هر کارگردانی علاوه بر حس و نظر خودش درباره اجرا شاهد بازخورد بیرونی آن در میان مخاطبان هم هست. به نظر خودتان مخاطبان از دیدن نمایش «کابوس وقتی کاپوچینو تمام میشود» چه بود؟
از نظر یک کارگردان همیشه جا برای بهتر شدن اجرا وجود دارد. در جشنواره هم طبعا بهدلیل عجلهای که برای اجرا وجود دارد آدم همیشه به این فکر میکند که میتوانسته اجرای بهتری داشته باشد. درباره مخاطبان هم نمیتوان بهواسطه دیدن کار در جشنواره نظری داد. چون تعداد اجراها محدود است و نمیتوان به جمعبندی دقیقی رسید.
با همه مشکلاتی که در اجرای آثار جشنواره وجود دارد باز هم راهیابی به آن برای گروهها فرصت مغتنمی است. چرا؟
چون هر چه باشد و هر قدر مشکل سر راه ما باشد باز فرصتی است تا گروهمان دیده شود و بتوانیم در کنار دیگر گروهها آثارمان را نمایش دهیم. اما نکتهای که دوست دارم درباره آن حرف بزنم مرحله انتخاب آثار جشنواره است. به نظرم این بخش مهمترین قسمت جشنواره و تجلیگاه آن است. البته درباره این بخش همیشه حرف و سخنهای فراوانی وجود دارد و بسیاری به آن معترض میشوند.
بله مثلا برخی گروهها میگویند که در انتخاب آثار صحنهای بیشتر آثار استان تهران انتخاب میشود.
اکبرنژاد: به ازای هر استان یک نوع تئاتر خاص خودش را داریم. این درست نیست که تئاتر را به تهران و شهرستان دستهبندی کنیم. این نگاه درستی به جشنوارههای روز کشور نیست
من با این نگاهها موافق نیستم؛ چون در زمان حاضر بخش مناطق هم در تئاتر فعال است و همه گروههای استانی میتوانند با شرکت در این بخش به جشنواره بیایند. همین موضوع حضورکارهای استانی را در جشنواره راحتتر هم کرده است. به نظر من معضل اصلی نوع نگاههای ماست. دلیلی ندارد تئاتر را به دو دسته تهران و شهرستان دستهبندی کنیم. ما تئاتر تهران، تئاتر فارس، تئاتر کردستان و... داریم. یعنی به ازای هر استان یک نوع تئاتر خاص خودش را داریم. این درست نیست که تئاتر را به تهران و شهرستان دستهبندی کنیم. این نگاه درستی به جشنوارههای روز کشور نیست ما در استانها مشکل نگاههای محدود مدیریتی را داریم که بسته و محدود شده است. بهتر است هر چه زودتر این نگاه را اصلاح کنیم.
به نظر شما مهمترین معضل جشنواره امسال چه بود؟
از لحاظ سختافزاری در تئاتر خیلی مشکل داریم. سالنها پاسخگوی میزان مخاطبان نیست. هر کس بهعنوان مخاطب یک بار بیاید و نتواند راحت به تماشای کار بنشیند دفعات امکان آمدنش کمتر میشود. فکر میکنم برای داشتن مخاطب در تئاتر ابتدا باید این مشکلات را برطرف کنیم. تا زمانی که نتوانیم سالنها و امکانات را به استانداردهای لازم برسانیم و مشکلات سختافزاری را برطرف کنیم نباید از مخاطبمان انتظار علاقه همیشگی برای حضور در سالنها را داشته باشیم.
مشکل دیگر هم همین مسالهای است که در جریان برگزاری جشنواره هم با آن روبهرو بودیم. در تهران که شرایط از همه استانها بهتر است سالنها ظرفیتشان پر میشود و مخاطبان بسیاری بیرون پشت در میمانند. در این شرایط چگونه میتوان از مردم توقع داشت که مخاطب همیشگی تئاتر باشند؟
یعنی شما میگویید آثار تئاتری مشکل اساسی ندارند و مساله اصلی کمبودهای سختافزاری است؟
نه من معتقدم آثار ما به لحاظ کیفی هم به استانداردهایی که باید نرسیدهاند و مسئولان میتوانند با کمک کارشناسان و استادان خوب تئاتر مشکلات این هنر را در تمام کشور و نه فقط تهران پیدا کرده و بهدنبال راهحلی برای آنها باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم