قهرمان خوشاندامی که در جام جهانی 2005 تهران با کشتیهای قابل قبول خود شور و نشاط خاصی به سالن هفت تیر تهران بخشیده بود، امروز تومور بیرحم گوش، توان همه عضلاتش را مکیده است و دیدنش بهحدی دردناک است که مثل هر بیمار دیگری ما را وادار میکند که فارغ از هر مسائل و مشکلات روزمره زندگی، قدر سلامتی خود را بدانیم. اما فارغ از این ، وقتی به این مساله فکر میکنید که فردی که به این حال و روز افتاده است، شش، هفت سال پیش در کسوت یک ملیپوش برای کشورش تلاش میکرد و حالا خانوادهاش از کمبود توجه مینالد، بیشتر تو را اندوهگین میکند! خانواده پودنکی دیروز به همراه مردی جهت ادامه مداوای این ورزشکار بیمار به فدراسیون پزشکی ورزشی مراجعه کردند که به لحاظ قانونی هیچ مسئولیت و تکلیفی متوجه او نیست، اما به لحاظ انسانی تا دلتان بخواهد او مردمدار است؛ محمدرضا طالقانی را میگوییم، کسی که خاطره گلریزان باشکوهش برای مردم زلزلهزده بم جلوی در ورزشگاه شیرودی و جمعآوری بیش از ده میلیارد تومان کمکهای نقدی و غیرنقدی، هیچگاه از اذهان مردم و بویژه ورزشدوستان نمیرود.
طالقانی گرچه هفت ، هشت سالی است دیگر در فدراسیون کشتی سمتی ندارد، اما این مساله باعث نمیشود او کشتیگیری را که برای این آب و خاک زحمت کشیده است تنها بگذارد. اودیروز در فدراسیون پزشکی ورزشی چنان با آب و تاب از پورکاظمی، رئیس این فدراسیون میخواست که تا سرحد امکان این کشتیگیر سابق قمی را یاری کنند که گویی فرزند خودش در بستر بیماری است؛ البته یکی چیزی هم بلافاصله از ذهن من گذشت که سپردن مدیریت فدراسیون پهلوانی به طالقانی ـ که چندی پیش اتفاق افتاد ـ چقدر برازنده این پهلوان است که هیچوقت فتادهها را تنها نمیگذارد!
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم