نهاییترین شکل تجسم سیاست دیرینه پاکستان در قبال افغانستان که از سوی سرفرماندهی ارتش در راولپندی هدایت میشود سرپا نگه داشتن و کمک به طالبان افغانستان و شیوه کسب امتیاز از دولت مورد حمایت غرب در کابل یا حتی به سقوط کشاندن آن است.
اما از چندی قبل نشانههای حسننیت پاکستان به شکل جدایی از بانفوذترین مقامات سابق طالبان و رفتن به سراغ رهبران غیر پشتون که سابقا اتحاد شمال را تشکیل میدادند بروز نموده است؛ سیاستی که به طور گسترده به عنوان چرخشی معنادار در سیاست پاکستان در قبال افغانستان تفسیر شده است.
سر منشأ چنین تغییرسیاستی را باید در راولپندی جستجو کرد که دولت غیرنظامی اسلامآباد نیز آن را محتاطانه دنبال میکند.
پاکستان که از سالها قبل درباره مشارکت رهبران طالبان در گفتوگوهای صلح برای حل مناقشه افغانستان از طریق یک راهحل سیاسی تردید یا آن را رد میکرد، اکنون در حال فشار به طالبان برای آشتی با دولت افغانستان و ارائه نقشه راه صلح تا سال 2015 است.
این تغییر نگرش ناگزیر این سوال را مطرح میکند که آیا چنین چرخشی واقعی است یا صرفا واکنش تاکتیکی اسلامآباد با توجه به شرایط به وجود آمده فعلی است؟
هرچند پاکستان برای اصلاح سیاست دیرینهاش در قبال افغانستان و خلاصی از دکترین عمق استراتژیک دلایل منطقی دارد، اما عوامل چندگانه دیگری نیز میتواند علت اتخاذ راهبرد جدید راولپندی درباره همسایهاش باشد.
اول: عقاید افراطگرایانه مذهبی که باعث جذب جوانان بیکار میشود اکنون در حال تاثیر روی سطوح زیرین ارتش پاکستان است.
گرچه این تاثیر مخرب هنوز تهدید ملموسی برای ارتش پاکستان نیست، اما اسلامآباد متوجه بروز نشانههای بیمارگونه و ریشهیابی مشکل گردیده است.
نگرانی ارتش بیشتر از این بابت است که با تداوم چنین گرایشاتی احتمالا اعضای خرابکار در بدنه نیروهای نظامی رسوخ و ثباتش را از درون تهدید خواهدکرد.
دوم: پاکستان از طریق مذاکرات استانبول چارچوبی منطقهای برای صلح ایجاد کرده است. به رغم سرسختی اسلامآباد در همکاری صادقانه، تشویق و ترغیبهای اخیر از جانب دولتهای منطقه پاکستان را متقاعد کرده است که فعالتر عمل کرده و شریک سازندهای در این تلاش باشد. تردید پاکستان در باره کار گروهی با همسایگانش همواره به طور گسترده ناشی از نگرانیها درباره نقش عمیق هند و رشد نفوذ این کشور در افغانستان بوده است.
اما در حال حاضر رشد بی اعتمادی میان راولپندی و طالبان افغانستان و تشدید شورشهای محلی جایگزین نگرانیها درباره هند شده است. افزایش شمار حملات طالبان به نیروهای امنیتی و تاسیسات نظامی پاکستان به همراه افزایش هشدارآمیز شمار تلفات ارتش و غیر نظامیان نهتنها پاکستان را دچار مشکل کرده، بلکه حکایت از آن دارد که رشته پیوند ارتش با طالبان چندان هم مثمرثمر نبوده است.
مهمتر از آن راولپندی اکنون نگران استان خیبر پختونخوا و تبدیل شدن جبهه شمالی به فضایی آزاد برای گروههای مختلف طالبان است که در حال حاضر با دیگر نیروهای ضددولتی علیه پاکستان متحد شدهاند.
با این همه دلایلی نیز وجود دارد که چنین چرخشی در سیاست پاکستان میتواند کوتاهمدت و تاکتیکی باشد.
نخست آنکه چندین حزب سیاسی پاکستان اکنون در حال حمایت از افراطگرایی و استفاده از فضای ذهنی جامعه برای جهاد هستند. اخیرا عمران خان رهبر حزب پیتیآی پاکستان ادعا کرد طالبان افغانستان در حال جهادی هستند که از نظر قانون اسلام توجیهپذیر است.
چنین اظهارات آشکار در حمایت از فعالیتهای جنایتکارانه نهتنها خطاست، بلکه الهام بخش ایدئولوژیهای خشن افراطی میشود و نیز باعث گمراهی جوانان بیسواد، بیکار وحساس پاکستان و ایجاد فضایی مناسب برای عضوگیری شورشیان از میان آنها میگردد.
ثانیا رسانهها در پاکستان به جای آنکه نیروی حامی صلح و ثبات در افغانستان باشند اغلب عکس آن عمل میکنند.
ثالثا حتی اگر تغییر رویه راولپندی حقیقت داشته باشد تاریخ روابط پاکستان و افغانستان مانعی بزرگ در قبول چنین چرخشی است.
تفکر پنهان حاکم بر راولپندی هنوز در پی رسیدن به اهداف سنتی از طریق شیوههای مختلف است.
اغلب افغانها نیز به اهداف پاکستان مشکوک و معتقدند راولپندی بعید است آنچه را در طول سالها در افغانستان به دست آورده رها کند، بویژه زمانی که نیروهای غربی در حال عقبنشینی از این کشورند.
هیچگونه چرخش مثبت در استراتژی پاکستان وجود نخواهد داشت مگر آنکه اسلامآباد صادقانه از فضای باز سیاسی در افغانستان حمایت کند.
بهرغم تماسهای اخیربا تعدادی از رهبران غیر پشتون، پاکستان هنوز هم به دنبال یک دولت منعطف در کابل و از طریق روابط محرمانه با طالبان است.
پاکستان برای غلبه بر جو وسیع بیاعتمادی در میان گروههای غیرپشتون باید بیشتر از اینها تلاش کند تا امکان تغییرات سیاسی فراهم شود.
با آنکه احتمالا درک سیاسی در راولپندی مبنی بر عدم توفیق استراتژی سابق بالا رفته است، اما نشانه ملموس کمی درباره تغییر سیاسی واقعی وجود دارد. به هر حال باید منتظر ماند و دید که حوادث در ماههای آینده چگونه رقم خواهد خورد. شاید یکی از آشکارترین نقاط ضعف نقشه راه صلح، نبود طرحهای احتیاطی در زمانی است که وقایع آنطور که پیشبینی شده پیش نرود.
کابل باید روند گفتوگوها را بدقت بررسی و در برابر پذیرش شرایطی که منافع پاکستان را به قیمت استقلال افغانستان ارجح بداند مقاومت کند. یک معامله صلح شتابزده و با ریسک بالا میتواند بالقوه امنیت مردم افغانستان را نادیده بگیرد.
فارین پالیسی - مترجم: ایرج جودت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم