در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطعا این رفتارها در دو عامل روانی و اجتماعی ریشه دارند. بیشک همه انسانها به انتقام و خشونت میاندیشند اما فقط بعضی از آنها پندار خود را به کردار تبدیل میکنند. این اتفاق زمانی رخ میدهد که شرایط فرهنگی حاکم بر فرد و همچنین ویژگیهای روانی شخص به او اجازه چنین کاری را بدهد. به همین دلیل است که چنین قتلهایی در شهرهای کوچک یا خانوادههای منسجم که باورهای خشک و غیرمنعطفی دارند بیشتر دیده میشود. وقتی باوری حاکم شود که طلاق را گناه کبیره میپندارد قطعا زن در صورت بروز اختلاف خانوادگی نمیتواند متارکه کند و در شرایطی به زندگی ادامه میدهد که احتمال لغزش وی وجود دارد و در نهایت چنین روندی به ارتکاب قتل منتهی میشود. همین قاعده درباره مردان نیز صادق است اما جامعه نسبت به خیانت مردان حساسیت کمتری دارد.
علاوه بر این گاه افراد به دلیل ترس از به خطر افتادن آبرویشان دست به قتل میزنند و در واقع سعی میکنند با این کار به عقیده خودشان لکه ننگ را پاک کنند و حیثیتی دوباره به دست بیاورند. هرچقدر کنترل اجتماعی شدیدتر و فشارهای وارده بر فرد بیشتر باشد احتمال وقوع این اتفاق هم شدت مییابد. اگرچه طلاق به هیچ عنوان پسندیده نیست اما قطعا از گرفتن جان انسانی دیگر بهتر و راهحلی منطقیتر است، بنابراین باید این آموزش به زوجها ارائه شود که زندگی مشترک فقط تا جایی قابل دوام است که طرفین به نفرت، خشونت و خیانت نرسیدهاند اما آنچه که از همه این مطالب مهمتر است رواج دادن باورهای مذهبی در جامعه است، چراکه هرچه باور مذهبی قویتر باشد خودکنترلی بیشتر میشود و فرد نه به سمت خیانت میرود و نه اجازه میدهد اسیر سوءظن شود. این نکته از آن نظر اهمیت مییابد که بسیاری از قتلهایی که به ظاهر به خاطر خیانت اتفاق افتاده هیچ اساسی نداشته و در واقع به دلیل شکی غیرموجه به این نقطه رسیده است.
داریوش محمودی ـ آسیبشناس اجتماعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: