پیامک یا سوپاپ اطمینان

از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان تازگی‌ها از نظر فهم مسائل افت شدیدی پیدا کرده‌ایم،‌ دست خودمان هم نیست، آنقدر از چهار طرف تحت فشارمان گذاشته‌اند که از بیخ و بن خنگ شده‌ایم! مثلاً تازگی‌ها نمی‌فهمیم چرا هرچه گرفتاری و مشکلاتمان بیشتر می‌شود، ما ملت همیشه صبور به‌جای این‌که کاری در جهت رفع این مشکلات انجام دهیم، یک گوشه می‌‌نشینیم و تنها کارمان خواندن پیامک و ارسال آن به سایر دوستان است! بگذریم.
کد خبر: ۵۳۴۹۹۸
پیامک یا سوپاپ اطمینان

عرضم به حضورتان که چندوقت پیش یکی از دوستان، پیامکی فلسفی برای ما فرستاده بود که فهم آن در توان ما نبود و در نهایت بعد از کلی فکرکردن و کلنجار رفتن با آن نفهمیدیم چطور شد یک پیامک خالی برای دوستمان ارسال کردیم ـ حمل بر خودستایی نباشد.

ما به تکنولوژی روز تسلط کامل داریم! ـ چند ساعت بعد دوست ما جواب داد: «دنیایی از حرف‌های نگفته... مرسی!» یعنی جسارت که نباشد یک‌ آدم سالم هم...​ بگذریم.

راستش را بخواهید ما اساساً با پیامک مشکل داریم و الان هم مانده‌ایم این مشکل را چطوری مطرح کنیم که خدای نکرده به کسی برنخورد.

بگذریم، همان‌گونه که مستحضرید پیامک‌ها به اندازه رشته‌های​ دانشگاهی شاخه‌های مختلفی دارند ـ که الحمدلله در تمام شاخه‌ها فعالیم! ـ یکی از این شاخه‌ها باعث‌شده الان یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ملت ما این باشد که نمی‌دانند موبایل ‌‌هایشان را کجا قایم کنند تا خدای نکرده کسی دستش به آن نرسد و با خواندن پیامک‌های نسبتاً بی‌ادبانه آن...

بگذریم، شاخه دوم پیامک‌هایی هستند که متاسفانه برای شخصیت‌های بزرگ علمی و فرهنگی این مرز و بوم می‌سازند (خرچ، خرچ، خرچ، صدای دهان دکتر... هنگام خوردن خیار، البته این مودبانه‌ترین پیامک در این زمینه بود.)

شاخه سوم پیامک‌هایی تجاری است که وقت و بی‌وقت ـ حتی نصفه شب ـ یکی، دو متر ما را از جا می‌پراند و بعد... (حراج پاییزه با 99 درصد تخفیف!)

شاخه چهارم پیامک‌هایی هستند که رسماً سر ما... مثلاً پیامک‌های فروش خبر که با مبلغ ـ ناچیز ـ 50 تومان برای هر پیامک از آخرین اخبار روز خبردار می‌شویم! (همین 50 تومان ناقابل را در تعداد پیامک‌هایی که برایمان ارسال می‌کنند ضرب کنید تا به یک عدد نجومی برسید).

شاخه پنجم پیامک‌های همین اپراتورهای تلفن همراه است، آنقدر پیامک می‌فرستد که یکی از دوستان می‌گفت: «الان نیم ساعته شرکت... پیامک نفرستاده دلم داره شور می‌زنه».

شاخه ششم پیامک‌هایی هستند که با اقوام مختلف... (چون همه اقوام برای ما محترمند از ذکر نمونه این پیامک‌ها معذوریم، (راستی به نظر شما در زمینه ارسال پیامک به آموزش نیاز داریم؟)‌

تا به حال دقت کرده‌اید به بهانه همین پیامک‌ها تا چه اندازه نسبت به اوضاع پیرامون‌مان منفعل و بی‌تفاوت شده‌ایم، مثلا مرغ که گران می‌شود پیامک می‌فرستیم (رانندگان ماشین‌های حمل مرغ به جلیقه‌های ضدگلوله مجهز شدند!) و کلی می‌خندیم.

ارزان که می‌شود، پیامک می‌فرستیم و باز کلی می‌خندیم (خواستیم ببینیم حواستان هست! این روزها چیزی ارزان نمی‌شود) ماست و شیر هم که گران شد باز کارمان همین بود... الان به جایی رسیده‌ایم که اگر بگویند مثلا ‌گوشت‌شده کیلویی صد هزار تومان تنها کاری که می‌کنیم این است که جوک‌های بیشتری می‌فرستیم و باز می‌خندیم...

بگذریم، اما گمان می‌کنیم اگر به همین منوال پیش برویم وضعمان از اینی که هست بدتر می‌شود، البته زبانمان لال قصدمان این نیست که حرکتی، طرحی، برنامه‌ای، چیزی داشته باشید که این جور کارها برای ما و شما با این همه مشغله و گرفتاری دور از انصاف است! اما حداقل دیگر پیامک ندهیم تا فردا اگر از ما پرسیدند چرا کاری نکردیم، بتوانیم جوری وانمود کنیم که از چیزی خبر نداریم و طبق معمول فقط تعجب کنیم.

مهیار عربی - جام‌جم

newsQrCode
برچسب ها: اقوام
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها