غیر از این رشتهها که چراغ ورزش ایران را در عرصه بازیهای المپیک و جهانی روشن نگه داشتهاند، ورزش ما نتوانسته است در دیگر رشتهها حرف خاصی را برای گفتن داشته باشد و بهطور معمول فاصله ما از سطح اول ورزش جهان، آنچنان زیاد و ملموس است که باید طی یک پروسه بلندمدت و سرمایهگذاری زیاد، بتوان مرحله به مرحله از این فاصله کاسته و خود را به سطح جهانی در این رشتهها نزدیک کرد. ورزشهایی چون شنا، ژیمناستیک، دوچرخهسواری، قایقرانی، دوومیدانی، تیراندازی، شمشیربازی و... که بهطور طبیعی اگر خوب و حساب شده برنامهریزی کنیم و از سرمایهها و داشتههایمان استفاده مطلوبی داشته باشیم؛ خواهیم توانست در این رشتهها نیز حرفی برای گفتن داشته باشیم. امیدواری به این قضیه از آنجا ناشی میشود که طی این سالها ورزشکاران و قهرمانان کشورمان در رشتههای مختلفی، ناممکنها را در سایه اراده قوی و ایمان بالای خود ممکن ساختهاند تا همین مساله زمینههای لازم را برای توجهات و سرمایهگذاری بیشتر دولت در ورزش فراهم کند.
البته نباید نادیده انگاشت که با وجود افزایش دهها برابری بودجه ورزش طی این سالها و توسعه زیرساختها و تجهیزات مورد نیاز به منظور رشد و توسعه متوازن در ورزش، هنوز کمبود امکانات چه به لحاظ مالی و چه زیرساختی، در درجه و مرتبهای قرار ندارد که بتوان در سایه آن چشمانداز بهتر و روشنی را پیش روی جامعه ورزش ایران قرار داد. از این منظر و با توجه به کمبودهای مالی، بودجه ورزش باید حساب شده و براساسی منطقی قابل دفاع، هزینه و خرج شود تا بر مبنای آن بتوان بهرهوری لازم را از سرمایهگذاریهای انجام شده بهعمل آورد.
با علم به اینکه بین سرمایههای انسانی ورزش و بودجه تخصیص یافته به آن همواره هماهنگی و تطابق لازم وجود نداشته است، همیشه این بحث بین ورزشیها مطرح بوده است که چهسان این بودجه را به استانها اختصاص دهند تا از طریق آن بتوانند به دستاوردهای لازم دست یابند. از آنجا که ایران کشور چهار فصلی است و تنوع آب و هوایی در آن بهگونهای است که در جای جای آن میتوان استعدادهای ورزشی خاص هر رشته را شناسایی کرد، این بحث مسئولان ورزش را به این جهت سوق داده است که با طرح آمایش سرزمین، موضوع مهم و تاثیرگذار ورزش قهرمانی را دنبال کنند. استدلال نیز بر این است که باید بودجه ورزش قهرمانی را در مناطقی صرف و هزینه کرد که استعداد لازم در آن رشته به وفور موجود و قابل دسترس باشد. با نگاهی به پیشینه ورزش قهرمانی ایران، مناطقی در ایران را میتوان شناسایی کرد که تغذیهکننده اصلی تیمهای ملی بودهاند. به فرض مثال کشتی مازندران آنقدر پتانسیل دارد که در آن واحد میتواند چند کشتیگیر خوب و مستعد را در هر وزن به تیم ملی معرفی کند. خراسان، گلستان، کرمانشاه، همدان، اردبیل، آذربایجان، لرستان و البته تهران و خوزستان هم بهعنوان پایگاههای قهرمانی کشتی قرار میگیرند و بدیهی است با این استدلال میتوان به عوض اختصاص بودجه کشتی به 31 استان، این بودجه را بین ده استان تقسیم کرد و از این سرمایهگذاری نیز بهرهبرداری درست بهعمل آورد. یا در نظر بگیرید ورزشی چون هندبال در خراسان رضوی، اصفهان و کرمان رونق بیشتری دارد و مردم منطقه با توجه به پیشینه این رشته، علاقهمندی بیشتری برای پرداختن به هندبال دارند. یا در نظر بگیرید که وقتی اردبیل در رشته وزنهبرداری طی این سالها با معرفی وزنهبرداران شاخصی چون حسین رضازاده، سجاد انوشیروانی، سعید محمدپور و... توان بالای خود را به رخ کشیده است، سرمایهگذاری در این استان با استان دیگری که طی این همه سال یک وزنهبردار را نیز به تیم ملی معرفی نکرده است باید فرق کند. بهطور طبیعی اگر این تقسیمبندی بهطور دقیق مورد توجه قرار گیرد، میتوان با عدالت در تخصیص بودجه به استانهای مختلف، جهتگیری قهرمانی ورزش ایران را تعریف کرد و بر مبنای آن به جلو قدم برداشت.
این نکته را باید مدنظر داشت که آموزش و پرورش نیز میتواند همسو با اجرای این طرح در سطح کلان، با شناسایی استعدادها و معرفی آنها به پایگاههای قهرمانی در سطح کشور، زمینهای را فراهم آورد تا هیچ ورزشکار مستعدی از نظرها پنهان نماند.
حجتاله اکبرآبادی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم