یک گوشه‌ دنج روی زمین

روزهای اول آشنایی، دنبال شباهت‌هایمان گشتیم. آنچه من دوست دارم و تو دوست داری‌‌هایمان را فهرست کردیم. از رنگ مورد علاقه تا غذای دلخواه. این‌که چه کتاب‌هایی می‌خوانیم، چه تفریحاتی می‌کنیم و چقدر برنامه‌های‌مان برای زندگی به هم شبیه است.
کد خبر: ۵۳۷۷۵۸

روزهای اول رفتن به زیر سقف مشترک، هر کدام سعی می‌کردیم خودمان را به یکدیگر شبیه‌تر نشان دهیم و به این ترتیب، یک تائید محکم و استوار بگیریم که درست انتخاب کرده‌ایم و حتما خوشبخت می‌شویم!

اما کم‌کم خسته شدیم، دیگر خیلی مهم نبود که هر دو قورمه سبزی را ترش می‌خوریم و رنگ آبی را به دیگر رنگ‌ها ترجیح می‌دهیم، زندگی جدی شده بود. از صبح که چشم می‌گشودیم، یکدیگر را می‌دیدیم و تا آخر شب حتی اگر کنار هم نبودیم اما این «ما» ی تازه شکل گرفته کنارمان بود و بر تصمیم‌ها، تفریح‌ها، شادی‌ها، حساب بانکی و حتی دیدار والدین‌مان هم تاثیر می‌گذاشت. هیچ کدام فکر نمی‌کردیم که «بله»​ زمان عقد تا این حد بر تمام زندگی‌مان سایه افکند. حالا ما مانده بودیم و یک دنیا تفاوت که نمی‌دانستیم از کجا سر و کله‌شان پیدا شد.

من همان دخترک عاشق کفش‌های تق‌تقی صورتی بودم که حالا بزرگ شده و تو همان پسرک عشق فوتبال با کتانی‌های گِلی که حالا مردی شده. هر روز که می‌گذشت احساس می‌کردیم زبان هم را کمتر متوجه می‌شویم و گاهی دلمان می‌خواست یک مترجم داشتیم تا منظورمان را به هم بفهماند. دیگر زبان مادری هر دوی‌مان​ کم آورده بود از دست سوءتفاهم‌های دست و پا گیر.شنیده بودم مردان مریخی‌اند و زنان ونوسی، اما نمی‌دانستم چگونه از سیاره‌ خودم به سیاره‌ تو بیایم. برایم مهم نبود که می‌گویند ما زن‌ها به جزئیات توجه می‌کنیم و شما مردها کلی نگرید.

ما برای خالی شدن از احساسات منفی، نیاز داریم حرف بزنیم و شما برای دور شدن از خستگی روزانه، می‌خواهید نشنوید.

ما دوست داریم عشق و علاقه را با زبان بیان کنیم و با زبان هم بشنویم، اما شما دوست دارید عملی محبت​تان را ابراز کنید.

اینها برایم مهم نبود، من دنبال نقطه‌ای در زمین می‌گشتم، یک چاردیواری ساده​ که با هم زندگی کنیم، با همه‌ تفاوت‌ها. تو هم چنین احساسی داشتی، برای همین توانستیم زبان مشترک خودمان را پیدا کنیم.

توانستیم متفاوت باشیم و این تفاوت را به پای اختلاف نگذاریم.

فهمیدیم یکی شدن در همه چیز​ اشتباه است. نمی‌توان انتظار داشت هر چه من دوست دارم، تو همان را به همان اندازه دوست داشته باشی.

دنبال آن نبودیم که یک نگاه داشته باشیم و از نگاه‌های متفاوت هم لذت بردیم. سلیقه‌ها، رویاها و انتخاب‌هایمان را بدون ترس از همدیگر​ بیان کردیم تا پرواز کنیم، اما فراموشمان نشد همسفریم. ما توانستیم یک گوشه‌دنج در زمین پیدا کنیم و از مریخ و ونوس‌هایمان به آنجا بیاییم و یکدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

ندا داودی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها