با این حال وقتی اعلام می شود، گرایش به تحصیل در دوره متوسطه و راهنمایی هر سال کمرنگ تر می شود و در کنار آن از قول مسوولان پابرجایی مشکلات قدیمی آموزشی به گوش می رسد، این تردید به وجود می آید که واقعا آموزش و پرورش ما به کجا می رود. در کنار تمام مشکلات آموزش و پرورش که همیشه به آن پرداخته شده است ؛ علاقه به دکتر و مهندس شدن هنوز در نظام آموزشی ایران پابرجاست و آنقدر این علاقه در ذهن دانش آموزان و والدین آنها رسوخ کرده که اگر دانش آموزی بر حسب علاقه و استعداد خواستار تحصیل در رشته های انسانی شود؛ چه بسا او را کندذهن تلقی کنند.
بی علاقگی به رشته های علوم انسانی
معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش تهران در تازه ترین اظهارنظر درباره مشکل پابرجا و قدیمی «بی علاقگی به تحصیل در رشته های انسانی» می گوید: 10 تا 15 درصد دانش آموزان به علت ناتوانی برای جذب در رشته های تجربی ، ریاضی ، فنی - حرفه ای و کار و دانش مجبور به انتخاب رشته انسانی هستند. این گفته به آن معناست که رشته های انسانی در نظام آموزش و پرورش ما جایگاه خود را هنوز به دست نیاورده و کماکان در ردیف آخر اولویت تحصیلی دانش آموزان است . حیدر زندیه تاکید می کند که دانش آموزان با معدل بالا بیشتر جذب رشته های فنی - حرفه ای و تجربی می شوند و دانش آموزانی که توانایی رفتن به هیچ یک از این رشته ها را ندارند به رشته انسانی روی می آورند. اگر بپذیریم که دانش آموختگان رشته های انسانی و فارغ التحصیلان علوم اجتماعی ، سیاسی ، اقتصاد، برنامه ریزی ، مشاوره و سایر رشته های مرتبط با علوم انسانی با درک شرایط جامعه و تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی می توانند سکاندار سیاست و مدیریت اجتماعی و اقتصادی شوند اکنون این مهندسان و پزشکان هستند که در غیاب دانش آموختگان باهوش رشته های مرتبط عهده دار بسیاری از این مشاغل شده اند. بسیاری از دانشجویان رشته های فنی و مهندسی و پزشکی وقتی بر اثر مرور زمان و درک شرایط و شناخت بیشتر علایق خود را به دست می آورند ، به تحصیل در رشته های انسانی علاقه مند می شوند. اما همین افراد وقتی در مرحله انتخاب رشته های تحصیلی خود در مقطع آموزش و پرورش هستند به دلیل نداشتن استقلال فکری و قدرت انتخاب و بر اثر جبر جامعه جذب رشته های فنی ، ریاضی و تجربی می شوند. جواد فرخی زاده ، کارشناس ارشد رشته تحقیق و پژوهش در علوم اجتماعی با اشاره به این که در دوران تحصیل خود با معدل بالا علاقه مند به تحصیل در رشته های انسانی بوده ، می گوید: به خاطر اصرار اطرافیان و حتی مشاوران تحصیلی ، معلمان و مدیران مدارس و با وجود علاقه فراوان به تحصیل در رشته انسانی مجبور به تحصیل در علوم ریاضی شدم ؛ ولی پس از گرفتن دیپلم و در حالی که احساس می کردم 4 سال از عمرم در رشته ریاضی تلف شده در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه ادامه تحصیل دادم و اکنون از انتخاب خود بسیار راضی ام.
جامعه ای اشباع از پزشک و مهندس
معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش تهران هم دراین باره می گوید: هم اکنون با جامعه ای مواجه هستیم که پر از پزشکان و مهندسان زبردست و خالی از برنامه ریز و اقتصاددان و جامعه شناس صاحبنظر و زبده است و این وضعیت به رشد آسیبهای اجتماعی و اقتصادی دامن می زند. به گفته وی ، نخبگان و دانش آموزان با بهره هوشی بالا به علت فضای موجود در جامعه به رشته های پزشکی و مهندسی جذب می شوند و این مساله آفتی بزرگ در نظام آموزشی ایران است . در حال حاضر ، با وجود تمام برنامه های آموزش و پرورش برای آموزش از راه دور ، گسترش تحقیق و پژوهش و الکترونیکی کردن آموزش که در برنامه ها و طرحهای آموزشی عنوان می شود ؛ برنامه جدی و اراده ای هدفمند برای توجه بیشتر به علوم انسانی و اجتماعی در هیچکدام از مسوولان آموزش و پرورش و برنامه های آنها وجود ندارد و مهمتر از آن افکار عمومی نیز هنوز به اهمیت این رشته پی نبرده است. گرچه معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش تهران شکل گیری مدارس «فرهنگ» را عاملی مهم برای گسترش نقش علوم انسانی در جامعه می داند.