خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 81

سه شنبه 27 اردیبهشت 1373 جلسه معارفه آقای کردان به عنوان معاون جدید اداری و مالی و تودیع آقای دوایی برگزار شد. محل جلسه ، سالن کنفرانس ساختمان اداری سازمان بود.
کد خبر: ۵۲۶۱۹

آقای تابشیان مقداری از فعالیت های آقای دوایی را برشمرد و ستود. سخنان من چند محور داشت:

1- وظیفه اصلی سازمان تولید است
2- ساختار سازمان باید متناسب با تولید انبوه شکل گیرد.
3- مشکلات کلان همکاران ، نداشتن مسکن و کمی حقوق است. این معاونت باید برای رفع این دو مشکل اهتمام کند.
آقای دوایی هم سخنانی را درباره فعالیت های 9 ساله خود در معاونت اداری و مالی بیان کرد. آقای کردان هم سخنرانی کرد و در ضمن گفت من احساس می کنم وظیفه ام نوکری همکاران صدا و سیماست.
امروز ساعت 2 بعدازظهر وقتی اخبار را از رادیو گوش می کردم ، در بخش پایانی خبر، حادثه عجیبی رخ داد: گوینده تفسیر سیاسی مرتبا صدایش می گرفت و سر و صدای ناهنجار به راه می انداخت و بدون عذرخواهی ، مجددا این وضع ادامه پیدا می کرد.
بعد قدری صدا قطع شد و باز این وضع ادامه یافت. خیلی ناراحت شدم که چرا اینقدر بی سلیقگی در کار رادیو صورت گرفته. حداقل اگر ناراحتی پیدا کرده اید، صدا را قطع کنید تا با سر و صدای ناهنجار، مخاطبان ناراحت نشوند.ؤ ثانیا، چرا عذرخواهی نشده؛ ثالثا، مگر صدابردار خواب بوده که در این مواقع با گرفتن صدا روی آنتن ، جلوی اشتباه و اشکال گوینده خبر را بگیرد؛
در حالی که در اتومبیل بودم و قصد داشتم برای جلسه ای به بیرون سازمان بروم ، به ساختمان پخش رفتم. دیدم اگر از همین ابتدا با این بی نظمی ها مقابله نشود، سازمان ، وضع مرتبی به خود نمی گیرد. مستقیما به استودیوی خبر رادیو رفتم . همکاران پخش با دیدن من که سرزده به آنجا رفته بودم ، دستپاچه شدند.
به صدابردار که خانمی بود، گفتم وقتی مجری خبر کارش تمام شد، به ایشان بگوید به اتاق معاون سیاسی بیاید; با او کار دارم. خودم به اتاق آقای محمدی معاون سیاسی رفتم. قدری هم عصبانی بودم. به ایشان اعتراض کردم چرا این وضع در خبر رخ داده است.
آقای محمدی هم ناراحت بود که در ابتدای کارش این مساؤله مرا نگران کرده است. چند دقیقه ای گذشت و آن بنده خدا به اتاق آقای محمدی آمد. با لحن تند و عصبانی به او گفتم چرا این گونه عمل کردی؛
آن همکار ما خیلی دستپاچه شده بود و توضیح قانع کننده ای هم نداشت. می گفت من بیماری داشتم و... این پاسخ ، بیشتر مرا ناراحت کرد که اگر کسی به عنوان مجری خبر، ناراحتی یا بیماری دارد، چرا با این حال در استودیو حاضر می شود تا این همه مردم را با صدای خود عصبانی کند.
با عصبانیت به آقای محمدی گفتم: ایشان با این رفتار به مردم توهین و اعصاب آنان را خرد کرده است ; بنابراین او را از کار برکنار کنید. از اتاق خارج شدم و به معاون فنی هم گفتم با صدابردار برخورد جدی شود; چون در این موقع درست عمل نکرده است.
در بین راه که برای حضور در جلسه ای عازم آنجا بودم ، خودم را سرزنش می کردم که چرا اینقدر ناراحت و عصبانی شدم ; مخصوصا حالت آن دوست و همکار که خیلی مضطرب به اتاق آقای محمدی آمد و با ناراحتی من مواجه شد، مرتب به ذهنم خطور می کرد و مرا بیشتر آزار می داد.
نمی دانم شاید کارهای اجرایی ما را قدری سنگدل کرده! از طرفی صدا و سیما باید مثل ساعت کار کند و این امر باید یک فرهنگ شود و نمی توان نسبت به مخاطبان ، تساهلی مسلک بود.
این رفتار، روحیه بی نظمی را در سازمان تسری می دهد. خلاصه ، تا به جلسه رسیدم ، با خودم کلنجار می رفتم و از عکس العمل خودم خشنود نبودم.
جلسه در دفتر آقای مهندس آخوندی ، وزیر مسکن تشکیل شده بود. مقداری از وقت جلسه به بحث درباره هماهنگی در اجرای پروژه های صدا و سیما گذشت.
آخر جلسه آقای آخوندی گفت: مصاحبه آقای بهزاد نبوی را خوانده ای؛ گفتم: امروز نرسیدم روزنامه ها را مطالعه کنم.
روزنامه سلام را به من نشان داد. ایشان ظاهرا نقدی بر سیاست های تعدیل اقتصادی دولت داشته است. گفته بود اشتباه دولتمردان این است که گرچه جزو کشورهای عقب مانده صنعتی و کشورهای جهان سوم هستند، ولی رفتار سرمایه داری را در پیش گرفته اند; لذا وضعی شبیه کشورهای امریکای لاتین ، برزیل و ترکیه و... پیدا کرده اند که رشد قیمت زیاد در آنها صورت پذیرفته و نمی توانند رابطه عرضه و تقاضا را تنظیم کنند.
به نظر ایشان اگر سیاست هایی که دولت اخیرا برای کنترل قیمت ها اتخاذ کرده ، تاکتیکی نباشد و یک برگشت استراتژیک از سیاست های تعدیل باشد، خوب است.
آقای آخوندی نگران بود این فضاسازی های رسانه ای مجددا کشور را به سمت سیاست های کوپنی سالهای اول انقلاب ببرد، که یک عقبگرد جدی برای کشور خواهد بود. به ایشان گفتم بعید می دانم آقای هاشمی با این حرفها سیاست های کشور را در زمینه اقتصادی عوض کند و زمانه کوپنی زیستن هم گذشته و توقعات مردم با این روشها قابل تامین نیست.
اما از طرف دیگر گرانی هم کشور را آسیب پذیر کرده و شاید در حال حاضر چاره ای جز کنترل قیمت ها نباشد.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 80
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها