Logo jame jam online for Site - SVG - Positive
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۵۲۸۹۷۸ ۱۸ دی ۱۳۹۱  |  ۱۹:۰۰

نسرین با تعجب نگاهی به مریم انداخت و گفت: چی رو پیدا کردی‌؟

‌ـ ‌یه بازی خوب.

نسرین که دلش می‌خواست هرچه زودتر اسم بازی را بفهمد، پرسید: اگه راست می‌گی بگوببینم چیه؟

مریم از جابلند شد و همان‌طور که صاف ایستاده بود بلند گفت: منچ و مار و پله.

نسرین وقتی متوجه شد چه بازی است خیلی خوشحال شد وگفت: آخ‌جون، چه بازی خوبیه، منم دوست دارم؛ از کجا آوردی؟

مریم برایش توضیح داد که چند وقت قبل پدرش آن را برایش خریده، اما خیلی کم با آن بازی کرده است و الان می‌توانند با هم بازی کنند و رفت از توی کمد خودش جعبه منچ را آورد و مشغول بازی شدند.

دخترهای خاله‌ها حسابی سرگرم بازی شده بودند و خیلی لذت می‌بردند. در همین موقع مریم احساس کرد که یک چیزی روی فرش و درست در نزدیکی آنها حرکت می‌کند. برای همین با دقت بیشتری نگاه کرد و دید که یک مورچه است. حشره کوچولو را به نسرین نشان داد و دوتایی چند لحظه‌ای نگاهش کردند و بعد از آن مریم گفت: چقدر بامزه راه می‌ره‌؛ حالا چکارش کنیم؟

نسرین که از این پرسش مریم تعجب کرده بود، گفت: یعنی چی؟

‌ـ ‌یعنی این‌که اون خیلی کوچیکه اگه اینجا بمونه ممکنه یه نفر بیاد و لهش کنه، باید کمکش کنیم.

نسرین در حالی که چشم از مورچه بر نمی‌داشت، گفت: راست می‌گی باید نجاتش بدیم؛ اما چه جوری؟

و در حالی که هر دو مواظب بودند مورچه گم نشود ساکت شدند و فکر کردند تا راهی برای نجاتش پیدا کنند. مریم گفت که بهتره از روی فرش آن را بردارند و ببرند و بیندازند توی باغچه و نسرین هم موافقت کرد، اما گفت: اون خیلی فسقلیه باید مواظب باشیم که دست و پاش کنده نشه؛ تازه مامانم گفته که مورچه‌ها چون همش روی زمین راه می‌رن، آلوده هستن نباید بهشون دست بزنیم.

مریم با تعجب پرسید: پس چه جوری اونو برداریم و ببریم تو باغچه؟

نسرین کمی فکر کرد و گفت: با یه دستمال کاغذی؛ اینجا دستمال داری؟

مریم بدون این‌که حرفی بزند فوری رفت و یک برگ دستمال کاغذی آورد و آن را سر راه مورچه قرار دادند و وقتی که جانور کوچک روی دستمال رفت آن را برداشتند و به حیاط بردند و داخل باغچه رهایش کردند.

دخترها با مورچه خداحافظی کردند و خوشحال از این‌که توانسته بودند کمکش کنند به اتاق برگشتند تا بازی‌شان را ادامه بدهند.

رضا بهنام

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
دیدار سینه‌سوختگان با مرادشان

دیدار سینه‌سوختگان با مرادشان

دیداری كه در 30 آبان 98 برگزار شد، توفیقی بود كه رفیق راه جمعی از یاران شد؛ جمعی از سینه‌ سوخته‌ ها، راویان و آفتاب‌ خورده‌های سرزمین‌های خونین دوران هشت سال دفاع مقدس كه به نمایندگی از همرزمان‌ شان به دیدار رهبر معظم انقلاب شتافتند.

جهاد همچنان باقی است

جهاد همچنان باقی است

چهلمین سال است که مردم ایران آغاز یک دفاع را جشن می‌گیرند. هرچند جنگ، تلخی و سختی و سیاهی دارد، اما آغاز دفاع‌مقدس از 31شهریور شروع فصل جدیدی از جهاد و ایستادگی بود که ثمره آن، امروز مصونیت‌بخشی نظام در ساحات مختلف است.

وقت‌کشی به نفع کرونا

وقت‌کشی به نفع کرونا

دیروز رئیس‌جمهور از احتمال بازگشت برخی محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا در بعضی از استان‌ها خبر داد و به نظر می‌رسد بعد از گذشت حدود سه هفته از آغاز موج سوم همه‌گیری کرونا در ایران، دولت بالاخره به فکر اجرای تدابیری سختگیرانه برای کنترل این موج افتاده است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر