سه شنبه 25 مرداد ماه 1373
امروز آقای دکتر پورنجاتی ، معاون سیما نقل می کرد که یکی از آقایان (که نمی خواهم نام وی را
ذکر کنم) مدتی است دنبال یکی از مسوولان پخش تلویزیون بوده و از او خواسته است اطلاعاتی
درباره صداوسیما تهیه کند
کد خبر: ۵۵۲۲۷
و به ایشان بدهد تا آن را به مقام رهبری بدهند; در نتیجه رضایت آیت الله خامنه ای نسبت به صداوسیما از بین برود!
نمی دانم این مطلب درست است یا نه ; ولی اگر صحیح باشد، واقعا نمی دانم چرا عده ای عمر
خود را صرف این امور می کنند.
در حالی که آنقدر کار در کشور، زمین مانده است که اگر ما صبح تا شب درست مدیریت کنیم ، باز هم وقت کم می آوریم ، تا چه رسد به وقت گذرانی به این شکل!
وقتی می خواستم به صداسیما بیایم ، حضرت آقای خامنه ای فرمودند شما باید رختخواب خود
را در صداوسیما پهن کنید!
وقتی با صداوسیما و حجم کار آن مواجه شدم ، دیدم این سخن درست بوده است. واقعا از ساعت 6 صبح تا 11 شب کار می کنم و باز احساس می کنم باید بیشتر
تلاش کنم.
آنقدر زمینه نوآوری و کار جدید در صداوسیما وجود دارد، اما زمان اجازه نمی دهد.
حتی در اتومبیل خود دو تلویزیون کوچک نصب کرده ام تا بتوانم در راه ، رادیو و تلویزیون را کنترل
کنم. در دفتر کارم نیز همه شبکه ها ظهور تصویری دارند.
همین که گاهگاهی به آنها توجه می کنم،
به تسلط من بر محصول کار کمک می کند; هر چند نمی توان به این روش در کار انبوه تکیه کرد;
باید سیستم نظارت وسیع به وجود آید، که اجمالا در تاسیس است.
امروز با معاون سیاسی و برخی مدیران آن معاونت جلسه داشتم. اخبار مهم را بررسی کردیم.
مساله هائیتی و عقب نشینی کلینتون ، رئیس جمهور امریکا جالب جالبی بود.
از مدتها پیش لشکرکشی امریکا به هائیتی مساله روز شده است. هائیتی کشور کوچک حوزه کارائیب است و
جزو فقیرترین کشورهای قاره امریکاست.
چند روز پیش رئیس جمهور هائیتی گفته بود امریکا فکر می کند من صدام هستم! امروز کلینتون
دستور حمله نظامی به هائیتی را به تعویق افکند.
دستگیری مسلمانان در فرانسه اوج گرفته است. حدود 500 نفر از مسلمانان مقیم فرانسه
بازداشت شده اند. مدتی است که در فرانسه به بهانه مسائل امنیتی ، کنترل های شدیدی برای
مسلمانان ایجاد کرده اند.
مساله مهم دیگر، همکاری ساف و اسرائیل برای مهار عملیات ضدصهیونیستی است و یاسر
عرفات پلیس ساف را مامور مقابله با گروه های مسلح فلسطینی کرده است!
این از اشتباهات مهم عرفات است. متاسفانه عرفات به دلیل این که از آرمان مبارزه عقب نشینی
کرده ، به این وضعیت اسف آور افتاده است. یادم هست اوایل انقلاب که به لبنان رفته بودم ، از
چند اردوگاه فلسطینی بازدید کردم ، موقعیت اجتماعی و فرهنگی آنها را به گونه ای یافتم که بکلی
از شرایط مبارزه دور شده اند و برای من که جریان مبارزان فلسطینی یک جنبه قهرمانی داشت ،
بکلی فرو ریخت. بنابراین ، تصمی عرفات چندان برایم عجیب نیست.
مساله پاکستان و چالش نه چندان جدی آن با امریکا هم مورد بحث قرار گرفت.
عصر یکی از همکاران دانشگاهی تلفنی اطلاع داد که استاد دکتر سیداحمد فردید مرحوم شده
است. متاثر شدم.
چندسالی افتخار شاگردی وی را داشتم. او استاد فلسفه و حکمت در دانشگاه
تهران بود. باید گفت فرد ویژه ای بود و کمتر مشابه داشت.
به زبانهای مختلف مسلط و در فلسفه
اگزیستانس صاحب نظر بود. بسیاری از استادان فلسفه امروز ایران از شاگردان وی محسوب
می شوند.
به موضوعات مختلفی از فلسفه اسلامی و عرفان نظری علاقه مند و همیشه کاوشگر
بود. روحیه تحقیق حتی در سنین بالا در وی مثال زدنی بود.
یکی از درسهایی که با ایشان داشتم
فلسفه اگزیستانس و مباحث هرمنوتیک بود که معمولا خودم به منزل ایشان می رفتم و با هم به
دانشگاه می آمدیم.
درس ایشان خیلی ساعت مشخصی نداشت ; تا وقتی مزاج ایشان همراهی
می کرد، ادامه می یافت ; گاهی سه ساعت ، گاهی حتی چهار ساعت ! اگر کسی با همه حواس به
درس ایشان گوش فرامی داد، می توانست رشحاتی از افکار نو را بیابد; و اگر کم حوصله بود، زود
خسته می شد و رها می کرد; چرا که آن مرحوم ریاضی گونه تدریس نمی کرد.
گاهی پرانتزهای
خارج از موضوع درس آنقدر زیاد می شد که رشته فکر از دست می رفت. ولی انصافا فرد عالمی
بود. خیلی از منتقدان وی به سایر ویژگی های او که گاه بر علم او سایه می افکند تمسک
می جویند، که هم نمی توان این وجوه را نادیده انگاشت ، و هم این وجوه شان علمی او را ساقط
نمی کند. ضمنا حوادث پیرامونی ؤ ایشان هم خالی از شیرینی نبود.
روزی آقای دکتر فلاطوری از
آلمان تشریف آورده بودند و در دانشگاه تهران سخنرانی ، داشتند. حدود دو ساعت صحبت
کردند. بعد از سخنرانی آقای دکتر فردید پشت تریبون رفت و از جیب بغل خود قرآن کوچکی را
درآورد و گفت به این قرآن ، همه حرفهای ایشان غلط بود!
بعد از جلسه ، آقای دکتر غلامحسین
صدیقی که فرد بسیار مودبی بود به آقای فردید گفت : شما استاد بزرگی هستید و در این تردید
نیست، ولی من سوالی دارم ; آیا امکان عقلی و منطقی دارد که انسان دو ساعت حرف بزند و همه
آن غلط باشد!؛
چند ماه پیش که از ایشان احوالپرسی کردم ، می فرمود روی فرهنگ بزرگی کار می کنم. نمی دانم
تمام شده یا خیر. چند مصاحبه هم با تلویزیون داشته اند که در آرشیو صداوسیما هست. خدایش
رحمت کناد.
به آقای ارگانی ، مدیر شبکه دو گفتم از مصاحبه های ایشان استفاده کنید و در تلویزیون برنامه ای
برای ایشان تدارک ببینید. ضمنا به بخش خبر هم گفتم خبر درگذشت ایشان و مراسم تشییع را
منعکس کنند.