پشت پرده
گفتوگوکردن با سمیه و پدرش به خاطر لهجه غلیظشان کاری دشوار بود برای همین بهناچار از یکی از دوستان که با این لهجه آشنایی داشت کمک گرفتیم و او در واقع نقش مترجم را بازی کرد. برادر متهم پرونده که معاونت در اسیدپاشی داشته با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد شده است و پدر سمیه به شدت به این موضوع اعتراض دارد و میگوید این مرد او و خانوادهاش را تهدید کرده است.قبل از هرچیز درباره خود ماجرا توضیح بده و اینکه چرا چنین اتفاقی افتاد. ماجرا از زمانی شروع شد که خواستم طلاق بگیرم و شوهرم موافق نبود او با برادرش دست به یکی کرد و روی من اسید ریخت. الان شوهرم زندان است، اما برادرش با سند آزاد است.
چرا تصمیم به طلاق گرفتی؟
معتاد بود و کارش فقط دزدی و مواد کشیدن. به خاطر اینکه نمیتوانست خرجی بدهد میخواستم از او جدا شوم. او و برادرش ساعت سه نصف شب روی من و بچهام اسید ریختند.
حادثه دقیقا چه طور اتفاق افتاد؟
من خواب بودم اصلا متوجه نشدم چطور اسید ریختند، اما بعدا فهمیدیم حدود چهار پنج لیتر اسید بوده. بعد از آن اتفاق چون خانه ما حدود 20 متر با خانه پدرم فاصله داشت شوهرم دوید، به آنجا رفت و گفت بیاید: «زن و بچهام با برق سوختهاند، بمبی منفجر شده و از این حرفها.» بعد مردم جمع شدند و من را رساندند بیمارستان. بعد شوهرم را دستگیر کردند او روبهروی محوطه دادگاه به پدرم گفته بود برادرش اسید را ریخت، اما در دادگاه چیز دیگری اعتراف کرد برادرش 16 روز فراری بود بعد دستگیر شد و هفت یا هشت ماه زندانی کشید، الان هم آزاد است.
چرا شوهرت با طلاق مخالف بود؟
نمیدانم این مشکل خودش و برادرش بود.
الان طلاق گرفتهای؟
نه فعلا، اما کارهای طلاقم را انجام دادهام، فعلا دارند روی پرونده اسیدپاشی کار میکنند، منتطرم ببینم آخرش چه میشود.
بچهات هم آسیب دیده است او چند سال دارد؟
وقتی روی ما اسید ریختند، دخترم هنوز شیرخواره بود و فقط دو سال داشت. اسم شناسنامهای دخترم نیره است اما در خانه رعنا صدایش میکنیم.
الان وضع جسمی خودت و دخترت چطور است؟
یک چشم رعنا باید به طور کامل تخلیه شود و سرش هم اصلا مو ندارد، صورت و بدنش سوخته و یک جای سالم در تنش نیست. غیر از اینکه ظاهرش خراب است، عصبی شده و دایم جیغ میکشد و گریه میکند. خودم هم دو چشمم خراب است، نه گوش دارم، نه بینی دارم و نه لب.
چه مدت با شوهرت زندگی کردی و او قبلا چه شغلی داشت؟
ما هشت سال است که با هم ازدواج کردهایم و قبل از اعتیاد هم کارگر بود و هرکاری که گیرش میآمد انجام میداد. او اول معتاد نبود سه چهار سال قبل معتاد شد.
شوهرت قبلا سابقه خشونت داشت؟
او ذاتش خراب است. دست بزن که تا دلت بخواهد دارد و فحش و بد و بیراه هم برایش عادی بود و از وقتی هم که معتاد شده بود اصلا نمیشد با او حرف زد.
برادرشوهرت چرا در این کار دخالت کرد؟
من نمیدانم به خدا. او از شوهرم بزرگتر است و شوهرم هرچه برادرش میگوید گوش میکند برادر شوهرم دختر عروس کرده، پسر داماد کرده، اما هنوز رفتار درستی ندارد.
برادر شوهرت هم معتاد است؟
نه. او سالم است، ولی کارش فروش مواد است، از این قرصهای اکس و متادون میفروخت.
شوهرت برای اعلام مخالفت با طلاق میتوانست کارهای دیگری انجام بدهد حالا چرا سراغ اسید رفت؟
پیش خودش فکر کرده بود اگر از او جدا شوم با مرد دیگری ازدواج میکنم و همه هدفش این بود که جلوی ازدواج دوباره من را بگیرد.
مگر خواستگار دیگری هم داشتی؟
نه خودش اینطور فکری کرده یا اینکه برادرش زیر پایش نشسته و همچین حرفهایی به او زده بود.
با شوهرت فامیل هستی؟
ما در روستای همتآباد بودیم و آنها ساکن بروات بودند و 20 کیلومتر هم با هم فاصله داشتیم.
الان پرونده در چه وضع است؟
فعلا که هم خودش و هم برادرش را چندبار بازجویی کردهاند و شوهرم هرچه بازجویی داده علیه برادرش حرف زده. پزشک قانونی کرمان هم نظر آخر را داده است و فعلا منتظریم.
شوهرت یا خانوادهاش تا حالا برای جلب رضایت شما چه کار کردهاند؟
از موقعی که این اتفاق برایم افتاده حتی یک نفرشان هم نیامده حالم را بپرسد. فقط تهدید میکنند که اگر رضایت ندهم یکی از پنج برادر یا پدرم را میکشند. خلاصه کارشان فقط شده تهدید و تهدید.
گفتوگو با پدر سمیهآقای مهری هزینههای درمان دختر و نوهتان را چطور تامین میکنید؟
همه هزینهها را تا اینجا خودمان دادهایم. فقط 26 میلیون هزینه بیمارستان شفای تهران شد. هر بار هم که تهران میرویم یک میلیون، یک میلیون و 500 هزارتومان خرج میشود.
کسی تا به حال به شما کمک کرده یا بیمه هزینهای را برعهده گرفته است؟
کسی کمک نکرده، آب و باغ داشتم فروختم. همه زندگیام را فروخته و تا اینجا پول درمان دختر و نوهام را دادهام. در آمدی هم ندارم. البته دولت 10 میلیون تومان کمک کرده که آن را هم به حساب نوهام ریخته است که میگویند فعلا قابل برداشت نیست.
دخترت تا الان چند عمل انجام داده است؟
پنج عمل روی چشمش و دو عمل روی صورتش در تهران انجام شده است و در کرمان هم 20 عمل روی صورتش و جاهای مختلف بدنش انجام داده است. همه بدنش سوخته و تا نوک پایش را تراشیده و پیوند زدهاند.
وضع رعنا طور است؟
سرش را جراحی کردهاند و هر 20 روز یا ماهی یک دفعه باید پوستش را بتراشند، آنقدر این کار را کردهاند که اعصابش از کار افتاده است حتی اگر با نوک کارد گوشت این بچه را بکنی اصلا نمیفهمد. این بچه خوب شده بود، اما پیوند را پس زده است. دهان و صورتش کج رشد میکند و بینیاش کامل از بین رفته است. از دست من هم کاری برنمیآید تنها کاری که میتوانم بکنم این است که آنها را دلداری بدهم. الان کل خانواده در یک اتاق 6 متری زندگی میکنیم تا بتوانیم خرج بیمارستان اینها را بدهیم. نمیدانم چطور طاقت بیاورم. من نمیدانم نوهام چه گناهی کرده که چنین بلایی باید سرش بیاید، مادرش طلاق میخواست این بچه چه تقصیری داشت؟
دامادت چه احساسی دارد؟
یکی از سربازان در زندان از او در مورد این کار پرسیده و او گفته بود اسید ریختم تا بمیرند. او اگر پشیمان بود که چنین حرفی نمیزد.
خواسته شما از دادگاه چیست؟
ما از دادگاه اعدام هر دو برادر را میخواهیم. چون اگر ما به اینها رضایت بدهیم فردا صبح ده نفر دیگر هم همین کار را میکنند. آمنه که در تهران رضایت داد، متهم همانجا به او توهین کرد.
اما اگر شما رضایت بدهید و دیه بگیرید میتوانید با آن هزینههای درمان را تامین کنید.
من هرچه دارم میفروشم و خرج درمان اینها میکنم. من از دولت اعدام یا قصاص آنها را میخواهم، پول دیه برای من حرام است.
ملیحه ابراهیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم