در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
- شهین عربی (جواب به ایمیلتان ارسال شد)- رامین از تهران (یه بررسی میکنم ببینم امکانش هست؟ اگه بود از این به بعد نوشتههای بهتر بروبچ میره روی سایت اینترنتی جامجمسرا که جداگونه بازنشر شه)- رستمزاده- بابک از تبریز (دست گل خودت درد نکنه... دهَع!)- عاطفه از انزلی (جدی؟ پ جای امیدواری هم هس؟ پاسخ به درخواست بروبچ بود دیگه)- بیتا، 30 ساله از ایلام (راست میگی؟ نهههه! پس پیر شدهم رفته! ممنون ازتذکرت. یه بار چاپ میشه)- سید مدنی از اردبیل- علی، 23 ساله (فال که حذف شده بود گفتن بیا این ستون رو وردار واسه بروبچ و پیامکاشون. گفتم: نچ! هیچی به از کاچی! کلید طلاییش چی بود؟ نگاه بد و بدتر رو بذار کنار، خوب رو انتخاب کن! لحن کُپل مدرسة موشا باحال بود؛ کلی خندیدم!)- فریبا از خرمآباد (یعنی داشتم فریب میخوردم؟! دل منم واسه رحیم طاهری و اشرفی و... بچه قدیمیا تنگ شده)- پری از کرج (قابل شومار نداااش، دااااش! اوا... آبجی بودی؟! منم ممنون)- سمیرا، 27 ساله از تهران (بفرما... زدی کشتیش که! توو وصیتشم نوشت: متقابله)- شبگرد تنها از میانه (واااای... همون شبگردی که قبلا مطلب میداد؟ کجایی تو؟)- امکانی- یه دختر 18 ساله (غرورت چرا بشکنه؟ مغروری مگه؟ شعور و قدرت درک دو طرف مهمتره ولی این سن و سال، اوج احساساته. حواست هس؟)- 20 مرداد (ممنونم که به این قشنگی به آدم روحیه میدی)- وروجک، 18 ساله از کرج (وابستهتیم اصاً؛ هی وا میشیم، هی بسته!)- ستاره سهیل (چاپ شد که! صبر نداریا)- شیر شکلات- هلاله- سارا از خوزستان- وحید رحیمیان از سلماس- علی مقصودلو از گرگان (مقصودت چی بود؟! صفحهآرا یکی دیگهسهاااا. مخلصاتیم از همه جهات)- ریحانه سلیمانی از تهران (ئوچیکتم من. بسسه! بیا از آسمونا رو زمین دیگه!)- لیلا از مریوان (به لطفت ببخش. بعضیا گفتن: راحتتریم اگه نشناسیمت!)- هانیه (برآوردن یه همچی خواستهای که دست من نیس)- روحنواز از تهران (همین آرزوی تو بود که حالم خوب شداااا... میدونستی؟ ممنونوپنیر!)- امیر از اراک- م. بنداری (دربارة صفحات نشریه، آره)- پرستووو (هههه... باحال بود. به آدمای عصبانی میگن یخده آب سرد بخور یا بشین. تو که خون جلو چشات رو گرفته دیگه نمیدونم. چن بار پلک بزن یا از این قطرههای شستوشو بریز! چمنتیم!)- مهدی انامپور فاراب از خلخال- یه اردبیهشتی (برخلاف اونای دیگه: کچلتیم! مرسی از لطفت)- سارا (واسه قبلی کچل شدم؛ ضرر دیگه: مچلتیم! لطفت پاینده)- اشرف گودرزی از تهران- غزال از رضوانشهر (تفاهم و درک چی شد پس؟)- بقیه اسامی، در شمارههای آتی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: