در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بیت سرآغاز سرودهای بود که در توصیف کوه و با مضمون پایداری و سرافرازی ساخته بودم و استاد فقید محمد بیگلریپور آن را پسندیده بود و براساس آن پوئمسمفونی کوه را نوشت.
پس از دوره اول بیماری و بهتر شدن حالش، از من خواست چند بند دیگر برای بخشهای دوم، سوم و چهارم سمفونی بسازم و اشاره کرد که مجالی نداریم.
من این اشاره را دریافتم، اما نمیخواستم باور کنم و به حساب شتابهای معمول در همکاری با اهل هنر گذاشتم. با این حال خیلی زود چند بند را آماده کردم و به ایشان دادم که اتفاقا بسیار مقبولشان افتاد و با شور و شوقی شگفت، خبر داد که بزودی نوشتن کار سمفونی «کوه» تمام میشود و تا فرارسیدن جشنهای پیروزی انقلاب برای اجرای زنده و باشکوه آماده خواهد بود.
پیش از این نیز در چند اثر دیگر با این هنرمند بزرگ همکاری داشتم، از جمله در سرودن کلام سمفونی انقلاب. انصافا تواضع و بزرگی در رفتار و گفتار او بهگونهای بود که احساس دوستی و برادری، فضای همکاری را دلنشین میساخت.
در سفر عمره دو سال پیش با جمعی از هنرمندان شاعر و موسیقیدان و از جمله با استاد محمد بیگلریپور همسفر بودم، این نکته را از رفتار او آموختم که هرگاه در میان جمع بود، سرزنده و خندهرو و شادمان حرف میزد، اما چند بار که او را در تنهایی در حال زیارت یا قرائت قرآن و ادعیه دیدم، اشک میریخت و حالت حزن و اندوه داشت. هنر موسیقی و تجربه سالیان تعلیم و تعلم و رهبری ارکستر و مسئولیتهای فرهنگی و هنری و کارنامه پربار او در آفرینش آثار ماندگار، با آن که گنجینهای بیبدیل است تمام رهآورد زندگی استاد نیست، صفای باطن و منش انسانی آن بزرگمرد برای کسانی که از نزدیک او را میشناختند چنان ارزشمند و مغتنم است که نه به وصف میآید و نه جایگزینی دارد.
اسماعیل امینی / شاعر و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: