.

روشنک نوروزی پناه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها