به گزارش مهر، در این جنایت که صبح جمعه هفتم آبان 89 رخ داد، مرتضی توکلی تاجر شصت و چهار ساله همراه همسرش معصومه سی و شش ساله و دو فرزندشان علیرضا یازده ساله و عسل هفت ساله به طرز هولناکی در خانه ویلاییشان از پا درآمدند.
تیم جنایی پس از حضور در محل و تحقیقات تخصصی، دو کارگر ساختمانی به نامهای مرتضی و ابراهیم را به اتهام قتل شناسایی و دستگیر کردند. آنها نیز در بازجویی لب به اعتراف گشوده و به بیان جزئیات جنایت پرداختند.
مرتضی گفت: سه هفته قبل از قتل، همراه داییام ابراهیم در خانه مرد تاجر مشغول تعمیرات ساختمانی بودیم که با مشاهده وضع مالی صاحبخانه و به تصور اینکه پول و طلای زیادی در خانه دارند، نقشه سرقت را طراحی کردیم. از آنجا که میدانستیم مرد صاحبخانه حدود ساعت 6 صبح از خواب بیدار میشود، طبق نقشه با خودروی دایی ابراهیم خود را به محل جنایت رسانده و به بهانه برداشتن وسایل و ابزار بنایی، زنگ خانه را زدیم و پس از ورود به انباری داخل حیاط، در لحظهای مناسب با دسته کلنگ چند ضربه به سرش زده و با سیم برق خفهاش کردیم. پس از ورود به ساختمان نیز معصومه و سپس علیرضا و عسل را کشتیم.قضات دادگاه پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهمان و وکلایشان، ختم رسیدگی به پرونده را اعلام کرده و برای صدور حکم وارد شور شدند. آنها مرتضی را به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل به چهار بار قصاص در ملأعام و به اتهام سرقت به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.ابراهیم نیز به اتهام مشـــارکت در قتل علیرضا ـ پسر خانواده ـ به یک بار قصاص در ملأعام و به اتهام کمک به قتل مرتضی توکلی به حبس ابد، به اتهام معاونت در قتل عمد معصومه و عسل به 15 سال حبس تعزیری و به اتهام سرقت به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شد.
با اعتراض متهمان به حکم دادگاه، پرونده برای بررسی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد، اما در دیوان عالی کشور حکم مجازات مرتضی ـ عامل اصلی جنایت ـ تائید و حکم اعدام ابراهیم نقض شد.
با نقض حکم ابراهیم، پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه سه کیفری استان مازندران فرستاده شد. دایی و خواهرزاده در جلسه محاکمه اتهام قتل را به گردن یکدیگر انداختند و منکر دست داشتن در این جنایت شدند.
پس از آخرین دفاعیات متهمان، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم