بعد از ثبت تار ایرانی به اسم آذربایجان در اجلاس ثبت میراث معنوی در آذر ماه بسیاری از اهالی موسیقی ایران شما را که به عنوان نماینده کشورمان در این اجلاس حضور داشتید مورد انتقاد قرار دادند که توجه لازم را به این موضوع نداشتید، آیا واقعا اینطور بود یا نه شما کاردیگری نمیتوانستید انجام دهید؟
متاسفانه من هم شنیدم اما لازم است به این نکته اشاره کنم که بنده جزو 60 مدرس بینالمللی در حوزه میراث معنوی هستم و دکترای زبانشناسی دارم و هنر موسیقی هم یکی از دغدغههای ذهنی من است. من حدود 20 سال است که تار و سه تار مینوازم و در واقع شاگردی میکنم. بنابراین اینگونه نیست که نماینده ایران در یونسکو فردی خالی از ذهن باشد. ولی مسالهای که دوستان به آن توجهی نکردند، این است که ایران به عنوان کشور ناظر در جلسات شرکت میکند. به این معنا که 143 کشور عضو هستند که از این تعداد 22 کشور عضو این کمیتهاند و این 22 عضو، پروندهها را در یونسکو بررسی میکنند و ما فقط ناظر هستیم.
بنابراین نمیشد کاردیگری کرد؟
به دلیل انقباضاتی که در یونسکو وجود دارد از جنبه مالی و پرسنلی علی الحساب هر کشور یک سهمیه برای ثبت دارد. مورد دوم اینکه در حوزه میراث فرهنگی ناملموس ما پنج زیرحوزه داریم که شامل سنن شفاهی، هنرهای اجرایی، دانش سنتی، مهارت در ساخت صنایعدستی و آیینها و آداب و رسوم میشود و در زیر بخش هرکدام از اینها بسیاری مصداق وجود دارد. شما اگر به این دو مورد توجه کنید، متوجه میشوید که با سهمیه ارائه یک پرونده در سال باید به همه این حوزهها توجه داشته باشید از سوی دیگر پروندههای ما نمیتوانند پروندههای فراگیر باشند، یعنی ما نمیتوانیم کشکول بدهیم دست خارجیها، بنابراین در هر پرونده ناچاریم بسیار محدود عمــل کنیم و فقط یک مصداق یا مجموعه مصداق را که حول یک محورمی چرخند رویش کار میکنیم.
نکته بعدی این است که اگر کشوری مقولهای را در حوزه میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرد این حق از کشور دیگر سلب نمیشود که همان میراث را ثبت نکند. یعنی اینکه اگر آذربایجان تار را به اسم خودش ثبت کرده این حق تا ابد برای جمهوری اسلامی محفوظ است تار خود را ثبت کند و این برخلاف میراث جهانی است. در بحث میراث جهانی اگر کشوری یک بنا یا محوطه تاریخی را ثبت بکند، کشور دیگر نمیتواند آن را به ثبت برساند. مورد بعدی این است که در حوزه میراث ناملموس ما بحثی در مقوله قدمت، اصالت، کمال و مالکیت نداریم ما نمیتوانیم برای دنیا مدعی شویم که تار فقط مال ماست. آنها حق ثبت نداشتند این هم به این دلیل است که میراث فرهنگی ناملموس مرز نمیشناسد. از یک مرکزیتی شروع میکند و بتدریج در سراسر جهان خودش را گسترش میدهد. در واقع در حوزه میراث فرهنگی ناملموس به کل پیکره میراث بشری توجه میشود. من قیاس میکنم با اعضای بدن یک انسان و همانطور که چشم، گوش، قلب، دست، بدن و... پیکره انسان را تشکیل میدهد هرکدام از این میراثها که ثبت میشود یک قطعه از این پازل را تکمیل میکند و در جای خودش مغتنم و محترم است.
اما موسیقیدانان بر این باورند که خاستگاه تار، ایران است و نباید به نام آذربایجان ثبت میشد؟
بله شکی در این نیست اما باید بگویم هنگام ثبت ردیف موسیقی دستگاهی ایران در سال 2009 در یونسکو عنوان شد که مجموع ردیفهای موسیقی با سازهایی چون تار، کمانچه، نی و سنتور اجرا میشود، بنابراین همان زمان این ساز در پرونده مربوط به ردیف به نام ایران ثبت شد. از سوی دیگر نباید از یاد ببریم که در حوزه میراث معنوی و ناملموس، ادعا یا رقابتی وجود ندارد، بنابراین اگر مدعی هستیم ساز تار متعلق به ایران است و تاریخچه چند صد هزارساله دارد، باید به این مسائل نیز دقت کنیم. از همینرو همان اندازه که ایرانیان درباره ساز تار حق دارند، کشور آذربایجان هم حق دارد که ساز آذری را به نام خود در یونسکو ثبت کند. حال ممکن است برخی معتقد باشند ساز تار تاریخچهای ایرانی دارد اما باید توجه کرد که این ساز با تغییراتی طی نسلهای مختلف در آذربایجان وجود داشته و در حال حاضر آموزش این ساز و ساخت آن درآن کشور هم وجود دارد. بنابراین آنچه در اجلاس هفتم اتفاق افتاد، ثبت تار آذری بود.
بگذارید مثالی دیگر بزنم. در پرونده نوروز هم هیچکدام از این کشورها نپذیرفتند که نوروز برای ایران است اما ما با استناد به اینکه نوروز کلمهای ایرانی وآیین مشترکی است در واقع به جهان ثابت کردیم کشور ما هم در کشورهای دیگر نفوذ دارد. بنابراین مبحث اصالت، قدمت، مالکیت و اصولا مبحث رقابت و اینکه بگوییم میراث من کاملتر است یا بهتر است، اصلا در یونسکو موضوعی ندارد. در واقع کاری نبوده است که بتوان انجام داد، یعنی اینکه گفته میشود ما باید اعتراض میکردیم و جلویش را میگرفتیم اصلا چنین رویهای نیست، ضمن اینکه ما کشور ناظر بودیم و عضو کشورهای ناظر حق شرکت در مباحث کمیته را ندارند.
عضو کمیته و عضو ناظر چگونه انتخاب میشود؟
هر چهار سال دوره عضویت در کمیته به اتمام میرسد و کشورهای دیگر جایگزین میشوند. ما تا سال گذشته یعنی ششمین اجلاس که در بالی اندونزی برگزار شد، عضو کمیته بودیم اما امسال نقش ناظر را داشتیم.
چه زمان میتوانیم دوباره عضو کمیته باشیم؟
فکر میکنم ما بتوانیم از سال آینده شروع کنیم. روال به این شکل است که اعضای کمیته درست است که هر کدام دوره عضویتشان چهار ساله است اما طوری ساماندهی شدندکه تجدید اعضا هر دو سال یکبار اتفاق میافتد، یعنی کشوری مثل ما که از حوزه آسیا چهار سالش تمام میشود، کنار میرود اما سال آینده دو تا کشور تاآنجا که اطلاع دارم، اندونزی و ژاپن چهار سالشان تمام میشود و ما میتوانیم جایگزین آنها شویم.
سال آینده اعلام شده که کشور آذربایجان میزبان هشتمین اجلاس میراث ناملموس خواهد بود. براساس چه معیارهایی کشور میزبان انتخاب میشود؟
هر کشوری که تمایل دارد از یکی دو سال قبل اعلام آمادگی میکند و مدارک خود را برای اثبات تواناییهای برگزاری این اجلاس در کشورش ارائه میکند.
ایران آمادگی خود را برای میزبانی اعلام نکرده است؟
خیر. کار سختی است به هر حال باید شرایط آ ماده باشد.
مگر چه شرایطی باید فراهم شود؟
برای اینکه شما میزبان این اجلاس شوید، باید بتوانید اسکان حدود 500 مهمان خارجی را به مدت ده روز فراهم کنید و سایرامکانات و خدماتی را که مورد نیاز است، پیشبینی کنید.
یعنی ایران حتی درخواست میزبانی را هم نداده است؟
به هرحال بجز امکانات، توانایی چرخاندن جلسات نیز مهم است.
یعنی ایران با این همه پیشینه فرهنگی و تاریخی تواناییاش کمتر از آذربایجان است که این کشور برای میزبانی اعلام آمادگی کرده است؟
البته آذربایجان هم ادعا کرده است. امسال کشور گراناداهم ادعای میزبانی کرده بودامـــــــا نتوانست از عهده اش برآید واعلام کرد که بودجهاش نمیرسد برای همین هفتمین اجلاس در پاریس برگزار شد.
وقتی ایران اجلاس غیر متعهدها را برگزار میکند، چرا نباید برای برگزاری اجلاس میراث معنوی یونسکو توانایی داشته باشد؟
پرمون: میراث ناملموس از نظر ما ایرانیان یک مفهوم مذهبی و اسلامی هم دارد که کشورهای دیگر اصلا به آن نمیپردازند به همین دلیل شورای سیاستگذاری ثبت تصمیمی که میگیرد این است که در میان پـــروندهها هر چند وقت یکبار با تاکید خاص به میراث اسلامی وارد شویم
البته بنده فقط به عنوان نماینده کشورو متخصص در این اجلاس حضور دارم و صلاحیتی برای اظهار نظر در این باره ندارم. در واقع تصمیمگیری کلان کشور به عهده کسان دیگری است. منظور من این نبود که توانایی این کار را نداریم، بلکه سازمان باید همه آمادگیها را در سطح کلان مملکتی بسنجد تا به نتیجه برسد. به هر حال پروسه طولانی دارد، اگر بخواهیم برای میزبانی اقدام کنیم باید از دو سال قبل درخواست بدهیم. همچنین برای گرداندن جلسه و میزبانی باید عضو کمیته باشیم اما ما الان ناظریم. به هر حال میراث ناملموس مراسم دارد و با توجه به شئونات اسلامی که کشور ما به آن معتقد است برخی از مراسم ها در حاشیه این اجلاسها با باورها و اعتقادات دینی ما نمیخواند. مسلما کشور ما توانایی دارد، ولی در حاشیه این اجلاسها مسائلی در جریان است که اجازه دادن به آنها و نگاه کردن به آنها باید متناسب با شئوناتی باشد که کشور ما به آنها معتقد است.
ساختار سازمانی اجلاس میراث ناملموس چگونه تعریف شده است؟
اجلاس یک مجمع عمومی دارد و یک کمیته بینالدول که این کمیته مرکب از 22 عضو است و میتواند تا 24 عضو هم افزایش پیدا کند. نوع عضویت در کمیته براساس معیار توزیـــع جغرافیایی بین گروههای ششگانه یونسکو است. در واقع از هر گروه باید یک تعداد کشور حضور داشته باشند. این گروههای جغرافیایی شامل آسیا و اقیانوسیه، کشورهای عربی، کشورهای آفریقایی در دو گروه، اروپا و آمریکا بویژه آمریکای مرکزی و حوزه لاتین و کارائیب است که ایران جزو آسیا و اقیانوسیه است.
اعضای این کمیتهها هر چهار سال تغییر میکند؟
زمانی که عضوگیری در دور اول آغاز شد، یک سری از کشورها چهار ساله و یک سری از کشورها دو ساله انتخاب شدند.
یعنی انتخابات خاصی صورت میگیرد؟
بله، کشورها باید آمادگی خودشان را اعلام کنند و در گروه خودشان جلب حمایت کنند و این گروه آنها را برای اجلاس میفرستند. مثلا درجریان عضویتمان در کمیته موفقیت بزرگی را کسب کردیم، یعنی به نفع ما مجموع قوانین و مقررات را تعلیق کردند. قرار بود خرداد دورهمان تمام شده باشد، اما حدود شش ماه مقررات را تعلیق کردند و کشور ایران عضو دو ارگان فرعی در اجلاس سال 2012 شد، یعنی ما خوش سابقه هستیم در این زمینه. ثانیا چهارمین مرکز مطالعات میراث معنوی آسیای غربی که در تهران ایجاد شد این امکان را برای کشور فراهم کرده تا از الان به بعد در تمام اجلاسهای میراث معنوی حتی اگر کشورمان جزو ناظرها باشد یک میز برای مرکز ناملموس تهران وجود داشته باشد و این اسم همیشه آنجا خواهد درخشید.
چه تعداد کشور عضو این مرکز شده اند؟
طبق بررسی و توافقاتی که انجام دادیم 25 کشور در آسیای مرکزی و غربی میتوانند فعالیت کنند و الان از کشورهای قزاقستان، تاجیکستان و بنگلادش البته بنگلادش هنوز جای بحث دارد از اینها نامه رسمی داریم که عضو شدند و کشورهای افغانستان، پاکستان، قرقیزستان، ارمنستان، ترکیه، آذربایجان و عراق با آنها صحبت شده و بزودی به ما خواهند پیوست و جریان عضوگیری در حال ادامه است.
وقتی میراث معنوی به ثبت میرسد چه الزاماتی برای حفظ آن بهوجود میآید؟
در این زمینه دو فهرست وجود دارد ؛یکی فهرست معرف و دیگری فهرست «نیازمند پاسداری فوری» است. در فهرست معرف، میراثی در آن ثبت میشود که این میراث پویاست و به زندگی خودش ادامه میدهد و معرف فرهنگ آن کشور است و نیاز چندانی به پاسداری فوری ندارد، اما میراث دوم میراث نیازمند پاسداری فوری است ،یعنی به نوعی در خطر است. کشورها زمانیکه میراثی را در خطر ثبت میکنند موظف میشوند در یک دوره چهار ساله آن را از وضع در خطر خارج کنند و در فهرست معرف قرار دهند، ضمن اینکه در فهرست معرف نیز به پاسداری خودشان ادامه میدهند تا زمینه را برای پویایی آن حفظ کنند.
از ده میراث معنوی که ازسوی ایران به ثبت رسیده چند تا در فهرست معرف بوده و چند تا در فهرست میراث در خطر؟
هشت تا از این آثار در فهرست معرف بوده و دو تا در خطر.
آثار در خطر کدامها بودند؟
نقالی وقصه گویی اجرایی ایرانی ودومی نیز دانش سنتی لنچسازی و دریانوردی در خلیج فارس است.
آیا این مساله که گفته میشود غیر از سهمیه ارائه یک پرونده، کشورها میتوانند آثار معنوی در خطر و مشترک را بدون آنکه جزو سهمیه به حساب بیاید پروندهاش را ارائه دهند صحت دارد؟
تا سال گذشته یعنی اجلاس ششم اینگونه بود، اما در خرداد امسال با پیوستن فلسطین به یونسکو، آمریکا بودجه 300 میلیون دلاری این سازمان را قطع کرد و این باعث شد که یونسکو با کمبود شدید مالی مواجه شود و حتی تعداد پرسنل آن هم با کاهش روبهرو شد و بهدلیل محدودیتهای مالی و پرسنلی، یونسکو به این نتیجه رسیده که سالی یک پرونده بیشتر ثبت نکند.
از ده اثری که از سوی ایران به ثبت رسیده فقط دو اثر در معرض خطر بوده است. آیا در انتخاب موضوعات پرونده بهتر نیست اولویت با ارائه پرونده آثاری باشدکه در معرض خطر قرار دارند یا مشترک با کشورهای مـــنطقه هستنــد؟ به هر حال پرونده قالیشویی اردهـــال که امسال به ثبت رسید در معرض خطر نبود و به نظر میرسید که این فرصت باید به آثار دیگری میدادیم؟
اولویتها را شورای ثبت تعیین میکند، اما دلیلی که باعث شد این پرونده انتخاب شود این بود که صاحبنظران و کسانی که در کشورمان فعالیت دارند به این اصل معتقدند که ما به جهانیان ثابت کنیم که میراث ناملموس از نظر ما ایرانیان یک مفهوم مذهبی و اسلامی هم دارد که کشورهای دیگر اصلا به آن نمیپردازند به همین دلیل شورای سیاستگذاری ثبت تصمیمی که میگیرد این است که در مـــــیان پـــروندهها هر چند وقت یکبار با تاکید خاص به میراث اسلامی وارد شویم، در این زمینه تعزیه یک پرونده کاملا مناسب بود. پرونده قالیشویی اردهال نیز با این ملاحظه نگاه شده، بنابراین ما با وجودی که میراثهای مشترکی رابا کشورهای دیگر در زمینههای معمول داریم در بحث اسلامی بودنمان خیلی تاکید داریم و خیلی دوست داریم این موردهم به جهانیان معرفی شود.
برای اجلاس بعدی پرونده موسیقی اقوام ایرانی در اولویت نخواهد بود؟
سال 2013 و هشتمین اجلاس میراث معنوی پرونده طب سنتی در اولویت ما خواهد بود. در 2014 باز ممکن است نوروز مدنظر باشد البته نمیتوانم بهطور قطع بگویم چون شورای عالی ثبت باید در موردش تصمیم بگیرد. ما اگر اعتقاد داریم ده هزار یا صد هزار میراث ناملموس داریم تا ابد حق ثبتش برایمان برقرار است.
کشورها از لحاظ پیشینه تاریخی و آثاری که دارند با هم یکسان نیستند و آیا نباید اجلاس میراث معنوی براساس تعداد میراث معنوی که کشورها دارند سهمیه آنها را برای ارائه پرونده تعیین کند تا عادلانه باشد؟
متاسفانه در یونسکو اصلا به این شیوه نگاه نمیشود. در واقع یونسکو میگوید شما از صفر شروع و هر سال یک اثر را ثبت کنید هر وقت آثار یک کشور ته کشید دیگر پرونده آنها تمام میشود و بعد سهمیه برای یک کشور دیگر ایجاد میشود به هر حال هیچ کشوری نمیگوید که من میراث ندارم و یونسکو هم ابزاری برای اندازهگیری ندارد.
در مورد آثاری که در معرض خطر هستند گفتید که اینها باید حفاظت شود تا بعد وارد فهرست معرفها شود ما برای دو پرونده لنچسازی دریایی و نقالی که در معرض خطر بودند بعد از ثبت چه اقدامات حفاظتی انجام دادیم؟
قرار است در کشورمان مراکزی را با همکاری سازمان میراث برای آموزش و اجرای نقالی و انواعش آماده کنیم.
یعنی از سالی که این اثر ثبت شد ایجاد این مراکز اتفاق نیفتاده است؟
خب این موضوع در دست بررسی است و باید مکانیابی شود که آیا میتوانیم از خانههای تاریخی و محوطههایی که در اختیار میراث است، استفاده کنیم؟ اینها را بنده پیشنهاد کردم و در معاونت میراث فرهنگی بررسی میشود. مورد بعدی اینکه چه حمایتی میخواهد از خود جامعه نقالان بشود. بحث اینکه اینها امید زندگیشان فراتر برود و بتوانند از این محلی که ارتزاق میکنندبه شیوه بهینه ارتزاق کنند و بتوانند شاگردهای جدید تربیت کنند و جامعه نقالان زیاد شود. در حوزه لنچسازی نیز بحثی در ارتباط با اینکه کارگاههای لنچسازی تعدادشان بیشتر شود و رونق پیدا کنند، کارهایی آغاز شده است. موضوعی را که به عهده من گذاشتند تا بررسی کنم این است که در سال 2013 دهمین سالگرد کنوانسیون میراث معنوی را داریم. در دهمین سالگرد همه کشورها موظف شدند که این روز را در کشورشان جشن بگیرند. در کشورمان هشت برنامه را معرفی کردم. یکی از این برنامهها تور دریای خلیج فارس با لنچ سنتی است و در حال برنامهریزی هستیم که وقتی توریستها سوار این لنچ دریایی شوند اصول دریانوردی با لنچ، مسیریابی کار با اسطرلاب و قطب نما را ببینند. مورد دومی که با خانه موسیقی ایران میخواهیم وارد مذاکره بشویم و برنامهریزی کنیم مسابقه سراسری ردیف موسیقی ایران است.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم