با منوچهر عبدلی، رئیس اتحادیه صنایع‌دستی کشور

صنایع دستی فاقد استراتژی بلندمدت است

قرار است امسال بنابر هدفگذاری‌های انجام‌شده صادرات صنایع‌دستی به 5/1 میلیارد دلار برسد، اما به گفته رئیس اتحادیه صنایع‌دستی کشور، گزارش‌ها حاکی از آن است که افزایشی واقعی در تولید و صادرات رخ نداده است. وی بر این باور است که برای تقویت تولید و توسعه صادرات در حوزه صنایع دستی باید از تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای جلوگیری شود؛ به گفته وی در حدود 80 سالی که حوزه صنایع‌دستی بین 18، 19 سازمان، وزارتخانه و موسسه چرخیده تاکنون برای آن استراتژی بلندمدتی دیده نشده است و هر بار مدیری با یک برنامه و مدل در این بخش سیاستگذاری کرده که مقطعی بوده است. مشروح گفت‌وگو با منوچهر عبدلی را می‌خوانید.
کد خبر: ۵۲۷۴۰۳

بر برندسازی در صنایع‌دستی خیلی تاکید می‌شود، اما هنوز برندی که در بازار وجود داشته باشد و از آن به عنوان برند صنایع دستی ایران بتوان نام برد وجود ندارد. در این زمینه باید چه اقداماتی صورت گیرد؟

محصول صنایع‌دستی ما ذاتا دارای برند بوده و نشان جغرافیایی برایش در نظر گرفته شده است؛ مثلا سیرجان را همه به گلیم سیرجان می‌شناسند هرچند لوگو، آرم و تبلیغی پشت سرش نیست، اما ذات بسیاری از محصولات صنایع‌دستی ما برند را همراه خودش دارد، اما به لحاظ تعاریف امروزی که برای برند یک ساختار تعریف کنیم و آرم، رنگ و یک مدل بازاریابی برای آن برند داشته باشیم و در ثبت آن در حوزه کشورهای دیگر فعال‌شده باشیم، ضعف داریم. یک قسمت از این کار وظیفه بخش خصوصی است، اما قضیه بزرگ‌تر از این حرف‌هاست و دامنه زمانی‌اش بالاتر از این مقطعی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. بحث صنایع‌دستی که پیش می‌آید، برند و مالکیت معنوی آن برمی‌گردد به هزاران سالی که به‌وجود آمده؛ بنابراین متعلق به یک نسل نیست. یک قسمتی از اینها در بحث مالکیت معنوی مثل نشان‌ها، نقوش، رنگ و طرح از گذشته آمده و به آینده هم تعلق دارد و کسی نمی‌تواند آن را تصاحب کند و بگوید برای یک شرکت است. برای ثبت آن بخشی از کار به عهده دولت و بخشی به عهده تشکل‌ها و اتحادیه‌هاست تا منحصر به یک فرد نشود و فراگیر شود تا تبعیضی وجود نداشته باشد و منافعی که حاصل می‌شود به همه برسد، اما متاسفانه در این بخش ضعف داریم چون کارکردهایش را تعریف نکردیم و اداره مستقل این کار را در سازمان میراث نداریم که پیگیر این کار باشد و بودجه‌ای برای آن پیش‌بینی نشده است. ما برند ملی را در صنایع دستی نداریم و کسی هم تبلیغش نمی‌کند. بحث مالکیت معنوی در دنیا رصدکردن می‌خواهد. در حال حاضر، چین می‌گوید اسم یک دهکده در چین کاشان است و فرش را هم به اسم کاشان صادر می‌کند و ما نمی‌آییم برندها را حمایت و رصد کنیم. باید کارهای قانونی را از قبل انجام بدهیم تا پیمان‌های برن، ژنو و مادرید شامل ما بشود تا اگر کسی تخلف کرد، بتوانیم از آنها حفاظت کنیم. اینها یک فرآیند است و پیگیری کردن آن هزینه دارد، وکلای بین‌المللی می‌خواهد و پیگیری‌های دعاوی. بحث منفعت اقتصادی، یک طرف است و طرف دیگر پیشینه فرهنگی آن است که باید از آن حفاظت و حراست شود. به هر حال، چون این نقش و فرم طی سال‌ها شکل گرفته یک فرد یا شرکت نمی‌تواند این را به نام خودش کند، بنابراین باید جایی باشد که از آن حفاظت کند و باید ثبت شود تا کسی حق کپی‌کردن به نام خودش نداشته باشد پس فراتر از حوزه اقتصادی یک شرکت است و باید اتحادیه‌هایی که قدرت مالی دارند از یک طرف و دولت به عنوان پشتیبان حمایت و برنامه‌ریزی کند تا این دستاورد حفظ شود. چون این قضیه در 40، 50 سال اخیر رخ داده و ما در یک مرحله گذر هستیم. اگر به آن نپردازیم یک آسیب است و اگر رها کنیم فردا باید ده‌ها برابر هزینه کنیم که آیا بتوانیم آن چیزی که متعلق به جامعه ما بوده برگردانیم یا نتوانیم و اینجاست که قضیه حاد و جدی می‌شود.

اتحادیه چه حرکتی را در این زمینه آغاز کرده است؟

ما به بضاعت خودمان حرکت‌هایی را آغاز کردیم؛ اول، شناخت موضوع که در این زمینه مطالعه و جستجو کردیم که بحث مالکیت معنوی و بحث برند یک الزام در دنیای امروز است و در پیمان‌های بین‌المللی برای آن تعریف شده است، اما این بخش یک متولی می‌خواهد و متولی آن کجاست؟ ما ده‌سال نشده که در سازمان مالکیت معنوی ورود پیدا کردیم. سال 86 بود که مجلس رسما پذیرفت، ولی عملا چه کاری صورت گرفته است؟ ما یک سازمان مالکیت معنوی داریم که کار ثبت را انجام می‌دهد، اما چه کسی دنبالش است؟

بهترین متولی چه نهادی می‌تواند باشد؛ وزارت بازرگانی یا سازمان میراث فرهنگی؟

ترکیبی از این دو و نهادهای غیردولتی. یعنی در تمام دنیا ساختارها مشخص است؛ تشکل‌ها، اتحادیه‌ها و نهادهای مردم‌نهاد، اما دولت به عنوان خاص باید ورود پیداکند تا ترکیبی از اینها منافع را حفظ کند.

مراحل ثبت یک طرح و اثر چگونه است؟

به هر حال باید اسناد مربوط به پیشینه یک اثر برای آن که اثبات شود اثری مربوط به ایران است، تهیه شود. باید نشان دهیم این نقوش از کجا آمده و برای آن باید پیشینه باستان‌شناسی و پیشینه مدون و مکتوب‌شده پیدا کنیم تا مراحل و تغییراتی که در پروسه زمانی حاصل‌شده و این‌که تقدم‌ها چه هستند مشخص شود؛ مثلا اگر کشور همسایه مدعی اثری می‌شود ما باید اثبات کنیم که طرح‌های آن روی نقوش و مکتوبات‌مان یا روی بناهای‌مان حک شده و آثار باستان‌شناسی نشان می‌دهد پنج قرن پیش از آنچه شما مدعی هستید مال ما بوده؛ این مستندات را باید ارائه دهیم و بعد از تهیه این اسناد باید آن را در سازمان مالکیت معنوی ثبت کنید و بعد در سطح بین‌المللی و پیمان‌هایی که هست ارائه می‌شود تا اگر کسی اعتراضی داشت بیان کند؛ بعد از بررسی‌ها اگر تائید شد به اسم کشور ثبت می‌شود و منافعش به آن جامعه و به کسانی که فعالان آن بخش هستند، تعلق می‌گیرد و تقلید وکپی آن از سوی سایر کشورها ممنوع می‌شود. اتفاقا در حوزه صنایع‌دستی آنقدر که ما می‌توانیم مالکیت معنوی و نشان‌ها را ثبت کنیم در کل حوزه صنعت، بازرگانی و سایر قسمت‌ها نمی‌توانیم ثبت کنیم و صنایع دستی در این زمینه بسیار غنی است، اما متاسفانه از صنایع‌دستی در این زمینه غافل شدیم و برای موفق‌شدن در این زمینه به همکاری همه نهادها و برنامه‌ریزی و صرف بودجه مشخص نیاز است.

سازمان میراث حرکتی را در این زمینه آغاز کرده؟

خیر؛ البته تاکید می‌شود بخش‌های عمومی این حرکت را انجام دهند. ما دو بحث داریم؛ وظیفه دولت، حمایت، هدایت و نظارت است و بخش خصوصی هم عامل اجراست، یعنی تصدی و اینجا باید یک اتحادیه فعال و نهاد مردمی فعال و یک ساختار فعال بیاید و این کار را انجام دهد. یک سیاستگذاری در بخش صنایع‌دستی شده و بودجه‌ای دیده شده اما با توجه به این‌که صنایع‌دستی همیشه حاکمیتی و حمایتی بوده است و همان‌طور که نسبت به ابنیه تاریخی نمی‌توانیم بگوییم چون صرفه اقتصادی ندارد بگذاریم رها شود صنایع دستی هم همین‌طور است، نمی‌توانیم بگوییم بخش خصوصی باید هزینه کند. پس مالیات‌هایی که جامعه می‌دهد کجاست؟ این مالیات‌ها باید برای جایی صرف شود که بظاهر منفعت اقتصادی ندارد. حوزه صنایع‌دستی هم جزئی از آن است. ملت‌ها و شرکت‌ها برای چه مالیات می‌دهند؟ برای حفظ این دستاوردها و توسعه غیر از این مفهوم دیگری ندارد.

در این دوره از اجلاس داوری نشان بین‌الملل مرغوبیت صنایع‌دستی (مهر اصالت) یونسکو که 24 آبان ماه برگزار شد، 147 اثر صنایع‌دستی کشور موفق به دریافت این نشان شد. دریافت این نشان چه کمکی به بحث مالکیت معنوی و همچنین بازاریابی برای صادرات می‌کند؟

بحث یونسکو مدل تجاری نیست. تثبیت مهر اصالت یونسکو هم دوره‌ای دارد؛ دو تا پنج سال که دوباره باید تجدید شود. در واقع، گواهی می‌دهد که این کالا اصالت و کیفیت دارد، ولی در کنارش یک مدل تجاری می‌خواهد. ما 147 اثر را امسال ثبت کردیم چقدر دستاورد اقتصادی داشته است، چقدر برای آن برنامه‌ریزی کردیم که این کالاها وارد بازار شود و با آن مهر اصالت عرضه شود. این اقدامات کجاست؟ اینها ساختار می‌خواهد. صنایع دستی تولیدش ذاتا فردمحور است و اگر گروهی هم تولید می‌شود، تولیدش بر محور فرد است؛ یعنی نوع ساختارش و مکانیزم سری‌سازی آن و خط تولید به معنی صنعت ندارد ولی سایر کارکردهایش ستادمحور و ارگانیزم‌محور است. در واقع ستادی می‌خواهد اینها را هدایت کند. اینجا آن نقش ستادی وجود ندارد. صنایع دستی ده‌ها هزار سال در جامعه ایرانی سابقه دارد و پیشینیان این ابزار را برای رفع نیازهایشان تولید و استفاده می‌کردند، اما هم‌اکنون در کنار مصارف کاربردی بحث زیبایی و تزئینات آن نیز مورد توجه است. در دنیای امروز نمی‌توانیم بگوییم این حرکت‌های خودجوش به صورت منفرد و بدون برنامه بتواند در زمان کم به نتیجه مطلوب برسد؛ چرا که می‌شود انتخاب طبیعی و شانس، ولی الان بحث ستاد مطرح است و ستاد باید تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی کند، در واقع شناخت را حاصل کند و هدف‌ها را جهت دهد تا بشود نتایج مطلوب گرفت که ما در این بخش مشکل داریم و تا این باور و ساختار شکل نگیرد مشکلات باقی خواهد بود. به هر حال، باید صنعتگر، اتحادیه و دولت همه به این باور برسند و بخواهند تا این حمایت‌ها انجام شود.

راه‌اندازی میز صنایع‌دستی در سازمان توسعه تجارت و همچنین شورای حمایت از صنایع‌دستی تاکنون چه عملکرد و خروجی ‌ای داشته است؟

این خروجی را بهتر است کسانی که بیشتر در دولت نقش داشتند بیان کنند.

یعنی شما به عنوان اتحادیه در جلسات حضور ندارید؟

چرا، ما هم شرکت می‌کنیم و حضور داریم. البته انتظار نداریم در طول شش ماه یا یک سال اتفاق خاصی بیفتد به هر حال، همین که این نیاز احساس شده این جلسات باشد خودش یک گام به جلوست، اما خروجی آن به این سرعت نیست. من نگاه سیستمی به این کار دارم. متاسفانه تصمیمات جزیره‌ای است و این جواب نمی‌دهد؛ در کل، ساختار کشور ـ که صنایع‌دستی هم جزئی از آن است ـ نگاه بخشی و جزیره‌ای به مسائل باعث شده تا یک دیدگاه و استراتژی فرابخشی نداشته باشیم. اینها همه از هم متاثر است. حرکت صنایع‌دستی روی همه بخش‌ها تاثیر می‌گذارد؛ مثلا وقتی در حوزه اقتصاد قیمت انرژی بالا می‌رود صنایع دستی هم متاثر می‌شود و این بخش هم باید خودش را آماده کند. این یک مثال مشهود است، اما مثال‌های نامشهود هم داریم. شاید خیلی‌ها باور ندارند وقتی بخش نفت و پتروشیمی می‌تواند براحتی درآمدزا باشد سرمایه و استعداد را به سمت خود می‌کشاند. در نتیجه بخش صنایع‌دستی هم از آن متاثرشده و توجه کمتری به آن می‌شود. برای صادرات و توسعه روند یک سیستم و مدل یکپارچه می‌خواهد. اقتصاد مثل ظروف مرتبط می‌ماند؛ هر جا را که دست بزنید از جای دیگری خودش را نشان می‌دهد.

در حلقه‌هایی که این‌گونه به هم مرتبط هستند فکر می‌کنید برای شروع چه اقدامی باید انجام شود؟

بارها گفته‌ایم، ولی کسی گوش نمی‌کند. صنایع دستی در این حدود 80 سالی که بین 18، 19 سازمان، وزارتخانه و موسسه چرخیده استراتژی بلندمدتی نداشته و آیا برنامه‌ها طبق مدلی که یک نفر در مقطعی آمده و مطرح کرده ادامه یافته است؟ هر بار داریم از بیخ و بن می‌کنیم و از اول می‌گوییم آنچه من گفتم درست است. وقتی تفکر و سیستم برنامه‌ریزی بر مبنای یک اصول علمی و استراتژی بنا نباشد و برای بیزینس پلانی نوشته نشود نمی‌تواند به جایی برسد. من در عمر کاری خودم مدیران مختلفی را دیدم که هر کدام دیدگاه و برنامه‌های خاص خودشان را داشتند و به آن معتقد بوده و طبق آن پیش رفتند، اما کدام درست بوده؟ در هر صورت آسیب است. مشکل ما در ساختارها اینجاست، برنامه‌ها مشخص نیست، هر کسی می‌آید و یک چیزی می‌گوید و قضیه مثل فیل مولاناست. هر کسی یک گوشه کار را می‌بیند. یکی اعتقادش به تولید است و به تولید می‌چسبد. یکی اعتقادش تجارت است و به بازرگانی می‌چسبد. یکی اعتقادش به اصالت و کیفیت است، آن را پیگیری می‌کند. یکی به آموزش توجه می‌کند، یعنی کسی نیست که به همه این ابعاد توجه کند. الان آموزش صنایع دستی دارد به حاشیه می‌رود، چون برایش بودجه دیده نشده است .

چند رشته صنایع‌دستی وجود دارد که به فراموشی سپرده می‌شود؟

عبدلی: یکی از مشکلات ما نابسامانی بازار تولید است و متاسفانه در این بخش ثبات قیمت نداریم. امروز یک قیمت داریم و فردا یک قیمت دیگر، در حالی که در دنیا کسی نمی‌تواند از زیر بار تعهدات شانه خالی کند

نمی شود گفت فراموش می‌شود، چون عده‌ای در جاهایی دارند کار می‌کنند. البته وقتی رشته‌ای اثرات بیرونی و منفعت اقتصادی خود را از دست می‌دهد کمرنگ‌شدن آن گریزناپذیر است. زمانی کالایی کاربردی بوده، اما هم‌اینک این جنبه را ندارد و باید بپذیریم بحث تکنولوژی، بحث سنت را به حاشیه می‌راند و سرعت عمل با قیمت تمام‌شده و بحث نوآوری و کیفیت مرتبط است، صنایع‌دستی ذاتا قرار نیست با صنایع رقابت کند. صنایع دستی، یک هنر صنعت است. وقتی می‌گوییم هنر صنعت وجه تمایز بحث هنری و زیبایی‌شناسی، فرم‌شناسی و ریخت‌شناسی و پیشینه قبلی‌اش و... اینهاست که با ارزش می‌کند. مثلا وقتی صحبت از یک قابلمه می‌شود با فناوری تولید آن زوایا و کاربردش خیلی قشنگ است، اما حالا اگر دیگ مسی ما آمد و خودش را با تکنولوژی وفق داد یک هنر صنعت می‌شود. به عنوان مثال، یک شرکت آلمانی آمده و یک‌سری دیگ‌های سرامیکی تولید کرده که ته نمی‌گیرند و مزایای بسیاری دارد و در کنار این تکنولوژی آمده هنر دستی را هم به آن اضافه کرده است و شکل و شمایل خاصی به آن داده که این پیوند هنر و صنعت است که من به آن صنعت دستی هم می‌گویم، چون خیلی از کارها با دست انجام می‌شود و آن تکنولوژی قدیم را با تکنولوژی جدید و با سلیقه و ذائقه مشتری هماهنگ کرده و نوآوری به‌وجود آورده است. به هر حال، در دنیای امروز ناخودآگاه ممکن است برخی از صنایع دستی منسوخ شود و باید بپذیریم فناوری مرتب سنت و صنایع دستی را به حاشیه می‌راند.

پیش از این اعلام شده بود که قرار است به فعالان صنایع‌دستی برای تامین مواد اولیه کمک‌هایی صورت گیرد. تاکنون چه اقداماتی شده است؟

متاسفانه تا به حال چیزی در این مورد به ما گفته نشده است. به هر حال اگر قرار است کمکی شود باید ردیف بودجه داشته و مشخص باشد که از چه محلی قرار است اعتبارات تامین شود، چون نمی‌تواند این کمک‌ها خلق‌الساعه باشد.

در آمار شش ماه ابتدای سال اعلام شد که حدود 630 میلیون دلار صنایع‌دستی صادر شده است که نسبت به رقم مدت مشابه سال قبل ـ که حدود 340 میلیون دلار بوده ـ رشد قابل توجهی نشان می‌دهد. آیا با توجه به این رشد فکر می‌کنید وعده داده‌شده برای صادرات 5/1 میلیون دلاری صنایع دستی محقق شود؟

من فکر نمی‌کنم افزایش صادرات به این شدت رخ داده باشد، چون ما که دست‌اندرکار هستیم رشدی نمی‌بینیم. بحث صادرات همیشه حلقه آخر زنجیر است و این بخش متاثر از سایر بخش‌هاست. در بحث صادرات دو موضوع مطرح است. اگر بگوییم کد تعرفه‌ها عوض شده مثلا کالایی قبلا جزو صنایع دستی نبوده و حالا طبق تصمیم‌گیری‌های جدید اضافه‌اش کردیم یا کد تعرفه جداشده می‌تواند تغییراتی را به‌وجود بیاورد، مثلا سرامیک اگر قبلا با چینی و بهداشتی در یک گروه تعریف می‌شده حالا کد و تعرفه‌اش جدا می‌شود و جزو صنایع دستی حساب می‌شود، بنابراین می‌تواند تاثیر بگذارد. به نظر من، این افزایش صادرات صنایع‌دستی نیست برای این‌که این صادرات صورت می‌گرفته فقط ما استحصالش نکردیم، حالا با بهینه‌سازی آمدیم آمارش را درآوردیم. از طرفی دیگر فکر می‌کنم آمار دقیق نیست، چون این میزان صادرات را مشاهده نمی‌کنیم به دلیل این‌که افزایشی در تولید اتفاق نیفتاده تا در صادرات خودش را نشان بدهد. در واقع باید 150 میلیون تولید صورت بگیرد تا صد میلیون صادرات انجام شود. باقی مصرف داخلی است.

پس معتقدید افزایش صادراتی صورت نگرفته و فقط تغییراتی در استحصال آمار صورت گرفته است؟

به نظر من صادرات محقق نشده است و با توجه به چند ماه باقیمانده تا پایان سال نیز آمار هدفگذاری‌شده محقق نمی‌شود. برای آن که ابتدا باید تولید افزایش پیدا کند و تولید زمانی افزایش پیدا می‌کند که برنامه‌های حمایتی انجام شود و از صفر تا صد تولید دیده شود یعنی مواد اولیه، طراحی بانک‌های اطلاعاتی، توجه به بسته‌بندی، جمع‌آوری کالا و محصول و بحث جایگاه‌سازی در خارج از کشور صورت بگیرد. در رابطه با این مسأله که بخش صنایع‌دستی رو به توسعه است و جایگاهش بالاتر رفته شکی نیست، ولی چنین آماری نمی‌تواند صحیح باشد.

این آمارچطور استخراج شده؟

من این آمار را نمی‌توانم بپذیرم. منطق می‌گوید این نمی‌تواند محقق شده باشد. آماری که منتشر می‌شود آمار استخراجی است، آمار رسمی گمرک نیست؛ یعنی گمرک نمی‌گوید صنایع‌دستی اینقدر صادرات داشته است. می‌گوید اینقدر صادرات‌شده، یکسری کد تعرفه‌های مشترک داشتیم و یکسری چیزها اضافه‌شده مثل طلا و جواهر و زیورآلات خاص یا یکسری مبلمان منبت چوبی که دارد اضافه می‌شود که همه اینها می‌تواند خیلی از آمارها را جابه‌جا کند.

ممکن است آمار صادرات فرش هم به آن اضافه شود؟

نه، فرش کد تعرفه‌اش جداست اما ممکن است یکسری گلیم‌ها که به اسم فرش می‌رفته الان جداسازی شود، اما در کل به‌طور دقیق نمی‌توان گفت این آمار چطور استخراج می‌شود ولی نمود بیرونی آن نشان می‌دهد هیچ اتفاقی نیفتاده و وقتی با صادرکنندگان تماس گرفته می‌شود، می‌گویند صادراتشان کاهش پیدا کرده است یعنی حجم فروش در برخی اقلام صنایع‌دستی کاهش یافته و در برخی نه. این آمارها باید در کنار هم قرار گیرد که بتوان قضاوت کرد. اگر مثلا از فردا بگوییم کاغذ هم جزو صنایع دستی است این نشان‌دهنده افزایش نیست، اما به هر حال این روشن است که توجهات به این بخش بیشتر شده است. ما قبلا در خارج از کشور حضور نداشتیم، الان حضورمان را پررنگ می‌کنیم بحث دومش افزایش قیمت ارز و تاثیر آن بر صادرات است. در واقع با تغییر نظام ارز اگر چه از نظر قیمت تمام‌شده نیز هزینه‌ها افزایش یافته، اما چون صنایع‌دستی وابستگی تکنولوژیکی و مواد اولیه وارداتی ندارد و کاملا محصولی است فرهنگی و بومی با قیمتی که فروش می‌رود صادراتش مزیت خاصی پیدا می‌کند و نکته سوم این‌که ما یکسری محصولاتی تولید می‌کنیم که کسی در جهان تولید نمی‌کند بنابراین با گسترش حضور ما دربازارهای جهانی، دامنه فروش و صادراتش بالا‌می‌رود. این یک واقعیت است و باید از صفر تا صدش و نظام مواد اولیه را تقویت کنیم که در حال حاضر پیگیرش هستیم.

چند درصد مواد اولیه در داخل تولید می‌شود؟

95 درصد .

دلیل این‌که عنوان می‌شود در مواد اولیه کمبود داریم و هزینه تولید بالا می‌رود، چیست؟

برخی مواد اولیه مثل مس با افزایش قیمت جهانی با افزایش قیمت مواجه می‌شود یا چسب و چوب گران می‌شود چون نهاده‌ها گران می‌شود و از طرف دیگر با افزایش هزینه دستمزد و هزینه حمل و نقل و همچنین ملزوماتی مثل بسته‌بندی طبیعتا قیمت کالاها نیز افزایش می‌یابد.

هزینه‌ها نسبت به سال گذشته چقدر افزایش یافته است؟

صنایع‌دستی در کشورمان بالغ بر 360 رشته را شامل می‌شود و این حوزه از عمق و گستردگی بالایی برخوردار است که همه اینها همسان و همگن نیستند، مثلا در رشته‌هایی مثل سرامیک و شیشه به دلیل انرژی‌بر بودنشان با هدفمند‌کردن یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌های انرژی طبیعتا افزایش هزینه داریم، اما مثلا در رشته منبت افزایش هزینه چندان نیست چون از حامل‌های انرژی به آن نسبت استفاده نمی‌شود بنابراین افزایش هزینه در صنایع مختلف متفاوت است، اما بین حداقل 20تا 40 درصد افزایش هزینه داشتیم، اما با قیمت ارز وقتی در این مدت مقایسه می‌شود اگر ارز 100 تا 300 درصد گران‌شده ما 50 تا 60 درصد افزایش قیمت داشتیم بنابراین با توجه به افزایش نرخ ارز صنایع دستی مزیتش در صادرات بیشتر می‌شود. درست است که افزایش هزینه داشتیم، اما این افزایش هزینه‌ها ثلثی یا ربعی از افزایش واقعی قیمت ارز است، بنابراین صنایع‌دستی دارای مزیت بیشتری در صادرات شده و حاشیه سودش بالا می‌رود و قدرت رقابت‌پذیری آن افزایش می‌یابد. در واقع، اگر چه کالایمان را به‌ظاهر با قیمت کمتری می‌فروشیم، اما با توجه به افزایش قیمت ارز رقابت‌پذیری‌مان با رقبای خارجی بیشتر شده. به طور مثال اگر قیمت کالایی قبلا هزار تومان تمام می‌شد و یک دلار در خارج به فروش می‌رفت، الان اگر قیمت تمام‌شده آن کالا برای ما اینجا 1200 تومان تمام شود و بخواهیم 1500 تومان بفروشیم دیگر به ارزش گذشته 5/1 دلار نیست. حالا ارزش 1500تومان شده نیم دلار، بنابراین این نیم دلار تفاوتی که حاصل شده مزیت برای بخش است؛ یعنی صادرکننده با توجه به ارزش هر دلار که به حدود 3000تومان رسیده، می‌تواند 1500 تومان سود هم بکند. با توجه به افزایش قیمت دلار، صادرکننده ایرانی می‌تواند برای رقابت با رقبای خارجی که کالای مشابه دارند حتی قیمت محصول خودش را در بازار جهانی قدری کاهش دهد و حتی سود هم بکند.

یـعنی امــیدوارید با افزایش قیمـت ارز، صادرات صنایع‌دستی رونق بگیرد؟

این موضوع یک طرف قضیه است، طرف دیگر سازماندهی و برنامه‌ریزی و ثبات بازار تولید است. یکی از مشکلات ما نابسامانی بازار تولید است و متاسفانه در این بخش ثبات قیمت نداریم. امروز یک قیمت داریم و فردا یک قیمت دیگر، در حالی که در دنیا کسی نمی‌تواند از زیر بار تعهدات شانه خالی کند. اگر محصولی را تعهد می‌کنیم با 50 هزار تومان تامین و شش ماه دیگرتحویل دهیم، نمی‌توانیم بگوییم چون قیمت‌ها گران شد، نمی‌توانیم به تعهدمان عمل کنیم. در بازارهای بین‌الملل این طور نیست که با قیمت‌ها بتوانید بازی کنید. اگر تعهدی دادید باید عمل کنید و اگر نکنید باید خسارت بدهید و ضرر و زیان دارد، ولی در بازار داخل طرف خیلی راحت می‌گوید گران شد و من نمی‌توانم تحویل دهم، می‌گوید سفارش ملغی شد و فقط می‌توانم اینقدر تامین کنم. وقتی از ثبات صحبت می‌کنیم، یعنی باید بتوانیم برای صادراتمان در شش ماه دیگر برنامه‌ریزی کنیم.

از 360 رشته صنایع دستی چند رشته جزو پرفروش‌ترین و مطرح‌ترین در بازارهای جهانی است؟

خیلی از رشته‌هایمان مزیت صادرات دارد. البته نه این‌که همه زیر گروه آن رشته مزیت صادراتی دارد، مثلا در بافت اداری ما گلیم‌ورنی، گلیم‌شیری کی پیچ، گلیم‌های سیرجان، گلیم قشقایی و گلیم‌های منطقه کردستان همه اینها مزیت صادرات دارد، اما یکسری از گلیم‌ها مزیت صادرات ندارد یا قیمت تمام شده آن بالاست و مشابه آن زیاد است و خیلی از بازارهای هدف جواب نمی‌دهد. خیلی از کشورهای دنیا یا خود آن کشور می‌تواند با قیمت پایین‌تر تولید کند بنابراین مزیت صادرات ندارد. البته اغلب صنایع دستی قدرت صادرات دارد، اما باز با این حال فرق می‌کند. ممکن است یک کارگاهی بتواند به خاطر داشتن کیفیت و طراحی صادرات کند، اما یک کارگاه به خاطر داشتن طراحی و کیفیت خوب و هزینه تمام‌شده پایین‌تر موفق‌تر عمل کند. یعنی باید توانایی و دانش هم برای ورود به بازار صادراتی در فرد وجود داشته باشد.

زمانی که متولی سازمان صنایع دستی وزارت صنایع بود، بهتر بود یا الان که زیر نظر سازمان میراث فرهنگی است؟

نمی‌شود به طور قاطع گفت؛ هر کدام مزایا و معایب خودشان را دارند. ما سه نگاه به صنایع دستی می‌توانیم داشته باشیم؛ یکی به عنوان یک مدل اقتصادی و اقتصاد توسعه منطقه‌ای که اقتصاد صنایع دستی بر آن پایه رشد کرده و درآمد ایجاد کند و خودش را بچرخاند و به کسی به عنوان قیم‌بودن احتیاجی نداشته باشد. این یک نگاه مدل اقتصاد توسعه منطقه‌ای است که ویتنام انجام داده. یک وقت هم هست که نگاه ابزاری به این بخش داریم یعنی وقتی اشتغال می‌خواهیم می‌گوییم صنایع دستی برای اشتغال خوب هست وقتی می‌خواهیم، صادرات کنیم و ارز می‌خواهیم به این بخش توجه می‌شود که در این نگاه ابزاری گاهی نگاه فرهنگی و اجتماعی داریم و می‌خواهیم آسیب‌ها را کنترل کنیم که در این نگاه معتقدیم که صادرات صنایع دستی فرهنگمان را تقویت کرده و مردم به سنت گرایش پیدا می‌کنند. این نگاه‌ها ابزاری است، اینها مدل‌های نگاه است که هر کدام آسیب خود را بر جای می‌گذارد یعنی وقتی نگاه فرهنگی می‌شود دیگر به کارکردهای اقتصادی توجه نمی‌شود و بعد می‌گویند توجیه ندارد جمعش کنید؛ این در حالی است که باید همه ابعاد را در نظر بگیریم. این نگاه‌هاست که بخش را می‌سازد.

سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها