در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما سالهای زیادی در سمت بازپرس جنایی و قاضی دادگاه کیفری، پروندههای قتل را مورد بررسی و رسیدگی قرار دادهاید. رایجترین انگیزههای زنان در قتل چه مواردی بوده است؟
به نظر من بیشترین انگیزهای که زنان برای قتل دارند خانوادگی و عمده این قتلها نیز شوهرکشی است؛ البته آنچه من در این خصوص میگویم، کاملا تجربی است و تحقیقات روانشناختی یا جرمشناسی در این رابطه انجام نگرفته تا این ادعا را ثابت کند، اما سالها تجربه من در این بخش نشان میدهد عمده قتلهایی که زنان انجام میدهند شوهرکشی است.
چه انگیزهای بیشتر از همه در شوهرکشی نقش دارد؟
انگیزه زنان به چند دسته تقسیم میشود. اولین گروه را زنانی که از طلاق ناامید هستند، تشکیل میدهند. در این خصوص موانع زیادی وجود دارد، اول موانع قانونی است، برخی از این زنان اقدام به جدایی میکنند، اما نمیتوانند از همسرشان جدا شوند و به حق و حقوق قانونیشان برسند، بنابراین آسانترین و نزدیکترین راه یعنی قتل را انتخاب میکنند. دومین مانع، فرهنگی است بخصوص در روستاها و شهرهای کوچک و سنتی زنانی که طلاق میگیرند، تحت فشار شدید اجتماعی هستند؛ چون این عقیده غلط وجود دارد که زن باید با لباس سفید به خانه شوهر برود و با لباس سفید هم بیرون بیاید، بنابراین زنی که تصمیم به جدایی بگیرد و شرایط زندگی مشترک برایش غیرقابل تحمل شود، چارهای جز اینکه تحمل کند، ندارد، بنابراین برای رهایی از این وضع تصمیم به قتل میگیرد.
نقش خیانت را در شوهرکشیها چقدر پررنگ میبینید؟
زنی که از زندگی مشترکش راضی نباشد، احتمال اینکه به سمت مرد دیگری کشیده شود، وجود دارد. متاسفانه بسیاری از شوهرکشیها هم از همین طریق اتفاق میافتد. این زنان به دلیل کمبودهای عاطفی به سمت مرد دیگری کشیده میشوند و بعد همسر را مانع این رابطه میبینند و تصمیم به قتل او میگیرند؛ البته در مواردی هم دیده شده آنها رابطه عاشقانه را از قبل از ازدواج آغاز میکنند و بعد از ازدواجشان آن را ادامه میدهند و همین مساله باعث قتل میشود. معمولا در برنامهریزی برای قتل، فرد سوم هم نقش دارد.
ولی گاه انگیزههایی غیر از خیانت نیز در شوهرکشی دیده میشود؟
بله. بجز آنچه گفته شد خیانت مردان و ازدواج مجدد آنها هم در این قتلها موثر است. در ضمن شک و سوءظن شدید در برخی زنان متهم وجود دارد. زمانی که بازپرس بودم، در موارد بسیاری وقتی متهم را به پزشکی قانونی معرفی میکردیم، وجود بیماری سوءظن در فرد تائید میشد. همانطور که میدانید سوءظن وقتی شدید شود بیماری محسوب میشود و برخی زنان قاتل دچار این بیماری هستند.
متاسفانه فرزندکشی در مرتبه دوم است؛ البته فرزندانی که بزرگ شدهاند، کمتر قربانی میشوند و بیشتر قربانیان کودکان و نوزادان هستند. زنانی که دست به فرزندکشی میزنند، زنان سالمی نیستند و بیشتر آنها به خاطر اعتیادی که دارند، چنین کاری را انجام میدهند. بچهها در سنین پایین به مراقبت بیشتری نیاز دارند و وابستگیشان به پدر و مادرشان بیشتر است و زنان معتاد تحمل نگهداری از کودک را ندارند، بنابراین با کوچکترین گریهای از سوی کودک یا بروز مشکلی دیگر او را به قتل میرسانند. سومین رتبه از نظر من به مادرشوهرها مربوط میشود، قاتلان زن در موارد زیادی دیده شده که دست به مادرشوهرکشی هم میزنند.
آنطور که شما گفتید قتلهایی که زنان مرتکب میشوند، در حوزه خانواده است. آیا میتوان گفت این زنان با انگیزههای دیگر هم دست به جنایت میزنند و افرادی را خارج از خانواده قربانی میکنند.
به نظر من، آمار خشونت بین زنان در ایران بسیار پایین است و قاتلان زن با انگیزهای تبهکارانه آنطور که در کشورهای دیگر شاهد هستیم، دست به قتل نمیزنند. در موارد بسیار نادر و انگشتشماری دیده شده زنان در باندهای تبهکاری دست به جنایت زدهاند. بنابراین نمیتوان گفت زنان ایران حتی زمانی که جنایت انجام میدهند، انگیزه مالی یا تبهکارانه دارند. در مواردی که اختلاف مالی وجود دارد هم باز زنان قربانی میشوند، نه اینکه قربانی کنند. مثلا دیده شده برادری خواهرش را به خاطر ارث و میراث به قتل برساند، اما دیده نشده خواهری این کار را در مورد برادرش بکند.
در مورد خشونتهایی که برضد زنان اتفاق میافتد، چطور؟ مثلا قتل با انگیزه تجاوز، آیا دیده شده زنی برای جلوگیری از تجاوز دست به قتل بزند یا کسی که او را مورد آزار قرار داده، بکشد؟
بله این موضوع وجود دارد، اما باز هم نمیتواند آمار قابل توجهی به خود اختصاص بدهد. مثلا دیده شده زنی برای جلوگیری از تجاوز دست به قتل بزند، اما معمولا زنان مغلوب میشوند؛ البته اینکه مردی زنی را مورد تعرض قرار دهد و او دست به قتل همان فرد بزند، بسیار کم است. معمولا زنانی که مورد آزار جنسی قرار میگیرند به خاطر بحران روحی که برایشان به وجود میآید، اقدام به خودکشی میکنند، نه اینکه مرتکب قتل شوند.
آنطور که من متوجه شدم شما نقش پررنگی برای قوانین و فرهنگ برای ارتکاب قتل توسط زنان قائل هستید.
از نظر من، قوانین مربوط به نکاح و قوانین حمایتی خانواده نقش مهمی دارند. از آنجا که شوهرکشی بخش عمدهای از قربانیان زنان قاتل را تشکیل میدهد، نشاندهنده این است که قانون خوب عمل نکرده است. به لحاظ فرهنگی هم دچار ضعف هستیم؛ اول اینکه بخش عمدهای از فیلمهای تولیدی سینمای جهان زنانی را قهرمان نشان میدهد که خشن هستند و مسلما زنان ایران هم از این امر مستثنا نیستند و تحت تاثیر آن قرار میگیرند، دوم اینکه فرهنگ خود ایران هم زنان مطلقه را طرد میکند و از زن سرپرست خانواده حمایت نمیکند، بنابراین به لحاظ فرهنگی هم دچار ضعف هستیم.
اما بسیاری هم بر این باورند قوانین مربوط به طلاق و لوایح خانواده به لحاظ حمایتی کار خود را درست انجام میدهد.
اگر درست انجام میداد که خروجی آن قتلهای خانوادگی نبود، حتی اگر قبول کنیم قانون خوب است، نمیتوانیم قبول کنیم کارآیی لازم را داشته است. دستکم اینکه زنان جامعه ما احساس میکنند به آنها اجحاف شده است و آن را کارآمد نمیدانند. یکی از خصوصیات قانون این است که بتواند مردم را در حق خودشان راضی کند، اما به نظر میرسد قانون حمایت از خانواده و قوانین مربوط به نکاح نتوانسته این کار را بکند. بخش عمدهای از زنانی که شوهرکشی میکنند، فقط مشکل طلاق از همسر ندارند؛ هرچند این قانون هم مشکلاتی دارد و طلاق را حق مرد میداند و فقط زمانی که زن بتواند عسر و حرج را ثابت کند، میتواند اجازه جدایی داشته باشد که البته اثبات آن هم بسیار سخت است. این زنان مشکل حضانت فرزند هم دارند.
بسیاری از آنها برای اینکه بتوانند کنار فرزندشان باشند، زندگی فلاکتبار مشترک را تحمل میکنند و کار به جایی میرسد که در نهایت دست به قتل میزنند. زنان احساس میکنند قوانین حق مالی آنها را در زندگی با شوهرشان به رسمیت نشناخته یا دستکم آنطور که آنها انتظار دارند، به رسمیت نشناخته است. زنی که 20 سال با شوهرش زندگی کرده، انتظار دارد حقی از بخش مالی زندگی مشترک داشته باشد، اما میبیند این پول آنقدر نیست که حتی کفاف زندگی خودش را بدهد، چه رسد به اینکه بخواهد با آن از بچههایش نگهداری کند و به خاطر آنها بجنگد. بنابراین میبینیم زنان از قوانین راضی نیستند و قانون باید در این خصوص حمایت بیشتری انجام بدهد.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: