خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 121

دوشنبه 31 مرداد 1373 در مسیر حرکت به سمت قله ، همراهان من مشکل تنفسی پیدا کردند و بازگشتند. چند نفر از گروه حفاظتی آقای ناطق هم در بین راه مشکل پیدا کردند و بازگشتند.
کد خبر: ۵۵۴۴۹

به دلیل ارتفاع زیاد، عمدتا مشکل ، تنفسی بود. به دلیل کمی فشار هوا، چند نفر دچار سردرد و حالت تهوع شدند; ازجمله ، مجتبی پسر آقای ناطق هم برگشت.
سایر افراد به راه ادامه دادند. 7 ساعت طول کشید تا به قله رسیدیم. راه سختی بود.
آقای ناطق این مسیر سخت را خوب می رفت ، شاید به دلیل آن که یک ورزشکار حرفه ای است. در میان راه ، شهر تهران نمایان بود. چراغهای زیاد و مشعل پالایشگاه به وضوح دیده می شد.
راهنمای ما جوانی بود ترکه ای که خیلی سریع حرکت می کرد و این اواخر، حوصله اش سر آمده بود!
در اطراف قله کوه ، از سوراخ های متعدد زمین بخار گوگرد بیرون می آمد که آزارمان می داد. حدود ساعت 8 به قله رسیدیم.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 120 نیم ساعت توقف کردیم. برخی از اعضای گروه ، دور چاله بزرگ اطراف قله قدری دویدند و بازگشتند.
حدود 2 ساعت طول کشید تا به پناهگاه بازگردیم. چون در بازگشت ، از منطقه شنی پایین می آمدیم ، با هر پرشی 15-10 متر حرکت می کردیم.
از پناهگاه تا محل توقف اتومبیل ها هم حدود 2 ساعت طول کشید.
وقتی به پایین کوه رسیدیم ، خسته و کوفته شده بودیم. بین راه ، مناظر جالبی را می دیدیم ; مثلا چند پیرمرد حدود 65 تا 70 ساله را دیدیم که برای فتح قله حرکت کرده بودند و خیلی سبکبار بالا می رفتند.
شمار زیادی از دانشجویان کوهنورد را دیدیم که با چابکی بالا می آمدند.
ناهار در منزل آقای منصوری در «رینه» میهمان بودیم. بعد به آبگرم رینه رفتیم و پس از آن به سمت تهران حرکت کردیم.
ساعت 7 به تهران رسیدیم. مستقیما به سازمان رفتم. حدود 2 ساعت آنجا بودم و کارهای اداری دو روز گذشته را انجام دادم و به منزل بازگشتم.
سفر مشکلی بود، ولی خیلی جالب بود. راهنمای ما آقای عباس جعفری ، از مربیان کوهنوردی بود. فرد فوق العاده ای به نظر می رسید. به سبلان بروم ; نمی دانم می شود یا خیر.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها