به گزارش جامجم، بیست و ششم اسفند 1379، صاحب یک مغازه برنج فروشی از خانهاش در کرج خارج شد و دیگر بازنگشت. خانواده این مرد پس از جستجوی فراوان، خبر گمشدن وی را به پلیس جنایی کرج اطلاع داده و برای پیدا کردن او درخواست کمک کردند.
در پی این شکایت، تحقیقات گسترده پلیس آغاز شد تا این که ماموران اطلاع یافتند از مدتی پیش دومرد برای خرید برنج به مغازه مرد گمشده آمده و چند روز پیش از گم شدن وی نیز آنها دوباره به مغازه او آمدهاند.
دو مرد مشتری بهعنوان مظنونان پرونده تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا این که چهار روز بعد از گم شدن مرد برنجفروش، فردی به ماموران خبر داد جسد مردی در یک خانه مخروبه در یکی از محلههای جنوبی شهر پیدا شده است.کارآگاهان جنایی با اعزام شدن به این محل، جسد را به پزشکیقانونی منتقل و سپس خانواده مرد برنجفروش با حضور در پزشکی قانونی، وی را شناسایی کردند. در ادامه تحقیقات، ماموران یکی ازآن دو مردی را که در تعقیبشان بودند، دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.
در تحقیق از این مرد مشخص شد، عامل جنایت مردی به نام «شهرام» بوده که با همدستی یک زن به نام شیدا، مرد برنجفروش را کشته و متواری شدهاند و او در این جنایت نقشی نداشته است. با اطلاعات بهدست آمده، این زن و مرد که با هم رابطه دوستی داشتند، به اتهام جنایت تحت تعقیب پلیس جنایی قرار گرفتند و مشخص شد، شهرام در زمینه جعل سابقهدار بوده و تحت تعقیب چند مرکز پلیس است.
دستگیری متهم زن بعد از 12 سال
جستجوها برای پیدا کردن متهم به قتل و زنی که همدستش بود، ادامه یافت، اما تلاشها بینتیجه بود تا اینکه 12 سال پس از وقوع این جنایت، چند روز پیش کارآگاهان جنایی استان البرز در کرج اطلاع یافتند زنی که همدست عامل جنایت بوده، برای دیدن خانوادهاش به کرج بازگشته است.
در این مرحله کارآگاهان جنایی با هماهنگی قضایی به خانه پدری متهم زن مراجعه و او را دستگیر کردند.
متهم زن با انتقال به پلیس جنایی اداره آگاهی استان البرز در بازجویی اعتراف کرد، او در روز جنایت، شهرام را که مرده، همراهی کرده است.
اعتراف به قاتل بودن مرد جاعل
متهم با اشاره به نحوه قتل برنجفروش گفت: مقتول، دوست شوهر سابقم بود و از وضع مالی مناسبش اطلاع داشتم. مدتی بعد در پی آشنایی با یک متهم سابقهدار به نام شهرام، ارتباط پنهانیمان شکل گرفت. او وقتی متوجه شد با مقتول آشنایی دارم، از من خواست هرطور شده اموالش را تصاحب کنیم.
وی اضافه کرد: مرد برنجفروش هرازگاهی به من کمک مالی میکرد. شهرام از من خواست به بهانهای، او را به یک خانه مخروبه در جنوب کرج بکشانم تا با این ترفند پول و اموالش را سرقت کنیم. وی گفت: روز حادثه من با مرد برنجفروش تماس گرفته و او را به خانه مخروبه کشاندم. مرد برنجفروش با دیدن شهرام متوجه نیتمان شد و قصد فرار داشت که شهرام او را کشت و با سرقت دسته چک و پولهای وی، جسد را در همان جا رها کرد و هر دو متواری شدیم.
خون مقتول، دامن قاتل را گرفت
متهم زن یادآور شد: پس از این جنایت به جنوب کشور رفتیم. شهرام برای من و خودش شناسنامه جعلی تهیه کرد و با آن شناسنامه به عقد یکدیگر درآمدیم. او برای تامین هزینه زندگیمان به کرمان رفت و با چکهای مقتول با افراد معامله میکرد. سه سال بعد او در دام اعتیاد گرفتار شد و هرچه پول داشتیم، از دست دادیم. یک روز در حال مصرف موادمخدر بود که آتش گرفت و پس از سه روز جانش را از دست داد.در پی اظهارات این زن، کارآگاهان جنایی در این باره به تحقیق پرداخته و متوجه شدند قاتل فراری بر اثر سوختگی فوت کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم